چریکهای مسلح فدائی خلق -سازمان مخفی ایران

چریکهای مسلح فدائی خلق -سازمان مخفی ایران
چریکهای مسلح فدائی خلق -سازمان مخفی ایران

تیر ۲۰، ۱۳۹۰

جام جهانی فوتبال زنان

طنزدریافتی
به کونیِ(ببخشید،زبونم چرخید)،به کوری سوراخ همه زینب کماندوهای فوتبالیست
______________________________________

گزارش مسابقه فوتبال تیم زینب کماندوهاباتیم ژاپن

گزارشگر:میرفندرسکی
داوروسط:امام مهدی،(حشری)الله،تبارک التعالی
کمک داورها:
داورچپ:جنیفرلوپز
داورراست:زینب کبری باهمکاری حضرت فاطمه زهرا

گزارشگر:مسابقه فوتبال،بین دوتیم ملّی زنان ایران وژاپن،شروع می شه،همان ثانیه های اول داورمسابقه،به همه بازیکنان تیم ژاپن،وبه داورکنار،جنیفرلوپز،کارت قرمزمی ده....بلّه...استادیوم بهم می خوره...داورمسابقه،همه بازیکنان تیم ژاپن رابدلیل بدحجابی،اززمین،اخراج می کنه،...تیم زینب کماندوئی ایران،به شادی می پردازند..بلّه ..بله...عجب صحنه ای... عجب صحنه ای...داورمسابقه تیم زنان ایران راهم اززمین اخراج می کنه....عجب خرتوخری شده...کارشناسان ومسئولین مسابقه به طرف داورمی رن تاعلت واقعه رابپرسن...استادیوم صدهزارنفری،ساکت وخاموش می شه....همه هیجان شنیدن حرفهای داوررودارن
مسئولین مسابقه:..آقای داور....مهدی جون...مسابقه روچرابهم زدی
داور:بسم الله الرحمان رحیم وعج فرجه وشریف...بابا..این تیم کفار،بااین پوشش خیلی ضایعه...خواهران اسلامی،هم وقتی داشتن شادی می کردن...پستوناشون بدجوربالاپائین رفت باعث تحریک جنسی نامحرمهای تواستادیوم شد،..دیدم خداروخوش نمیاد،این خواهرانِ عفیف وپاکدامن،...موردتجاوزگروهی مردای ژاپنی قراربگیرن..مخصوصاًاینکه خیلی ازخواهرانِ فوتبالیست،شوهراشون هم اینجانیست که امربه معروف ونهی ازمنکرکنند

مسئولین مسابقه:..خوب بلاخره تصمیم ات چیه
داور:بذارباداورکناری،مشورت کنم
چنددقیقه بعد

داوربه مسئولین مسابقه:-باداورهای سمتِ (راست)مشورت کردم..مسابقه به شرطی ادامه پیدامی کنه که بامشاهده حرکات موزون یاناموزون پستان خواهرانِ محجبه ما،موقع شادی وپریدن،اون آلت صاحب مرده مردهای ژاپنی توی استادیوم،صراط المستقیم نشه...وهمه چشماشونوببندن تاخواهران فوتبالیست ما،درمحیطی،الهی،به شادی بپردازند...شرط آخراینکه اگه مردهاچشاشونوبازکنن یاازلای انگشتاشون،چشم چرونی کنند،مسابقه راپنج صفر،به نفع تیم خواهران زینب،خاتمه می دم..فهمیدین...خاتم الانبیا

مسئولین مسابقه:...باشه..همه شرطهاتون قبوله...فقط سوت مسابقه رابزن
مسابقه شروع می شود

زینب ۱ به زینب ۳پاس می ده....زینب ۳ازراه دوربه زینب ۸پاس می ده..زینب ۸اوشین تاناکورارادریب می زنه...جومونگ به کمک اوشین میاد...زینب۸نمی تونه ازجومونگ ردبشه...آ(کیر)وکروساوا،مربی تیم ازکنارزمین،دادمی زنه،...داورمسابقه،به مربی تیم ژاپن کارت قرمزمی ده...بله...بله...مربی تیم ژاپن روازاستادیوم اخراج میکنه:...بهش میگه:..اسمت برای خواهران زینب،خیلی تحریک کننده هه...برواسمتوعوض کن بعدبیاتواستادیوم...داورکنارراست ,باشنیدن اسم مربی تیم ژاپن،غش،میکنه،...کاپیتان تیم ملی زنان ایران،..به مربی تیم ژاپن،اعتراض میکنه....بازهم  استادیوم خرتوخرمیشه...مسئولین مسابقه،مجدداًباداور،صحبت می کنن....خوشبختانه مسئله،باخیروخوشی،بخیرمی گذره...بازی ادامه پیدامیکنه....تاناکیرتارا،مدافع،تیم ژاپن،بدنش به بدن زینب ۱۱فورواردتیم ایران می خوره...زینب ۱۱زمین می خوره...نه نه نه..مثل اینکه غش کرد...داوربازی رومتوقف وکمک بهیارهاروخبرمی کنه....دکترهلاکوئی،به همراه تیم پزشکی،بابرانکارد،واردزمین می شن،..جنیفرلوپز،داورسمت چپ،وقت کشی هارایادداشت میکنه،...دکتر،دستورخروج بازیکن مصدوم رومی ده...زینب ۲۸به جای زینب ۱۱واردزمین می شه...ضربه خطابه نفع تیم ایران،...پشت خط هیجده قدم...زینب۱۰،زینب ۲۸وزینب۴۵پشت توپ قرارمیگیرن...داورمسابقه،شدیداًمواظب همه،زینبهاست...دروازه بان تیم ژاپن ,هانیکوکیری کیروا،مدافعان روتنظیم میکنه،..خط دفاعی روقشنگ می بنده،..زینب ۸درمحوطه شش قدم دروازه ژاپن،..منتظرارسال توپه...مدافع تیم ژاپن کاکیروکیروساوا،زینب۸رامحافظت میکنه....بله ..بله...کاکیروکیروساوازینب ۸روهول می ده وزینب ۸تعادل خودشو،ازدست میده وبادروازه بان،تیم ژاپن،...هانیکوکیری کیروا،برخوردمیکنه...زینب۸هم غش میکنه،..داورمسابقه،هم یکی ازمسئولین مسابقه روازاستادیوم اخراج میکنه،...هانیکوکیری کیروا،برای دلجوئی،بالای سرزینبِ ۸میره...انگشت تعجب بردهانِ دروازه بان ژاپن:...بله دوربینهای استادیوم(لفظ خوانی)هانیکوراکشف کردن....وهمان لحظه...همان لحظه...عجب اتفاقی....دروازه تیم زنان ژاپن،بعنوان بددهان ترین بازیکن جهان شناخته میشه...هانیکوکیری کیروا،به زینب ۸گفته:...من کیری کیرواهستم...کمپانی سوزاکی خسارت همه خسارتهارومی ده...اگه خیلی گرمته،یک نوشیدنی سرد,کیراتوسوکی،ژاپنی بخور،حالت جابیاد..
.عجب اتفاقی...دوربینهاوجب به وجب،بدنبال داورمسابقه وداورسمت راست هستن...انگارآب شدن ورفتن زیرزمین

ناگهان صدادرآسمان استادیوم پیچید

...مانمی توانیم دربین این همه،کیروساواها،مسابقه بدهیم
لطفاًتیم زنان مارادرگروه،کوسوچونچیانگها،قراردهید

پیام دریافتی-ببرهای مازندران

_________________________________

آیامازندرانی ها،اجازه می دهند،این عقرب دیندارِاسلامی،این جلادِبی ترحم راترورِانقلابی کنیم؟اگراین بوزینه شپشوراترور،کنیم؟آیاشمامردم مازندران،بویژه شماساروی ها،برایش اشک ماتم،خواهیدریخت؟یاشادوخوشحال وبه پایکوبی خواهیدپرداخت؟اگراین مزدورِبی اصل وبی ریشه راباترورانقلابی،به جهنم،ارسال کنیم؟شمامردم مازندران،عزای دینی،خواهیدگرفت؟یا...

تیر ۱۹، ۱۳۹۰

بایکوت

پاسخ به رفقادرکمیته مرکزی سازمان مخفی ایران
__________________________


رفیق البرز-مسئول .کمیته خارج ازکشور
بادرودبه رفقای فدائی

ازچندوچون برخوردهای تعدادی ازرفقادرکمیته مرکزی سازمان،درقبال سیاستهای سرکوبگرایانه رژیم ملایان،که این سرکوبهای اجتماعی،هرروزه،بیشترازقبل،گسترش،وشدت می یابد،نشان می دهدکه(باپوزش)کنترل وافساراراده وتصمیم شان راهرازچندگاهی،ازدست می دهند،این رفقاپس ازدودهه مبارزه همه جانبه باکلیت حکومت ملایان،متاسفانه،وجودروحیه وخصلت محافظه کارانه،یاحالت کوبیدن یکی به میخ،یکی به نعل،درمزاج سیاسی شان،همواره بزرگترین معضل دردرون تشکیلات سیاسی مابوده است.این افرادبی توجه به کلیه عوامل،وعلّتهائی که باعث شکست جنبش چریکهای فدائی خلق،ومستندترازهمه،نابودی کامل جنبش تاسال ۱۳۶۷که باقتل عام همه رفقای فدائی زندانی،به تراژدی غمناک انسانی،منجرشد،اصراربرتکراراشتباهات فاحش،راداشته،بی آنکه برنتایج اسف بارآن بیندیشند
قرارنبودجنبش  چریکی نوپای ما،حدومرزی به نام محافظه کاری،راسرلوحه اهداف سیاسی،خودقراردهد،-یاراه پس یاراه پیش،-یامبارزه ای همه جانبه یابوسه زدن براصل مبارزه وکنارکشیدن ازهمه چیز،-یابه عنوان انسانهائی عادی چون میلیونهانفرازشهروندان این جامعه،ادامه یک زندگی طبیعی ومعمولی یامبارزه تاآخرین نفس،-قرارنبودمنطقه آرام وصلح ومنطقه بی طرف،درعرصه مبارزاتی ماوجودداشته باشد،منطقه بی طرف،یعنی همان اندیشه هاوطرزتفکرهای حزب بادی،منطقه بی طرفی وجونداردچراکه سرانجام ودرنهایت،یاتوسط نیروهای خودی ودوست،یاتوسط نیروهای دشمن،اشغال خواهدشد،آنان که قصدزندگی،درچنین منطقه ای رادارند،یااحمق ترین قشرموجوددریک جامعه هستند،یاسودومنفعت خودرادنبال می کنند
ایجادچنین حدومرزی،نه جزواهداف جنبش چریکهاست،ونه درتشکیلات سیاسی ماهیچ جایگاهی دارد،برای ماوجودچنین منطقه ای،یعنی،هیچ وپوچ،بی معنای بی معنا،هرفردوشخصی،ازدرون سازمان،قصدگام نهادن درچنین،منطقه ای رادارد،باقاطعیت تمام(بایکوت)همه جانبه خواهدشد.پس اصراروپافشاری این رفقای محافظه کارشده،نه دردی رادرمان می کند،ونه تشکیلات ماآنان راحتی برای یک دقیقه،تحمل می کند.تغییراخلاق ونظروعقیده،هردقیقه ای،توسط (مشتی)فرصت طلب واپورتونیستِ پروراج،شده درکمیته مرکزی سازمان،باآن طرحهاوتئوریهای (حال می گویم)احمقانه،وبی پرنسیبانه،هرچریک فدائی خلق واقعی رابه یاددورانی می اندازدکه هرپدرسوخته بی هویتی،درجنبش چریکها،برای خودادعای وراثت کرده ودکان وبقالی جدیدی،بازکرد.لمپن هاولاتهای چاله میدانی،چون فدائیانِ بی شرم وحیای اکثریتی-لات ترولمپن ترازآنان،فدائیان اقلیتی،احمق ترازهمه اینها،تواب سازان کشتگری--وبی پرنسیب ترازهمه آنها،باندکلاه بردارشده حسین زهری،-،ووو...گویاتکه پاره کردن جنبش چریکها،انتهاوتمامی نداشته،وهرفرصت طلبی،مرده خوری ومفت خوری سیاسی خودرادرجنبش پیشتازفدائی جستجومی کرد.هنوزکه هنوزهست،مدعیان فدائی،حتی رفقای درکمیته مرکزی،سنگ یک مشت احمقِ سیاسی،رابرسینه خودمی زنند.تلاش بیهوده این افراد،دربه گرداب کشاندن کلیت سازمان،-سوق دادن سازمان به سمت اهدافِ بی شرمانه گروههای پوسیده وچروکیده فدائی،که صدالبته،جان وزندگی وارتزاق،فقط یک روزه آنان،درحمل فریبکارانه،وشیادانه،کلمه(فدائی)نهفته،وباحذف این کلمه،مرده های متحرکی،بیش نیستند،بطوری که افراطی ترین چریک فدائی ،به بزدل ترین،احمق ترین،بی شرم وحیاترین،بی پرنسیب ترین،مفت خورترین،وحمال ترین چریکِ چریکها،مبدل شده،وجزبافتن جفنگیات سیاسی،شغل دیگری ندارند،واگرهم اینگونه جفنگیات رانبافند،مطمئناًیک روزه خواهندمرد؟...نه ...رفقای محافظه کار...هنوزجنبش سیاسی سازمان مخفی،عقل وشعورسیاسی خودراازدست نداده است که اجازه دهد،یک محفل نوظهور،کلیت سازمان رابه پرتگاه ودرّه خطرناک سقوط،سوق دهد.این افراداگرقصدپرت کردن خود،به منجلاب-مرداب ودره  رادارندهمان بهتر،دراسرع وقت،ازسازمان مخفی،استعفا،ومستقیماًوبی واسطه،بانیروهاوگروههای سیاسی موردنظرخود،همکاری کنند،وباخیال آسوده،واردهمان منطقه(بی طرف)شوند،باخاطری آسوده وخیالی راحت،راحت ترازمحدوده سازمان مخفی،می تواننداهداف خودراپیش ببرندچه بساکه احمقهای زیادی،درگروههای مدعی دیگرفدائی،وجوددارند،که مطمئناًبرای خوش آمدگوئی،حتی فرش قرمز،زیرپایشان،پهن خواهندکرد.
یک روزفریب دوآدم بنجل وجنایتکارِاسلامی،(موسوی وکروبی)راخورده،وتئوری دفاع ازآنان رامی بافند،روزدیگر،به شجاعتِ گفتاری احمدی نژاد،تکیه می کنند,روزبعدبرهربی شخصیت وبی پرنسیبِ دیندار،به صِرفِ یک افشاگری(بخوانید)جنگ برادرانِ ناتنی پیرامونِ نظامِ آخوندی،تکیه،وقصددفاع ازآن فردرادارند،ساعتی،دیگر،چه الم شنگه های عقیدتی،که برای فلان سرکردهِ رئیس شده درفلان گروه فدائی،براه نمی اندازند،چه سازهاکه برای فلان مدعی فدائی،نمی نوازند،..نه...آقایان،:..سازمان مخفی،هیچ جایگاهی برای اینگونه،نازوکرشمه هاندارد،اگرعاشق رقاصی های سیاسی،هستید،کوله بارسراسر،طنازی گری خودرابردوش انداخته،وبه سازمانهای مربوطه یتان،مراجعه کنید
درسازمان مخفی،حرف اول وآخرراشلیک اسلحه می زند،مبارزه مسلحانه،به عنوان یک هدف بزرگ،بشمارمی رود،سازمان،برای کسی،حلواوخرما،پخش نمی کند.محافظه کاروطرفدارمنطقه بیطرف،همواره درسازمان(بایکوت)شده است

سازمان مخفی ایران

موشکهای خیلی پیشرفته

موشکهای خیلی،خیلی پیشرفته سپاه ددمنش پاسداران
موشکه باحاله؟یاپاسداره؟

گرگ زاده..گرگ شود

گرگ زاده گرگ شودوبچه سیدهم سید

سیدعلی گِداودختران بسیجی درحال ترشیدن

بدلیل عدم توجه برادران سیدسبزالله ئی به خواهرانِ جوانِ بسیجی یشان،که درحالِ ترشیدن هستند،امام:خ.ر،لطف امامی خودراشامل حالِ این درحالِ ترشیده گان،کرده واعلام کرد،من پدرِهمه شماهستم وتاظهورمهدی،یَک یَکِ تان راباهمین دست چدنی ام،ازترشیدگی اسلامی،نجات می دهم وبدین صورت نوری شدیدترازهاله نور:دکتروپرفسور:اَ.ن،برامیدودل این درحال ترشیده شدنهاتابید،یکی ازدلایل عدم حضور،بسیجیان گوسفندنردرخیابانهای تهران،طی چندروزگذشته،همراهی آنان،باماده گوسفندان،درگوسفندداری،بیت آقا:خ.ر.ه،بود

این سند:هم فیلم اش هست،هم صدایش

روز۱۸تیرهم گذشت.پس چی شد؟

روز۱۸تیر۸۹هم گذشت،نه معترضی،نه شورشی،نه درگیری خیابانی ونه حتی یک دانشجوی به اصطلاح،شجاع ونترس،درخیابانهای اطراف دانشگاه،...همه آن بیانیه هاواطلاعیه هائی که ازطرف یک مشت،بیکاروقت گذرانِ خوشگذران،یااحمقهای فرصت طلب،درجنبش سیدهای سبزالله ئی،جزجفنگ وچرت وپرت گوئی،چیزدیگری نبود،نیروها،گروهها،سازمانها،انجمنها،واحزاب خرتوخرومفتخوروهرجائی شده دردرون به اصطلاح،اپوزیسیون خرمنش ایرانی،درخارج کشور،مخصوصاًبیماران دیوانه وروانی،درحککاومجاهدین خر،چون گاوی حریص،روز۱۸تیر،به اطراف دانشگاه،زُل زده،تاشایدیک بدبخت بیچاره محتاج نان روزمره خود،دادگرسنگی راسرداده،واین نیروهای رُسپی وفاحشه وهرجائی شده،واق واقهای سیاسی خودراسرداده،وهرکدام ازآنان،آن فلک زده بی خبرازهمه جارا،هواداران،خودجابزنندکه خوشحالیم حتی آن فردبدبخت وفلک زده هم امسال،تف گُنده خودراحواله صورت این نیروهای سیاسی پتیاره شده کرد
پس چی شد۱۸تیر؟نه شعاری،نه اعتراضی؟نه تحصن وشورشی؟نه کوکتل مولوتف ونه صدای گلوله مبارزین؟نه حتی یک شعارکوچک سیاسی؟پس چه شدطرفداران میلیونی جنبش سیدسبزالله ئی ومجاهدین خرطرفدارمریم حشرگوزدانلو،یاطرفداران تریاکی ومافنگی حزب بی دروپیکروشهرهرت شده حککا،پس چه گه ئی دراین روزداشتندمی خوردند،؟همه آن هارت وهورتهایتان،دراطلاعیه هاوبیانیه هایتان،فقط بادمعده بود؟که به جای ماتحت تان،ازدهان تان بیرون آمد؟
پس چی شد؟چرادرمقابل درب دانشگاه،هیچ غلطی نکردیدوهیچ گه ئی نخوردید؟چرازبانتان بندآمد؟همه یتان خفه خون گرفتید؟چرادیگرعرعرهای مستانه سیاسی سرنمی دهید؟چون کسی،شلوغ بازی خیابانی درنیاورد؟دستهای کثیفتان،ازسوژه های تبلیغاتی،خالی ماند
شمادیوانه هاواحمقهای سیاسی،هنوزباورنداریدکه درچنین روزهائی،تاسازمان مخفی ایران،نیروهای جنگجووشورشی خودرابه خیابانهانیاورد؟تاازطرف چریکهای مسلح فدائی خلق،شعارهای آزادیخواهانه سرداده نشود؟تاکوکتل مولوتف واسلحه کمری چریکها،شلیک نکند؟هیچ شلوغی وشورشی درکارنبوده،وخیابانهای اطراف دانشگاه تهران،ساکت وآرام وخاموش،خواهندماند؟هیچ مرکزومحل مزدوران به آتش کشیده نخواهدشدمگرآنکه چریکهای فدائی آن رابه آتش بکشند؟هیچ مزدوربسیجی وپاسدارولباس شخصی،لت وپاروبه هلاکت نخواهدرسیدمگرآنکه چریکهاحمله وشلیک کنند؟
نه ...-شمادیوانگان وبیماران روانی سیاسی درنیروهاواحزاب مفتخوراپوزیسیون جاکش شده ایرانی،هنوززوداست که به قدرت سازمان مخفی ایران،پی ببرید

قدرتی که بزودی توانائی اجرائی خودرانشان خواهدداد.
فقط فراموش نکنیدکه

چون سازمان مخفی ایران،برای اجرای مراسم درروز۱۸تیر،فراخوان نداد،هیچ مبارزوآزادیخواهی هم به خیابانهای اطراف دانشگاه نیامد

بیانیه بخش اطلاعات وضداطلاعات سازمان مخفی ایران

بادرودبه خلق قهرمان ایران

طی ده روزگذشته،مابین مسئولین رده بالای درسازمان مخفی ایران،بدلیل ارائه یک طرح پیشنهادی،ازطرف پنج نفرازاعضای کادرمرکزی سازمان،درتهران،باعث برخوردهای چه بساتندوخشن،ازطرف تعدادزیادی ازرفقای فدائی،درکمیته های شمال وخارج ازکشور،باپنج رفیق فدائی خلق درکمیته مرکزی،ودربین اینگونه،برخوردهای،دیالوگی،برخوردخشمگینانه وتندرفیق البرزمسئول ک.خ.ا.ک.بارفیق بیژن،مسئول کمیته مرکزی سازمان،درباره پنج نفررفیق فدائی خلق،واخراج بلامنازع رفقاازسازمان،موردتوجه خاص،کمیته وشورای عالی سازمان مخفی قرارگرفت.هرشش رفیق،باسابقه پانزده تابیست سال،عضویت وفعالیت برای سازمان مخفی ایران،برخورداربوده،وطی این سالها،درراستای افزایش هرچه بیشترفعالیتهای سازمانی(نظامی-سیاسی)درجامعه ایران،چه بساشاهدبرخوردهای اعضای تیم رفیق البرزبااعضای کمیته مرکزی سازمان،بوده وهستیم
گویا،به جای آنکه،برخوردهای انتقادی،ودیالتیکی،ازطرف همه رفقای کمونیست,سازمان انقلابی چریکهای فدائی خلق ایران رابه جایگاه،ترقی ورشدروزافزون انتقادپذیری،سوق دهد،متاسفانه به روحیه خشم ونفرت وسرانجام،اخراج رفقاازسازمان،منجرشده است.هرچندبایدبه زحمات چندین ساله رفقابرای پیشرفت سازمان،درجامعه ایران درودفرستادوسپاس گذاری کرداماامیدآن داریم که باپیدایش حتی یک معضل کوچک،دردرون سازمان،کلیه رفقا،براساس،قوانین سازمانی،به حل مشکلات ومعضلات پرداخته،نه آنکه برای هم،اسلحه کشیده،سازمان مخفی راکه تنهاسازمان باقی مانده درجنبش پیشتازفدائیان خلق ایران می باشد،بادستان خودتکه وپاره کرده وازبین ببرند
پیشنهادارائه شده،توسط پنج نفرازاعضای کمیته مرکزی،جهت برگزاری بزرگترین گردهم آئی اعضای سازمان مخفی،جهت برگزاری سالگرد۱۸تیر(حادثه کوی دانشگاه)،ازلحاظ امنیتی،اگراشتباه نباشد،بی هیچ شک وتردیدی،خطرناک ترین،رفتاروعملِ سازمان بوده،چراکه چه بساهزاران نفرازاعضای سازمان،که به صورت مخفیانه،به مبارزات سیاسی-نظامی خودادامه می دهنددرعرض چندساعت شناسائی وحتی قتل عام شوندامابرخوردخشمگینانه رفقای دیگرمسئول،باارائه دهندگان این طرح وپیشنهاد،به عنوان حق یاناحق بودن برخوردهارابه افکارعمومی ملّت ایران می سپاریم
اماخلق قهرمان ایران،به نوبه خودحق این راداردتااعضاومسئولین رده بالای تشکیلاتی،ورفقائی که سرنوشت یک سازمان،دردستهای آنان قرارداردراشناخته،وحداقل امتیازاینکه،باشخصیت وروحیه مسئولین سازمان،آشناشده تادرامرحوادث ورخدادهای این گونه،دردرون سازمان،خودبه قضاوت بنشینند

______________________
بیوگرافی رفیق البرز-مسئول کمیته خارج ازکشور-

رفیق البرز(نام سازمانی):متولّد۱۳۴۶-ساری-مازندران -بعدازپیروزی انقلاب پنجاه وهفت،بدلیل فعالیت خانواده درراستای اهداف جنبش پیشتازفدائی خلق،باسازمان چریکهاآشناوبه فعالیتهای سیاسی،می پردازد.درسال ۱۳۶۰تا۶۴بارهاوبارهاخانواده این رفیق،توسط عناصرچماقدارحزب الله ونیروهای امنیتی وزارت اطلاعات،مورداذیت وآزار،وسرانجام بایورش حکومت ننگین،به خانواده های فدائیان خلق،خانواده رفیق البرزهم ازاین حملات وحشیانه،درامان نماینده،تعدادی ازاعضای خانواده،دستگروپس شکنجه های فراوان،سرانجام،حکم حبس رادریافت می کنند
درزمستان ۱۳۶۵به همراه رفقای فدائی خلق،درمنطقه کردستان(۱۹بهمن۱۳۶۵)،دراولین جلسه مخفی هواداران چریکهای فدائی خلق (به عنوان مدافع جریان اشرف دهقانی)شرکت،وبه همراه هشت رفیق دیگر،رفقاپویان-بیژن-سعید-حمید-توماج-آروین-پژواگ-بهمن-و(رفیق رئیس دادگاه مخفی)،سازمان جوانان چریکهای مسلح فدائی خلق ایران(سازمان مخفی جوانان ایران)رابنیانگذاری،وسپس آغازبه فعالیتهای،سیاسی-نظامی می کنند
درسال ۱۳۶۷ازخدمت سربازی درارتش،ترخیص،بلافاصله باکمک رفقای خوددرمازندران،جهت ایجادکمیته شمال،فعالیت،ودرسال ۱۳۶۹حوزه فعالیت خودرابه همراه سه رفیق دیگر،به شهرسمنان،گسترش،وهمراه بافعالیتهای سیاسی،درآزمون سراسری دانشگاه آزادشرکت ورتبه قبولی رابدست می آورد،حراست دانشگاه آزادسمنان،ازوروداین رفیق درکلاس درس خودداری،وبدلیل عضویت خانواده ایشان،درسازمان چریکها،به داخل دانشگاه،ورودممنوع،ومُهر(ضدانقلاب)برپرونده ایشان،زده می شود،تاآنکه به کمک تعدادی ازاستادان ومسئولین دلسوزدردانشگاه،رفیق البرزبه مدت یک سال ونیم،بصورت مخفیانه،به تحصیل،دررشته حساب داری،وحقوق،(همزمان)ادامه،وسرانجام،دربهار۱۳۷۱،توسط ماموران اطلاعاتی شهرسمنان،باردیگرشناسائی،وازدانشگاه،اخراج می شود.درهمان سال باردیگربه محل زادگاه خودبازگشته،وکتابچه تحلیلی(حقیقت)رانوشته ودرتابستان ۱۳۷۲دراولین عملیات چریکی-نظامی کمیته شمال،به همراه رفقا:پویان-شهرام-پژواگ-توماج وبهمن،درترورسه ماموراطلاعاتی ودورئیس باندقاچاقچیان موادمخدرشرکت،وسه ماه بعدازعملیات ترور،توسط نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران ساری شناسائی،ودرمقابل نیزبه کمک رفقای فدائی خلق،درکمیته شمال،ازتورچیده شده امنیتی،نجات وبه همراه شش نفرازیاران خود،ایران رابه قصدکشورترکیه،ترک وطن می کنند
درسال ۱۳۷۳سه ماه بعدازمعرفی خودویاران فدائی،به دفترسازمان ملل درآنکارابدلیل دفاع ازجنبش پیشتازفدائی خلق،ودفاع ازایدئولوژی،کمونیسم ومارکسیسم،ازطرف وزارت کشورترکیه،هرهفت رفیق فدائی،باجواب ردی،مواجه شده،وطبق تصمیم وزارت کشورترکیه،می بایستی،دست بسته،تحویل،مسئولین امنیتی حکومت آخوندهاداده شوند.رفقای فدائی،بادرایت وهوشیاری کامل،ازچنگ ماموران امنیتی ترکیه،فراروابتداخودرابه شهراستانبول ترکیه،وسپس بعدازدوسال زندگی مخیانه،سرانجام خودرابه کشوریونان،می رسانند
درکشوریونان،به کمک یاران خوددرسال۱۹۹۹-۲۰۰۰میلادی،کمیته پناهندگان سیاسی ایرانیان مقیم یونان راتاسیس،ودرچهارچوب مسائل پناهندگی،به فعالیتهای سیاسی،می پردازند،پس ازسه سال انتظارومبارزه دریونان،سرانجام باحادثه ۱۸تیرکوی دانشگاه،درتهران،کیسهای دانشجوئی رفقادرسفارت آمریکادرشهرآتن،پذیرفته شده،ودرنهایت:رفیق البرزبه همراه رفقا:شهرام-پژواگ-پویان-شاهین-بهمن-خسرو-تیمور-کاوه-ورفیق نیمادرسال ۲۰۰۱میلادی،به عنوان پناهندگان سیاسی،واردکشورآمریکامی شوند
درسال۲۰۰۴کمیته خارج ازکشورسازمان رادرشهردالاس ایالت تگزاس،به مسئولیت رفیق شهرام ومعاونت رفیق پویان،ایجادودرامرارسال کمکهای قابل توجه مالی،به رفقادرداخل کشور،اقدام می کنند
باورودرفقاشهرام-پویان-نیما-کاوه،به داخل کشوردرپنجم خرداد۱۳۸۸رفیق البرز،به عنوان مسئول ک.خ.ا.ک.ونماینده سازمان،انتخاب،ودرانتخابات درون سازمانی درتاریخ ۱۹بهمن۱۳۸۹به عنوان عضوکمیته وشورای عالی سازمان انتخاب می شود
بااین بیوگرافی اندک ازمسئول ک.خ.ا.ک،برخوردخصمانه یکی ازباتجربه گان سیاسی،درجنبش پیشتازفدائی خلق،بایاران ورفقای خوددرکمیته مرکزی رابایدبه وجدان وافکارعمومی ملّت ایران سپردکه کدام رفیق،حق به جانب می باشد

بادرودوسپاس
بخش اطلاعات وضداطلاعات سازمان مخفی ایران
۱۷تیرماه۱۳۸۹-تهران

تیر ۱۸، ۱۳۹۰

قهرمان اسطوره ای

قهرمان اسطوره ای سابق قیام دانشجوئی
کلّه پاچه خورجدیدنیویورکی
آقای احمدباطبی
به درون فاحشه خانه های بین المللی،ازنوع حقوق بشری،خوش آمدی
بدبخت آن ملّتی که ازتوقهرمان اسطوره ای ساخت
_____________________
چندسال قبل
احمدباطبی
توی آمریکا،کلّه پاچه ایرانی خوردم،خیلی خوشمزه بود
قهرمان اسطوره ای کلّپه پاچه خورشده
افشاگری،درباره احمدباطبی،توسط سازمان مخفی ایران
بزودی

گفتگوی رفقای مسئول درسازمان مخفی ایران

گفتگوی رفقای مسئول درسازمان مخفی ایران

رفقا:رفیق رئیس دادگاه مخفی -رفیق بیژن-رفیق آروین-ازکمیته مرکزی سازمان
رفقا:رفیق پویان-رفیق توماج-رفیق خانم مژگان-ازکمیته شمال
رفقا:رفیق جاوید-رفیق بهمن ورفیق شاهین-ازکمیته خارج ازکشور(درنبودرفیق البرز-مسئول این کمیته)

_______________________
به مناسبت سالگردحماسه ۱۸تیر

بافرارسیدن روز۱۸تیر،بحث وگفتگوهائی ابتدامابین اعضای کمیته مرکزی سچفخادرتهران وسپس این بحث به کمیته شمال وسرانجام به ک.خ.ا.ک.کشیده شد.درروزشانزدهم تیرماه چشم همه رفقای مسئول درکمیته ها،به دورفیق :رفیق رئیس دادگاه مخفی باپنجاه سال سن وپیرترین ومسن ترین چریک فدائی خلق درسازمان وسپس به رفیق بیژن گرامی،دوخته شد.سئوال این بودکه آیاسازمان مخفی ایران برای این روزبیادماندنی برنامه خاص خودراداردیانه،که باپاسخ گویای دورفیق مسئول،سرانجام بسیاری ازرفقای فدائی خلق درکادرهای بالارتبه سازمانی پاسخ خودراگرفتند.دونفررفقا(رئیس دادگاه مخفی ورفیق بیژن)به همه رفقاواعضای سازمان مخفی،بویژه،به دوهزارودویست عضوتحت امرکمیته مرکزی درتهران،اعلام کردندکه هیچ برنامه آشکاری،تحت عنوان مراسم،برپانکنندحتی اگرکوچکترین اعتراض یااعتصابی،درمقابل دانشگاه بعمل آمد،حق شرکت دراین اعتصابات راندارند
ازچندوچون این دستورسازمانی،توسط دورفیق مسئول،بیشترازهمه،مسئولین کمیته شمال واعضای .ک.خ.ا.ک.نفس راحتی کشیده،و(حقیقتاًبه جان دورفیق مسئول،ستایش هم کردند)واماحقیقت ماجراتاپنجم تیرماه امسال
در۵تیرماه(امسال۱۳۸۹)بحث اجرای مراسم روزهجده تیر،باشرکت همه اعضای سازمان چه درتهران وچه دراستانهای شمالی کشور،درمقابل دانشگاه تهران،توسط رفقای عضوکمیته مرکزی سازمان:حمیدوسعید-به کمیته مرکزی سازمان وسپس به کمیته شمال،به میان کشیده شد،طبق پیشنهاداین رفقا،درروز۱۸تیرماه امسال،سازمان مخفی ایران،باگردآوری همه اعضای خوددرمقابل دانشگاه تهران،بایدقدرت سیاسی،تشکیلاتی خودرابه جهانیان نشان داده،وتلاش کندبااین گردهم آئی،بزرگترین وقوی تربودن سازمان،مابین احزاب وسازمانهای(جفنگ گوی دیگر)ایرانی،رااثبات،وپس ازسالهامبارزه مخفی،آشکاراوعلناًواردمبارزات سیاسی،اجتماعی،درجامعه فعلی ایران،شود،.ازدیدگاه این رفقا،باادامه مبارزات مخفیانه،توسط سازمان،سرانجام ملّت ایران،ازدست سازمان ماخسته شده وچه بسادرآینده نزدیک،توسط مردم وافکارعمومی،زیرپرسشهای انتقادآمیزوحتی موردحمله قرارگیرد.طبق گفته رفقا،همانطورکه اعضای سازمان مخفی ایران درروز۱۸تیر۱۳۷۸خیابانهای تهران رابه شلوغی وانقلاب کشانده،وهمانطورکه رفیق بیژن،بایاران خود،درخیابانهای اطراف دانشگاه تهران،حماسه های شجاعانه،آفریدند،امسال نیزمی بایستی سازمان مخفی ایران،باهمان نیروی ده هزارنفره خود،وگردآوری همه اعضاازسراسرایران،درمقابل دانشگاه تهران،اولین مرحله واولین گام آغازانقلاب چریکهای فدائی خلق،رابرداشته،وقدرت سیاسی،نظامی خودرابه همگان نشان دهد
بادریافت این پیش نهادتوسط رفقای مسئول درکمیته شمال،درروزششم تیرماه،جنگ وجدلهای درون تشکیلاتی،مابین رفیق پویان-و-رفیق توماج،بادوعضوکمیته مرکزی،درتهران،بالاگرفت،رفقای مسئول.کمیته شمال.باقاطعیت تمام اعلام کردندکه اجرای اینگونه برنامه هاکه توسط دوعضوکمیته مرکزی،پیشنهادشده است نه تنهابچگانه واحمقانه می باشدبلکه،این دورفیق،قصدآن دارندکه همه اعضای سازمان مخفی راچندساعته،به زیررگبارگلوله های دشمن،بفرستند،
درروز۷تیرماه،این بحث،به میان اعضای کمیته خارج ازکشورکشیده شد،رفیق بهمن،معاون،مسئول ک.خ.ا.ک.دریک تماس تلفنی بادوعضوکادرمرکزی،رفقا(حمیدوسعید)،باخشمی به تمام معنا،دورفیق وسه نفردیگرازدوستان ایشان راکه چنین طرحی راپیشنهادداده بودند،دیوانگان وعقل باخته گان نوظهوردردرون سازمان،خطاب کرده وحتی خواستاراخراج بی چون وچرای این رفقا،ازسازمان مخفی شد،ازچندوچون بیانات رفقای طراح وپیشنهاددهنده،گویاتعدادصدوبیست تاصدوپنجاه نفرازاعضای سازمان درتهران،برای اجرای مراسم روزهیجده تیر،درمقابل دانشگاه تهران،طبق دستورِاین رفقا،خودراآماده کرده وحتی قصدآن داشتندکه باپرچم وآرم سازمان چریکها،وبایونیفرم مخصوص سازمان،درمقابل دانشگاه(رژه)بروند،
رفیق پویان،مسئول کمیته شمال،درموضع گیری خوددرمقابل اعضای کمیته مرکزی اعلام کردکه
اولاًاین رفقاحق ندارندچنین برنامه هائی راپیشنهادوارائه دهند،چون که اجرای چنین برنامه بزری مستلزم حضورهمه رفقای مسئول،درداخل کشورمی باشددرحالی که مسئول کمیته خارج اازکشوربه همراه هشت نفرازیارانش،هنوزنتوانسته اندخودراازچنگ مزدوران پلیسی،نجات دهند،پس این رفقاحرف وپپیشنهادمفت زده ومی دهند
دوماًاینگونه اشخاص(که دیگرآنان رارفیق خطاب نمی کنم)درکمیته مرکزی،لابد،فکرکردندکه باچنین طرحی،ببرهای مازندران،مسلحانه،ازاین(به اصطلاح گردهم آئی)،حمایت وحتی دفاع مسلحانه خواهدکردکه،خیال خام وناپخته ای رادرسرمی پرورانندوچنین خیال واوهامی،ازیک چریک فدائی خلق،بعیداست
سوماًاین  اشخاص،یانمی دانندییاخودرابه نادانی می زنندکه کمیته شمال،نه تنهاباهرگونه تجمع احمقانه به اصطلاح(اعتراضی)مخالف،وحتی پشیزی به ایینجوربازیهای بچگانه ارزش قائل نیست،بلکه هرفردیاعضواین کمیته دریکی ازاینگونه،(بازیهای بچگانه)شرکت کند،مسئولیت آن باخودآن فردوعضوبوده،واگربرنامه ای هم ازطرف این کمیته برگزارشود،بلافاصله،به اطلاع همه ملّت ایران رسانده،ومسئولیت کلیه آن برنامه هارابرعهده می گیرد
چهارماًآنقدرتجربه مبارزاتی راداریم که ازیک فاجعه سازمانی،جلوگیری کنیم،بیست سال مبارزه حاصل آن عضویت ده هزارنفرازرفقای مبارزوفدائی خلق،درسازمان مخفی،ازسراسرایران می باشد،چرابایک رفتاروعمل کودکانه،درعرض چندساعت،نیروهای ماتوسط دشمن،نابودشود،چراکه،یک عده،درکمیته مرکزی سازمان(...باپوزش...شتردرخواب بیندپنبه دانه)...می خواهند،اولین وبزرگترین،راهپیمائی ازطرف سازمان مخفی رابرگزارکنند..این رفقالطفاًوخیلی محترمانه،استعفای خودراداده وشجاعانه ازسازمان،بیرون روندچراکه برنامه هاوطرحهای سازمان،برای خودزمان ومکان مشخص خودراداشته،که به اجرادرخواهدآمدواین افراددرکمیته مرکزی هم ازکلیه طرحها،مطلع بوده واینکه خودرابه(بی اطلاعی)محض زده اند،ضایعه اسفناکی ست،که کمیته مرکزی،ازآن ضربه خواهدخورد
روزنهم تیرماه،رفقابهمن،شاهین،ومن(پژواگ)،دریک گفتگوی تلفنی،بامسئول،ک.خ.ا.ک،(رفیق البرز)،کلیه ماجراهاوحوادث،پیش آمده،درکمیته مرکزی رابه اطلاع،رساندیم

شب دهم تیرماه،ساعت یازده به وقت تهران
گفتگوی رفیق البرزورفیق بیژن،دومسئول درسازمان مخفی

رفیق البرز:...رفیق بیژن...اگردراسرع وقت این افراددیوانه شده وعقل باخته راازسازمان اخراج نکنی..برخورددیگری باخودتوخواهیم کرد
بیژن:...البرزعجله بخرج نده وزودقضاوت نکن...اینجوری هم رفقاروخطاب نکن ازتوبعیده که رفقایت رااینجوری خطاب کنی
البرز:..کدوم رفیق،بگونارفیق،..رفیقی که بایک نظراحمقانه ودیوانه وارمی خوادکل سازمان روبه قتلگاه بفرسته..دیگه رفیق بحساب نمیاد
بیژن..آقاجون چراشماهازودعصبانی می شین...اینهایک پیشنهادی دادن ..ماهم داریم روی اون فکرمی کنیم...هنوزکه اجرانشده..
رفیق البرز:اینها...اینهاخیلی غلط کردن...گه خوردن چنین پیشنهادی میدن مگه ازروی جسدماردبشن تابرنامه هاشونوپیش ببرن..الان هم دارم میگم...سریعاًازسازمان اخراجشون کن والاخودمومی رسونم تهران وخودم گوششون رومی کِشم...چه غلطها...سه چهارتااحمق شده فدائی توکمیته نشستن وچه هارت وهورتهائی می کنن
رفیق بیژن:....البرزجان...رفیق من ..اینجوری برخوردنکن،بلاخره اینهاهم حق اظهارنظردارن
رفیق:البرز:..هیچ حق اظهارنظرراهم ندارن...هرچه زودترازسازمان اخراجشون کن

دوازدهم تیرماه

خشم رفقا:رفیق خانم مژگان-رفیق توماج ورفیق جاویدگفتگوبارفیق بیژن هرسه رفیق درگفتگوبارفیق بیژن،این طرح وبرنامه رااحمقانه وبازی باسرنوشت سازمان مخفی،اعلام کردند

شانزدهم تیرماه

باموضع گیری بسیاری ازمسئولین درسازمان،درمقابل تعدادپنج نفرازاعضای کمیته مرکزی،روزشانزدهم تیرماه،توسط رفیق رئیس دادگاه مخفی،ورفیق بیژن،نه تنهاازطرح وبرنامه پیشنهادی(این افراد)،هیچ پشتیبانی،درون سازمانی بعمل نیامدبلکه توسط سازمان،این افرادبامشکل اخراج ازسازمان نیزمواجه شدندباآنکه هرکدام ازآنان سابقه ای بیش ازپانزده سال(عضویت)درسازمان مخفی رادارامی باشند

پژواگ-دوشنبه-تاجیکستان
۱۸تیرماه۱۳۸۹

تیر ۱۶، ۱۳۹۰

ایمیل دریافتی

رفیق شهریار-عضوکمیته شمال- ببرهای مازندران-قائمشهر

رفیق پژواگ بادرود
وباسپاس ازرفیق هوشنگ گرامی

چه عجب محتوای سایت سازمان،بلاخره بایک موضوع خانوادگی عوض شد،اتفاقاًمی خواستم درموردشیوه تربیت درخانواده رفقای فدائی مطلبی رابرایتان ارسال کنم اماوجودروح خشن وجدی دردست اندرکاران ومسئولین سایت،مراازاین کارمنع می کرد،من بزودی این نوشته ام رابرایتان می فرستم،اگربرایتان جالب بودمنتشرکنید

موفق باشید-شهریار-قائم شهر
________________________
بادرودرفیق گرامی-شهریار
منتظرارسال نوشته شماهستیم
بخش اینترنتی سچفخا

دوران دانشجوئی ماچریکها

رفیق هوشنگ- عضوسازمان مخفی ایران
دوران دانشجوئی ماچریکهای فدائی خلق
دانشجوهم دانشجویان دوران ما

درسال ۱۳۷۶دررشته مهندسی صنایع دردانشگاه تهران قبول شدم.فارغ ازهمه حوادثی که باعث ارتباطم باسازمان مخفی شد،وامروزعضوی ازاین سازمانم اماخبرتکان دهنده وغم انگیزی که شنیدم یک دانشجوباپنجاه ضربه چاقویک دختربیگناه دانشجوراکشت،آنهم تنهابدلیل شکست درعشق،هرچندباوجودحکومت نجس آخوندهااین گونه جنایتهاعادی وروزمره وحتی اپیدمی شده،وافرادی درجامعه مثل این دانشجوی چاقوکِش شده،دنیای احمقانه ورویاهای آخوندی،دینی رادرزدن ضربه های چاقومی بینندوبس.
نگارنده مطالب درسال ۱۳۷۷به عنوان یک چریک فدائی خلق،قصدتشکیل یک زندگی مشترک وازدواج راداشتم .پس ازعضوشدن درسازمان،بهترین راه رایافتن یک رفیق خانم که عقایدوطرزتفکرهای جنبش پیشتازفدائی راداراباشددانستم که متاسفانه یافتن چنین موجودگرانبهائی درجامعه آن زمان ایران اگرمحال نبودوغیرممکن،اماحقیقتاًسخت ودشواربودباآنکه این موضوع حیاتی ومهم راباتعدادی ازرفقای مسئول بویژه بامسئول گروه سیاسی یمان درمیان گذاشتم،اماباورکنیدموفق نشدم یک رفیق خانم فدائی باشرایط خودپیداکنم تاآنکه بایکی ازدانشجویان خانم هم ترم خود،موضوع ازدواج راعنوان کردم.این خانم دانشجوازهمان آغازبحث،چنان رفتارهاوحرکاتی ازخودبه نمایش گذاشت که اگرهرشخص دیگری جای من بود،عطای ازدواج رابه لقایش می بخشید.بعدهامتوجه شدم که خانواده آن خانم ازخانواده های ثروتمندشهروچه بروبیاهائی دارند.
نه ازحرکات وبیانات بی ارزش وبی نتیجه این خانم،ناراحت شدم ونه اصلاًبه مغزودلم راه دادم ونه حتی کوچکترین شکایت وناله ای کردم که بخواهم عقده هاراتوی دلم انباشته،وباچاقوپنجاه ضربه،بربدن اوواردکنم که بسیاربسیارخوشحالم،خوشحالم که درجنبش همیشه قهرمان وسرافرازچریکهای فدائی خلق،چنین رفتارهای احمقانه ووحشیانه،کسی نه دیده ونه شنیده است.ومن افتخارمی کنم که عضوخانوادگی این جنبش سیاسی،اجتماعی هستم چراکه دریافتم مسئله ازدواج دوفرد(زن ومردفدائی)درجامعه ایران،ازنوعی فلسفه خاص وویژه برخورداراست،که بایدصدهاکتاب درموردآن نوشت

بگذریم

آخرین حرفم بااین خانم دانشجوی ثروتمنداین بود:....فقط امیدوارم درآینده نزدیک،همدیگررابینیم...سه ماه بعدازاین واقعه،توسط یکی ازرفقای عضوسازمان،بارفیق خانم چریک فدائی خلق (بانام سازمانی پروین)،که عضوسازمان مخفی ودانشجوی رشته پزشکی ترم دوم دانشگاه تهران،آشناواین آشنائی مابعدازفارغ التحصیلی ازدانشگاه منجربه ازدواج مقدس دوچریک فدائی خلق شدودرحال حاضرمن مهندس وتکنسین یکی ازکارخانه های صنعتی خصوصی وهمسرگرامی وفدائی اینجانب یک پزشک ماهروحرفه ای دریکی ازبیمارستانهای شمال مشغول کاروخدمت به همه هموطنان بوده وصاحب سه فرزندشیرین(دوپسرویک دختر)هستیم
روزی که به آن دخترخانم گفتم که امیدوارم درآینده همدیگررابینیم ازبدحاثه وروزگار،من وهمسرم اتفاقی این خانم رادریک مهمانی درمنزل یکی ازهمکاران پزشکِ همسرم دیدم.چشمتان روزبدنبینداول کل داستان رابه همسرم تعریف کردم.وسط داستان تعریف کردنهاناگهان همکارپزشک همسرم،درگوشه اتاق مهمانی،چنان کشیده وسیلی به گوش آن خانم نواخت وباصدائی که همه مهمانهاشنیدندگفت:...هرزه سلیته...بروپول موادروازپدرت بگیر
سعی کردم آن جومتشنج راطوری آرام کنم وخیلی مشتاق شدم تابشنوم داستان این پزشک باآن خانم چه بود.تاآنکه سرفرصت،باآقای دکترمملکتمان به گفتگونشستم.

دکترمملکت ماچنین گفت

توی دانشگاه باخانمم آشناشدم چون خانواده ام ثروتمندوخانواده خانمم ثروتمندترازما،بعدازیک ماه دوستی وآشنائی باهم صیغه راخواندیم،یک سال ازازدواجمان گذشت ومن فرزندمی خواستم اماخانمم کله شق وحرفهای بیهوده تحویلم می داد،یواش یواش احساس کردم که حالتهای فیزیکی،روحی وروانی اش هم تغییرکرده تااینکه بلاخره،خودش رالودادکه آلوده به موادمخدرشدیدشده،چندبارپدرومادرش رابرای تهیه موادتیغ زده اماالان چندروزاست که پدرومادرش هم همه چیزرافهمیده وجوابش کرده اندوحالاهم آمده بودتاازفرصت پیش آمده استفاده کندتاشایدپولی ازمن بگیردکه همان شدکه دیدید...قراره هفته دیگرطلاقش بدهم
به همسرگرامی ام که دراین گفتگوی من واین پزشک مملکت،حضورداشت گفتم،:...می بینی خانم ,این آینده هیچ حساب وکتابِ درستی که نداردبماندچقدرزودمی آد؟منوباش که می خواستم باکی ازدواج کنم
امروز،باداشتن سه فرزندشیرین ویک همسرگرامی،اولاًازترس وجودرفقای فدائی درسازمان،جرات نمی کنم به هیچکدام ازاعضای خانواده ام بگویم بالای چشمتان ابروست-دوم-خوشحالم که جزئی ازخانواده چریکهای فدائی خلق ایرانم- سوم،خوشحالم که خانواده های فدائی خلق،خوشبخت ترین،وبااخلاق ترین خانواده هادرجامعه ایران هستندوهیچ معضل کثیف اجتماعی،نمی تواندوارداین خانواده هاشود-چهارم درودبیکران به روح رفیق بیژن جزنی،که همه چریکهای فدائی خلق(چه زن چه مرد)راتربیت،آموزش،وجنبش پیشتازفدائی خلق راواردجامعه ایران کرد
شخصابه عنوان یک چریک فدائی خلق(عضوسازمان مخفی)بسیارخوشحالم که حتی یک ضربه تلنگری هم برآن خانم معتادشده بورژوازاده واردنساختم ومنتظرآینده نشستم.این هم ازآینده این وآن
ودانشجوهم دانشجویان دوران ما

اتحادکارگران یعنی این

هیچ نیروئی درمقابل اتحادکارگران وزحمتکشان،نمی تواندبایستد

مجاهددسته دسته همه بیکاروخسته

عربده کِشانِ بی هویت

لاتها،لمپنها،چاقوکِشانِ حکومتِ نجس وننگین وحرامزاده اسلامی،آخوندیآنان که چون فاحشه هاوروسپی های عقیدتی،علیه سازمان مخفی ایران،عربده کشیده،تاشایداربابشان،سیدعلی گدا،استخوان کوچکی،برای آنان،پرت کندکسانی که واق واقهای هارمنشانه سردادند،کسانی که،سالهای سال،ماتحت برهنه خودرابرای(وزارت اطلاعات آخوندی)،خم کرده،وباعقل معیوبِ خود،یک ملت راخرفرض کرده،ودرحرامزادگی کامل سیاسی،زندگی نکبت بارخودرایادرحشیش خانه های اروپائی وآمریکائی طی کردندیادرجنده خانه هاوفاحشه خانه هاوکاباره هاودیسکودانسن ها
این افرادهرجائی،یک بارعربده کشیدندوبخودمی گفتند:..گرفت که گرفت،..نگرفت هم که گورپدرملّت... وخوشبختانه،عربده های لاینعقل شان،اصلاًنگرفت ولات بازیهای سیاسی شان،چون بادمعده،وادرار،آمدورفت
البته دراین کره خاکی وازبین شش میلیاردونیم انسان،فقط همین سه نفر،عربده کِش وسینه چاک حکومتِ ننگین،نتوانستندتحمل کنندوکنترل اعصاب وروح وروان تخماتیکی خودراازدست دادند

عربده کِشی های چون بادمعده


_______________________

__________________________


_______________________
و
از مکاتبه با گروهی که خود را تکاوران تندر ارتش پادشاهی  می نامند سریحا  خودداری ورزید آنها کسی بجز محفل اطلاعاتی و تروریستی دست ساز رژیم  نبوده و نیستند

سالهاست که انتظارچنین روزخوشی رامی کشیدیم

درندگانِ وحشی حکومتِ ننگین ونجس اسلامی،باتمام دارودسته وجناح های وابسته اش،چون لاشخورانِ گرسنه،به جان هم افتاده،وهمدیگرراتکه پاره می کنند،وظیفه هرچریک فدائی خلق راستین وواقعی ایران این است که فعلاًدست به هیچ اقدامی نزند،تنهابایدمثل یک تماشاچی خوب ومنظم وساکت،بنشیندودریده شدن حکومت ننگین ونجس آخوندی راتماشا،وحتی سفارش وتاکیدشدیدمی کنیم،مجلس بزم وشادی ورقص وپایکوبی رابراه انداخته،وبانوشیدن عرق ومشروب وشراب ناب ایرانی،مست وخرامان ولبریزازشادمانی،نظاره گراین جنگ درندگان ووحشی های دیندارواسلامی باشید،وخودرابرای آینده ای نزدیک،حاضروآماده کنیدکه بافروپاشی بخشی ازبدنه بوگندوی حکومتِ دینی،سرانجام،حمله هاویورشهای چریکی،نظامی،توسط چریکهای مسلح فدائی خلق،بویژه ازطرف ببرهای مازندران،آغازخواهدشد.فعلاًبادیدن وضعیت فعلی حکومت حرامزاده اسلامی،مست وشادوشادمان باشید
پیروزی نهائی،ازآن ماچریکهای فدائی خلق ایران خواهدبود،آزادی کامل رابرای ایران گرامی،به ارمغان خواهیم آورد



همیشه شادوسرافرازباشید

پنج سال قبل

پنج سال قبل


باآغازیک سری عملیاتهای چریکی-نظامی سازمان مخفی ایران،علیه مزدوران کلیدی وابسته به حکومتِ ننگین آخوندی،مانندترورهای انقلابی قاضیهای ددمنش،فرماندهان سپاه وحشی پاسداران-ماموران نجس نام امام خرغایب،علاوه برآنکه اکثررسانه های تبلیغاتی وابسته به حکومت نجس وننگین اسلام آخوندی،برای مدتی،سازمان مخفی ایران راسوژه داغ خبرهای خودکرده،بطوری که به مدت سه شب متوالی،ازسه کانال تلویزیونی،آخوندی،اسم ونام وسایت اینترنتی سازمان مخفی،به همه ایرانیان نشان داده شد،امادرکناراین ترس وهراس حکومت ننگین،شیپورچیان-چاپلوسان-بزرگ دستمال بدستان- گُه خورانِ دست چندم حکومتی،که ازآخورِبیت آیت الله خ.ر.شکم همیشه گرسنه خودراسیرمیکردندنیزبیکارننشسته،وعلاوه برعلوفه ای که ازآخورآخوندی دریافت می کردند،برای یک دلاربیشتر،شروع به واق واق های چاپلوسانه کرده،بطوری که حتی ازکون آخوندهم تورفته،ومی خواستندبابافتن اراجیف،ازآخرین کثافتهای باقی مانده درروده آخوندیسم،سیراب شوند.چنان عربده هائی کشیدندکه صدالبته به آن لاتهاولمپنهای چاله میدانی-چنان عرعرهائی کردندکه بلانسبت،بلانسبت،بلانست خرووالاغ گرامی-چنان قُدقُدهای مرغانه کردندکه مرغ بیچاره ازخجالت،مُهرِسکوت رابرلب زد-چنان غمزه های فاحشه گرانه سردادندکه حتی فاحشه های خیابانی پاریس وشیکاگوولندن ویونان وترکیه هم،کم آوردند-چنان کاسه لیسی کردندکه سگهای شریف گرسنه هم هاج وواج ماندند
عملیاتهای چریکی،نظامی سازمان مخفی ایران،وترورهای انقلابی توسط چریکها،به جای آنکه حکومتِ نجس وننگین رابگریاند،طوری شدکه حکومتِ ننگین ازدیدن دایه های مهربانترازمادرخودهم شگفت زده شد
هرکسی،یک نوع عربده ای کشید
دایه های مهربانترازمادرِحکومت ننگین
پنج سال قبل
----------------------

در پاسخ به توهین ها واهانت های وارده به سازمان مخفی جوانان مسلح

در پاسخ به اهانت های وارده به سازمان مخفی جوانان مسلح از طرف مامورین کثیف اطلاعاتی و تعدادی از قلم بدستان مزدور جمهوری ننگین اسلامی و همچنین تنبل فدائیانی که دیگر پیر و فرتوت ومسن و زمین گیر شده اند. وبارو بندیل خود را در زیر سایه سازمان فدائی بسته و به عیش ونوش های چندین ساله خود مشغولند .و از بدست گرفتن اسلحه و مبارزه مسلحانه ترس و وحشت و هراس دارند


وپاسخ رفیق بیژن
این خانم رسوا شده از سه سال قبل سعی فراوان کرد تا با یکی از رفقای ما هم درداخل کشور و هم در خارج از کشور تماس حاصل کند . که خوشبختانه بخش اطلاعات و ضد اطلاعات سازمان مخفی بعد از تحقیق مفصل انهم به مدت دو ماه به چهره واقعی و مزدوری این خانم و چند خانم دیگر از هم تیپهاو همکاران خود که اکثر انان در زمان ریاست جمهوری اخوند حقه باز و شیاد ( خاتمی ) همکاری های جانانه ای را با دفاتر اصلاح طلبان قلابی داشته و هنوز نیز دارند پی برد و ازادی این شخص مدعی زندانی سیاسی و بویژه چپ انقلابی در قبال همکاری های وی در اینده با وزارت کثیف اطلاعات بوده وبس .

____________________

وحالاسوژه داغی به نام دستگیری منصوره بهکیش


کجاست اون بچه ک....یِ قرتی(مهران)که بادوست دخترهرجائی خود،(نسترن)،برروی رختخواب جنده وفاحشه کُنی خود،مصاحبه تخماتیکی میکرد؟کجاست آن بچه گِی(اکثریتی)احمدزاهدی لنگرودی،که چون آخوندی،زاهد،لنگرانداخته بودوکنگرمی خوردوگُه بیشترازدهانِ(اکثریتی جماعتی اش)می خورد؟کجاست آن حرامزاده ماموراطلاعاتی به نام حمیدرضاذاکری،که ازآنجای مادرش،داستان می زائیدوباآن داستانهایش،ایرانیان خارج ازکشورراهالووخروک...خُل گیرآورده بود؟کجاست آن کدخدای محله فدائیان،آن زبل خان همیشه مست،که هارت وهورتهای چریکی مختص فدائیان کاباره نشین وفاحشه پرست،سرمی داد؟کجاست آن هرزه خانم دوم خردادی،اطلاح طلب،خایه مال محمدخاتمی(نسترن بهکیش)،-که بعدازسیرشدن ازبستر(مهران)وسگ مهران های دیگر،عربده های فاحشه گرانه،سرمی دادتاشایدمشتری تازه ای پیداکند؟کجاگم وگورشدند؟یک زن هم نوع خودتان رابازداشت کرده اند؟که معلوم نیست این خانم منصوره بهکیش ازکدام تخم وتبارِکثیفِ (اکثریتی های همیشه مادربه خطاها)یاتوده ایهای همیشه،خایمال وکون برهنه یا....-شماهاکه یک مدت باعربده های لات منشانه وچاله میدانی مختص فاحشه هاوک...ی هاوگِی های سیاسی،علیه سازمان مخفی،هرچرت وپرتی رابافتید؟حالاچطورماتحت آن رانداریدهم مسلک وهم پیشه خودراآزادکنید؟لابدمی ترسیدکه برادرانتان(بازجوها-شکنجه گران-ماموران زندان)-باطری نوشابه وسیخ توی کونتان کنند.حالاچراعربده نمی کشید.اگراین همکارتان(منصوره بهکیش)راروزی ده تاازبرادرانتان،بین هم دست بدست گردانده وسرانجام هم اعدامش کردند،لابدمی گوئیدبه تخمتان که اعدام کردند
وچرااین عزیزدُردانه یتان رانجات نمی دهید؟پس کجاست کدخدای محله فدائیان(پولادخان حشیش خانه نشین)باآن چریکهای بی سلاح همیشه مست ومنگ اش،؟چراخایه نمی کنندهم تیپ خوشان رانجات دهند؟لابدازدیداین جماعت تنبل وماتحت گشادشده،اگرروزی ده مامورحرامزاده بازجوی اسلامی،به این زنیکه،منصوره بهکیش تجاوزجنسی هم کردند؟کردندکه کردند؟به تخم چپِ آقای فریبرزسنجری،وبه تخمِ راستِ اسبِ امام حسین اش،که تجاوزکردند؟شماافسارگسیخته های لگدپران،فقط تعلیم دیده بودیدکه عربده های مستانه یتان رابرسرسازمان مخفی،سردهید،حالاچراچراهیچ گُه ئی نمی خورید؟لابدازکونهای سیاسی یتان،می رود

تیر ۱۵، ۱۳۹۰

۱۸تیر۱۳۷۸نمادوجودی سازمان مخفی ایران

روزی که سازمان مخفی ایران
اولین گلوله هاراشلیک کرد
روزی که زنگ بزرگ خون،باردیگربه صدادرآمد
و
طوفان شکوفه داد
سال جنگ ونبرد،سال آغازمبارزه
سال تدبیروچاره،سال آغازشلیک مسلسلهای چریکهای مسلح فدائی خلق
سال آغازوشروع پیروزی،آغازموفقیتها

بعدازهزاروچهارصدوسی سال

دهنه دین اسلام،پیشرفته ترمی شود
براین دهنه،راحت وبی دغذغه،رفع حاجت کنید

بالاترین حرامزاده،درکره زمین

تابه خودمسئولین سایت فحش نداده
سایت سازمان،عین ایمیل دریافتی رابی کم وکاست،درسایت،درج می کند
ایمیل دریافتی به همراه فیلم
_________________________

________________________________
اگرپرسشی شودکه حرامزاده ترین حرامزاده های روی کره زمین،بعدازعروس خانم هرجائی حکومت(بچه گِی آخوندیسم،فرخ نگهدار)،کیست؟پاسخ این سئوال،جزاین مادرج....(لطفاًیک عده رامجبورنکنیدکه دهانشان رابازکنند)..جزاین حرامزاده مادربه خطا،این بچه ک...ی..همینی که حاضر است خواهرومادرواون دوست دخترِاینترنتیِ...(من بیشترمی خوام...)که هیچی،برای بیست دلارناقابل آمریکائی،حتی باسن وکون خودراعریان وبالانگه می دارد،وبه هرکس وناکسی بگویدبفرما:...کلاًدراختیارشمام....آخرای بوزینه،بچه ک....ی،بچه گِی،تومگرپدرومادرنداری،مطمئنم که نداری،پدرت خمینی،بعدش هم خامنه ای،بعدش هم خاتمی وحالاهم محمودالدنگ ومادرت هم آنطورکه ازقیافه ات پیداست،یاهندی بوده،یاپاکستانی،یابنگلادشی،..این که توخودت درکدام گوشه،خیابانی،بدنیاآمدی،مربوط به خودت است اما حرومزاده بی شناسنامه،تواون  دهان وزبون ومغزواون دستمال بدستی ات ریدم وشاشیدم،مرتیکه زبان نفهم،الاغ،خر،(بلانسبت خر)...پفیوز،بچه گِی،ک....ی آمریکائی شده،اخته،خاجه،بی غیرت،...این گنده گوزی هابه تویکی بچه..ک...ی ...نیامده
هروقت به جای آلت تناسلی مصنوعی،هوس گلوله برپیشانی کثیف ات کردی،خبرم کن،ایکی ثانیه دَانجام خواهم داد،آخه بچه قرتیِ سوسول،کون برهنه خیابانی،توروسننه سیاست

توسایت قرارندین شماهم فحشه روخوردین

تیر ۱۴، ۱۳۹۰

بی تعارف

تصویر,غم انگیزاست،اماباآرزوی نهایت وخوشبختی بی پایان وسعادتی،ابدی،برای همه انسانهای بااراده وزحمتکش

افرادزیر۱۸سال نیزحق دیدن این تصویررادارند

خبرنگارروزنامه کیهان-حسین اصلاًشرفنداری

مصاحبه باآیت الله قوضماعلی گدا
خبرنگارروزنامه کیهان-حسین اصلاًشرفنداری
(متخلص به(ح.ا.ش.ن-حاشن
______________________
درنظام اسلامی چه شد؟چراشد؟چی شد؟

بااوضاع فتنه انگیزانه ای که سرویسهای جاسوسی جهانی مخصوصاًجاسوسان صهیونیسم واسرائیل غاصب وکاسب،درمملکت شهیدسازوشهیدپروروشهیددوست وجنازه شهداحمل کُن اسلامی امام زمان(عج)راه انداخته اند،امروزبعدازچندین سال موفق شدم ازمیزکارم دردفترروزنامه شریف ودشمن شکن کیهان،بلندشده،جداشده،وخودم به خودم مرخصی چندساعته اسلامی وبرعلیه دشمنان نظام اسلامی،داده وبه حضورمبارک امامخامنه ای شتافته وباایشان به عنوان یک خبرنگارمتدین ومومن وپایبندبه نظام،سئوالاتی رادرزمینه وضعیت مملکتی فعلی،ازحضرت امام خامنه ای،بعمل بیاورم،تاشایدازاین طریق کلیه واجبات اسلامی،مخصوصاًمالیدن واجبی،به آنجاهای،دین اسلامی ام رابه عنوان یک فریضه دینی،انجام داده باشم چون که به خداقسم به قبرسیدالشهدا،قسم،به قبرحضرت امام خمینی صلوات الله،الان دوماه است که وقت نکردم واجبی اسلامی رامورداستفاده قراردهم،بس که درگیر(فتنه گران)-(فتنه جویان)(فتنه سازان)-(فتنه گیران)-(فتنه خران)-(فتنه فروشان)-(فتنه بسازوبفروشان)وازمهم تر،ماشین من درخیابان های تهران هم نتوانست ازگردوخاک وخس وخاشاک عبورکند،واسه همین هم پشم وپیله های زایدبدن اسلامی ام توسط عناصرضدانقلاب وضدنظام وابسته به صهیونیستها،آنقدربزرگ ورشدکرده است که واجبی اسلامی وانقلابی،که جای خودداردحتی ماشین پشم تراشی وداس وماشین چمن زنی هم دیگرکارسازنیست،پس بایدمتوجه توطئه های صهیونیسم وجاسوسانش درداخل کشوربوده تاچنین مصیبتهائی دامن دین مبارک اسلام وانقلاب وبیت رهبری رانگیردچون اگرچنین بلاوآفت خانمانسوزی،بیت واهل بیت رهبری راگرفته ولایه ضخیمی،بپوشانددیگرکاردست اندرکاران نظام وقطارنظام به جاهای باریک کشیده وچه بساکه درحین دروکردن باداس یاماشین چمن زنی ناگهان،آلت تناسلی وبیضه اسلام وشیعیان جهان هم،بربادرفته وزحمات سی واندی وچندی ساله برای حفظ نظام،بربادخواهدرفت،واستراتژی سیاسی فرهنگی،سیاسی دشمنان نظام مخصوصاًاهداف شوم صهیونیسم دقیقاًدرهمین نقطه اساسی اسلام نهفته،وباسرمایه گذاری های کلان،قصداخته کردن اسلام،آنهم ازطریق پرورش پشم وموهای زایدبدن،وسپس باریختن این پشم وپیله ها،وبایک توطئه ضدانقلابی،قصدبریدن آلت تناسلی حضرت امام خامنه ای راداشته ودارندکه من به عنوان یک فریضه ووظیفه دینی،سریع ترازهمه،خودم رابه امام خامنه ای رسانده واجازه نخواهم دادهیچکس،این چمنزارعلفزارشده راباهیچ وسیله ای،دروکند

حسین اصلاًشرفنداری:

خوب امام،چی شد،چی شده،داره چی می شه،مملکت چراینجوری شد،کی داره این توطئه های صهیونیستهاروتومملکت اجرامی کنه؟چی به چیه؟چی می گن؟چی می کنن؟چی باچی توی نظام قاطی پاتی شد؟چی گفتین؟چی گفتن؟چی می گن؟چی می خواهین بگین؟من چی بگم؟چی بگیم؟چی گفتیم؟چی شد؟چرااینطوری شد؟

امام:خ.ر:

ای ک...س کِش دیوث...توخودت هم ازعوامل استکبارجهانی هستی ...هی چی چی چیزنکن مثل اون مهندس چیزوی...خواهرومادرمونوگ....دبااون چیزه چیزه گفتناش...توهم بااین چی چی چی هات....مگه خبربهت نرسیدکه اخیراًبه گوش بنده رسیده بودکه یک ک..س کش مادرجنده..ازقول من به جوونهاقول داده بودکه اگه جوونهاتوی انتخابات شرکت کنندمن هرماه پنجاه هزارتومان به جوونهاپول می دم?.... من هم گفتم :...آخه ک..س کش...مادرج...ه ازکجا؟...ازکدوم خزانه؟...بعدش اون مادرج...ه کوسه بی ریش به جونم افتادوگفت:..چرااین کارومی کنی ؟چرااون کارونمی کنی؟چرااین کاروکردی؟چرابه حرفم گوش نمی دی،؟اصلاًچرانمی دی؟چرابایدبدی؟چراندادی که حالابایدبدی؟...هی وودکامی خوردومی پریدتوی آکواریوم اسلام ودین ودادمی زد:...یک بطردیگه بمن وودکابدین خواهرهرچه کوسه روتودنیامی.گ.....م.چرایک بطرِدیگه نمی دین؟...خواهرهرچه کوسه تودنیاروم.....گ...ام....امامادر..جنده..هی وودکاخوردوخواهرومادرِنظاموبااین چراچراهاش..گ....د..حالاتوهم باچی،چی،چی،گفتنادداری استخوان بندی ضعیف واعصاب قاراش میشِ منومی...گ...ئی...ببین کاری نکن دست چدنی موبطرف محموددرازکنم ها..محمودیک آدم کلّه خریه ها..دست چدنی موبدم بهش..همه روفرومی کنه توکونت ها...چون بدجورازدست ات عصبانیه ها...ازمن گفتن

حاشن(ح.ا.ش.ن):..همه رومی دونم ولی مثل اینکه یک سروسرورازهائی بین سران نظام باشمابوده که من خبرندارم وهمه این مدت،الکی الکی مهدی پاشنه طلای شماشده بودم...مثل اینکه تواین وسط فقط من دارم ..ک..ه رومی خورم...من چه گناهی کردم؟...ببین امام..من هم اگه به اونجاهابرسه دست فولادینموتوکون اکبرومحمودباهم می کنم ....خوارتوروهم بدجور..م...ام ازحالابگم که آویزه گوش همتون باشه..محسن وقالباف والله کرم ورادان وگروهبان گارسیارومثل سگ می دازم بجونتون...خودت دیدی که بافائزه جنده چکارکردم...پس حالابگوچه اسراری بین شماهاست که من خبرندارم

خ.ر:..باشه می گم فقط قول بده توی کیهان ات واق واق نکنی تاهمه بشنون..اگه بشنون ..ببین ملّت بدجورمیان ها...

حاشن:...ملّت..ملّت همینجوری شم دارن بدجورمیان...

خ.ر:به هرحال..سروسرنظام برمیگرده به قبل ازانقلاب-انقلاب وبعدازانقلاب-قبل ازانقلاب،وقتی امام توی پاریس تشرف داشتند

حاشن:..الله ومه صل اله محم

خ.ر:..آخه ک..س کش ..اون مادرج...ه که اینجانیست صلوات می فرستی
حاشن:..چه می دونم بخدا...یهودیدی ظهورکردوکیهان روازم گرفت...شانس که ندارم
خ.ر:..نترس..بااون زهری که اکبرتوغذاش ریخته بودتایک قرن دیگه هم ظهورنمی کنه
حاشن:..یادگارامام چی؟
خ.ر:اونهم بااون سمی که اکبرتوی (نعلین اش)ریخت تاصدوپنجاه سال دیگه هم نمی تونه جیک جیک کنه
حاشن:پس بیت جای مطمئنی یه..خبرهاجائی درزنمی کنه
خر:تومادرج...ه بازی درنیاری،هیچ خبری،هیچ جادرزنمی کنه...حال هم زبونتوگازبگیروفقط گوش کن
حاشن:..چشم امام...چشم..فقط روزنامه کیهان روازم نگیرین که می میرم
خ.ر:..کیهان سرتوبخوره..مال تو...فقط گوش کن ک...س کش...مملکت توخطره،من هم استخوان بندی ضعیفی دارم ...دست چدنی ام دیگه کارنمی کنه...اینقدربامن کلِ کل نکن
حاشن:..چشم امام من سگ بیت امام ودربارشمام...گوش می کنم ..بفرمائید

خ.ر:...وقتی حضرت امام توی پاریس تشرف داشتن...این اکبرمادرج....ه می ره سراغ عروس ودخترونوه محترمه امام وترتیب همشونو..یک شبه می ده...بعدش هم می ره عرق سگی می خوره ومی ره سراغ همسروخواهررحمت الله ..مهدی هاشمی....فرداشبش هم سراغ خواهرودختربرادررجائی وحاج آقامدرس...یعنی توی تب وتاب انقلاب اسلامی،زن ودختروناموسِ آیات عظمایی باقی نمانده بودکه این نصف شبی،سراغشون نرفته باشه....من هم موقعی متوجه شدم که منوبرده بودتوی منزل روحانی حاج آقادستغیب ومنزل خواهررحمت الله علیه لاجوردی وحاج آقاصادق خلخالی مرحوم ورحمت الله...جایت خالی چه حالی می کردیم...اکبرمی گفت:...ببین اگه یک روزاین اسراروفاش کنی نصف شبی ترتیب خواهرودخترونوه وزنت راهم همینطوری می دم....من هم که آلوده کارهاوشغل بعدازنصف شبی ونیمه وقت اکبرشده بودم گفتم که ازطرف من خیالش تخت تخت باشه...بعدش هم بهش گفتم که این(کارها)قبل ازهرچیزیک لول تریاک روطلب می کنه...این ک..س کش اکبره هم گفت:طلب هرچیزی،پول می خواد،...من هم هرهفته به امام راحل،تلفن میکردم وبه اسم مبارزه باخاندان پهلوی،تقاضای ملیون تومن ملیون تومن می کردم...عصرهاتاساعت یازده ،دوازه شب کارمون،دودومنقل وذغال باحال وهمنشینی بادوست ناباب بودونیمه شبهاهم آوردن دختروزن وخواهرونوه این حاج آقاواون حاج آقاتوی باغ مهدی هاشمی...

حاشن:...هااا...حالافهمیدم پس موتورانقلاب اسلامی،اینجوری،استارت زد....پس صهیونیستهاواسرائیلیهاهیچ نقشی نداشتند
خ.ر:..صهیونیست....؟..اسرائیلیها....؟ک..س کش کجای کاری....حتی سراونهاهم کلاه گذاشتیم وکلی پول ازشون گرفتیم.
حاشن:...یعنی ازاونهاهم
خر:...آخه خره نفهم...راسته که می گن هیچی نمیفهمی..جزکیهان حاشن:...آخیش....لطفاًکیهان روازمن نگیرین....به روح امام می میرم بدون کیهان
خر:..کیهان بره توکونت...مال تو...فقط گوش کن...کل نظام درخطره ومن بایداسرارنظام رابتوبگم وتوهم به نحواحسن بایداین اسرارروباخودت چال کنی؟

حاشن:...منظورتون اینه که باخودم بگورببرم...؟..ای امام
خر:...ای باباگیرعجب(خر)ی افتادیم ها...؟آره باباجون...بایدباخودت بگورببری وهیچکی نفهمه....اصل نظام دراین نهفتهحاشن:....آهااا..فهمیدم ...اصل نظام ...واین خیلی مهمه....باشه ...باخودم به گورم می برم..فقط...فقط..امام جان جان هرکی رودوست داری،..این..این کیهان روازمن نگیر...من بدون کیهان می میرم
خر:...ای که همون کیهان بره توک....س ننه ات....مال تو...سندش هم به اسم خودت...فقط اسرارنظام روحفظ کن
حاشن :...جان امام قسم می خورم که همه اسرارشماروحفظ کنم...همانطورکه مال بقیه روحفظ کردم....

خر:..مال بقیه.?..منظورت ازمال بقیه کیه...؟..منظورت

حاشن:...منظورم اسراربقیه سرانِ نظامه.....جان عظماقسم می خورم همه فاش کردن اسرارتوی کیهان کارمن نبود....کارنفوذیهای انگلیس واسرائیل بودمن هم فقط عوامل استکبارجهانی روافشامیکردم....جان عظما،جان عظما،به روح امام...کیهان روازمن نگیر

خر:...ای مادرج...ه...بیخودنبودکه اکبرمنوباخودش،به خونه خواهرت برد
حاشن:....بله...چی شد؟
خر:...بله..همان شدکه نظام اسلامی برپاشد
حاشن:..ای خوارک......ه ها،زنتونو..می......م
خر:..هاهاهاها...هاهاهاهاها...هاهاهاها

تیر ۱۳، ۱۳۹۰

مصاحبه بامسعودبهنود

گزارشگرویژه لابی سازان رژیم

..باسلام خدمت آقای برادرعزیزمسعودبهنودهستیم ودرباره انتخابات آینده هم مجلس شورای اسلامی،وهم ریاست جمهوری اسلامی بعدی سئوالاتی رامطرح می کنیم،..خوب برادربهنودجان باسلام مجددبه شماوروح پرفتوح امام راحل،به عنوان اولین سئوال اگه امکان داردازخودتان وسوابق کاری تان درامرنویسندگی وخبرنگاری،توضیحاتی راهم برای بیندگان،هم شنودگان،هم خوانندگان،هم رزمندگان اسلام،هم رقاصان وهم غواصان دلیرمملکت اسلامی وامام زمانی یمان،بدهیدوبگوئیدکه چطورشدبه اینجاهابرسید


مسعودبهنود:

اول ازهمه چیزبایدبگم که شصت وپنج درصدمردم درانتخابات آینده شرکت می کنند.
بسم الله الرحمان رحیم وبنام خداوباصلوات به روح شهیدان راه اسلام وانقلاب اسلامی...

من نویسندگی وروزنامه نگاری رااززمان جان شاه شروع کردم،توی روزنامه آیندگان،خیلی قلم هازدم وتوی محوطه اداره هم خیلی قدمها،تااینکه من وهمکارعزیزمان داریوش همایون،که روح پرفتوح آن برادرهمیشه شادباد،که باخیلی ازدم ودستگاههای دولت شاه سروسِرّی داشت وبروبیائی،یک جوری بوداون رابطه ها،که اون خدابیامرز،روزی دوسه ساعت رویاتوی شهربانی بودیاتوی اداره ساواک،خیلی فعال وخودجوش وباغیرت وآدم کاری بود،باتمام مشغله های روزمره،روزنامه آیندگان راهم می چرخوندها...این بودکه به کمک این برادردلسوز،من هم بابسیاری ازمسئولین مملکتی آن زمان،آشناشدم وآن مسئولین هم چون استعدادوافرو(زیرکی)مراسنجیدن کمک کردن که شغل وحرفه ام رادرنویسندگی وخبرنگاری،ادامه بدم وفردمشهوری درجامعه آن زمان جان شاه شوم،مقالات ونوشته های کوتاه وبلندی هم نوشتم که معروفترین اونها:...آهای بزبزه قندی-کلاه قرمزی-خیارچنبرکیلوئی چنده-بادمجان سیاه-طوطی سخنگوباخرمی جنگد-حسن کچل باجن هابه حمام عمومی می رود-جون عموبسه دیگه-به شهرنوچگونه می رویم-آهای داداش مرگ من یواش-ویک داستان کوتاه به نام عشق که بصورت شعرونثردرآوردم که میگه:گازدادن نشدمردی     عشق آنست که برگردی-   که همه اون آثاردرروزنامه آیندگان چاپ می شدومرحوم داریوش همایون خدابیامرزعاشق همه نوشته های من مخصوصاًاثربیادماندنی خیارچنبرکیلوئی چنده وبادمجان سیاه بودکه هرماه یکباراونوتوروزنامه چاپ می کرداین روندمشهوریت من همینطورادامه داشت تایهودیدیم که ای دل غافل جان شاه رفت ومملکت خرتوخرشدوهمه اون دوستان وآشنایانی که ادارات دولتی وحتی توی دربارجان شاه داشتم ،دیدم ساک وچمدوناشونوبستندورفتندکه رفتندوهمین مهاجرت وسیع درست وسط بین آغازانقلاب تاپیروزی انقلاب مرامجبورکردکه دست قلم برده وشاهکارنویسندگی ام روبه جامعه ارائه بدهم که اثرمعروف:کجامیری فلونی ترسم بری وبرنگردی،-درست مال اون زمان بود

گ.ول.س.ر:...خوب بعدازپیروزی انقلاب،چکارکردین،شماچراخارج نرفتین،مثل بقیه طاغوتیها،اصلاًچه انگیزه ای باعث شدتوایران بمونین


م.ب:..انگیزه،پنگیزه،منگیزه واسه موندن کیلوئی چندبود؟...داداش مثل اینکه خیلی ازمرحله پرتی


گولسر:..چطورمگه


م.ب:...باباجون..گوش کن...یادخدابیامرزداریوش همایون بخیر...همیشه می گفت:...پولهاتوجمع کن یک روزبدردت می خوره ها..اینقدرولخرجی نکن...من کس خُل گوش نکردم ..بااون پولهائی که ازفروش اثراتم درمی آوردم یاتوشهرنوهابودم یاتوسواحل شمال وجنوب...وقتی هم بخودم اومدم که دیدم تق به توق خوردوهمه چمدوناروبستن وبلیط هواپیماتودستشون من حتی یک پاپاسی هم توجیبم نمونده بودکه حداقل یک تلفن به آشناهابزنم بگم بیان کمکم...این شدکه توایران موندم یعنی منوجاگذاشتن مخصوصااین نامردِ بی شرف داریوش همایون...اون روزآخرهرچی اصرارکردم یک بلیط هواپیماهم برای من بگیره...می دونی خواهرک...ه چی گفت؟


گولسر:..چی گفت


مب:..ک....س کش دیوث به من گفت بروهمون اثرخیارچنبرکیلوئی چنده وبادمجان سیاه رابفروش وباپولش بلیط هواپیمابخر...اینجوری شدکه توایران موندم...ومجبورشدم خودموبااوضاع جدیدوفق بدم منتظرشدم تااینکه امام خمینی واردایران شدوباردیگرتوق به تق خورد...رفتم سراغ روح الله امام خمینی،..بهش گفتم ای امام والله عکستوتوی ماه دیدم..من زمان شاه طاغوتی واجنبی پرست خیلی سختیهاکشیدم مراساواک بخاطریک نوشته ام درموردشمابازداشت کرد،توی اوین اونقده شکنجه ام دادن امامن توبه نکردم وهی دادمی زدم ...امام امام  امام ...امام فقط امام خمینی بعدش هم امام خامنه ای.امام که اشکهای انقلابی منودیدن گفتن :لاکن احسنتُم..احسنتُم فرزندم..گَریَه نکن هَمَه چی برایت لاکن مجانی یَه...لاکن چَ چیزی دربارَه یَ من نَوَشتَه کردی کَ ساواک تورادستگرکرد.گفتم اثرمعروف :چگونه خیارچنبروبادمجان سیاه رابه روش اسلامی ذبح کنیم .وامام گفتند...احسنتم ..احسنتم...اینجوری شدکه مراحل پیشرفت وترقی من درنظام اسلامی،پله پله بالاوبالاتررفت...بعدجنگ بابعثیون عراقی که شروع شدآقانون ماهم افتادتوروغن...همه داشتن می رفتن جبهه حق وباطل ومنافقین،من دیدم هواخیلی پسه..به امام خمینی تاکتیک دوم جنگ باکفارراتوضیح دادم وگفتم ای امام...پشت جبهه راهم فراموش نکنیدحمله دشمن ازپشت وعقب سخت ترودردناک ترازحمله ازجلوهست.وامام هم بازبه این تدبیروزیرکی من گفتن:احسنتُم فرزندم..احسنتُم..وهمین تاکتیک یک روزبدردم خورد..این کره خره محسن رضائی،یک روزاومده بودبیت امام رسیده،نرسیده،یقه ماروگرفته بودکه الا به الاهمه دارن می رن جبهه حق وباطل..توهم بایدبری...من هم گفتم بایدازامام مصلحت بجوئیم.محسن رفت نزدامام وامام هم مصلحت دانسته وفرمودند،برادرانی چون فرزندم مسعود،بایدمواظب روزنه های فرهنگی مملکت اسلامی باشندکه دشمن قصدداردازآن سوراخهادراَسلام نَفووذکنن..آن هم ازروزنه عقبی یه..وفرزندم مسعود،ازاین روزَنَه هاپاسداری ومَحافَظَت می کنه...لاکَن...اینجوری بودکه پشت جبهه رامحافظت کردیم،ولی محسن رضائی هیچ وقت این کینه اش رونسبت به من فراموش نکردوحتی یکباربه من گفت:..جبهه نرفتی ولی پشت جبهه خوارتوم....م..مادرج...ه...وازاینجادرگیریهاوانتقادات من باتعدادی ازافراددرون نظام اسلامی شروع شد

گولسر:..احسن...احسن..عجب زندگی سخت ومشقت باری راطی کردین...خوب بعدش چی شد


م.ب:
آقاچی بگم دیگه...جنگ که یک نعمت بودوپول خوبی هم تواون هشت سال،درآوردم،چندتااثرونوشته هام خوب فروش رفت،مثل اثرهای بیادماندنی،:-اسلام وخیارچنبر،-رزمندگان اسلام سیب زمینی می خورند-چگونه باآفت بادمجان سیاههادردوران جنگ مقدس هشت ساله،جنگیدیم-پشت جبهه جنگ حق وباطل دربیت رهبری-امام خمینی کیست وچیست وچکارمی کنه-آیارمال بیاوریم؟نیاوریم؟-واثربیادماندنی(داریوش همایون یک ساواکی بودومی خواست ازروزنه عقب به نظام اسلامی،نفوذکنه)،که این آخری خیلی موردتوجه برادرحسین شریعتمداری قرارگرفت ویادمه همان روزیک چک پنج میلیون تومنی برای من نوشت ومن هم همان روزنقدش کردم وسریع باروبندیل وبستیم وبادوستان رفتیم شمال-...تااین که جنگ پرنعمت تموم شدوماشدیم آس وپاس،...تواین هیروویرهابودکه حجت الاسلام رفسنجانی،زدخواهرامامو..گ...دوشدرئیس جمهوروآیت الله خامنه ای هم شدامام بعدی...بعدش هم این برادرمون سیدخاتمی شدرئیس جمهوروحجت الاسلام رفسنجانی شدهمه کاره نظام وآقای خامنه ای هم رهبر،توی زمان ریاست جمهوری آقاخاتمی هم خوب پولی درآوردم،ازآثارمشهورمن دردوران ریاست جمهوری آقای خاتمی هم اینهابودند:-..چگونه خرداغ کنیم که بوی کباب بریان بدهد- موش موشی جون وگربه نره-خراگرطبیب بودی می رفت آرایشگاه-روباه مکاروخروس جنگجو-به آب،آب ندهید،آب خشک می شود-چگونه خرسواری اسلامی کنیم-نکیرونه منکربلاخره می آیند-خاتمی سیدی که همیشه می خندد-گل سرسبدباغ نظام-وچنداثربیادماندنی دیگه،...تااینکه سیدخندان هم رفت وآقای دکترآمد،...توی دوره اول ریاست جمهوری آقای دکترهم خوب پول درآوردم وآثارمعروف من چون:-خردرچمن،چرانمی چرد-تکامل عنترهادرنظام اسلامی-چهچه های دلنشین آقای رئیس جمهور-چمن پرازگل بودوبه دکترآراسته شد-موشک بازی باهسته خرما-آثاری ازمن بودکه خیلی موردتوجه آقای دکترقرارگرفت تااینکه حدوداًیک سال مونده به پایان ریاست جمهوریش یهوکس خل شدو...مشائی،مشائی ...کردواین یعنی کون لق تومسعود،...تامشائی هست توخرکی باشی...آقاماهم نامردی نکردیم این دفعه به جای اینکه همه پولهامونوتوی شهرنوهای اسلامی وکناردریای شمال وجنوب جزیره کیش ودبی وامارات،خرج کنیم اول رفتم یک بلیط درجه یک ولوکس خریدم وچمدوناموبستم وزنگ زدم به داریوش همایون وبهش گفتم منتظرم باش که دارم میام همون خیارچنبروبادمجان سیاه روتوکونت فروکنم وآثارجدیدبیافرینم،...به دکترهم زنگ زدم وگفتم خواهرومادرتوواون محسن رضائی واون مشائی ات رویک جامیگ....م،تاروح شاهنشاه آریامهروامام خمینی باهم شادبشه وهردباهم به من بگن آفرین واحسنتم...

گولسر:...احسن...احسن..پس اینطوری بودکه منتقدآقای دکترشدید

مب:..پس چی؟..فکرکردی مغزخرخورده بودم که یک شبه منتقدبشم،اون هم
منتقدنظام؟
گولسر:..خوب بعدازاونکه اومدین خارج،یک سری فعالیتهائی روانجام دادین،آخرین بارهم که (پارازیت)باشمامصاحبه کرد،چه عاملی باعث شیفتگی بیش ازحدایرانیان خارج ازکشورنسبت به شماشد؟

مب:
ببینیدیک ضرب المثل خیلی معروفی بین مانویسندگان وخبرنگاران هست که میگه:...اگرخرقلم ات درچمنزارکشورنمی چرد،سرخررابچرخان به چمنزارخارج ازکشور...اون روزبعدازمنتقدِاحمدی نژادشدنم چندنوشته وبیانیه انتقادآمیزارائه دادم،مثل،چگونه خرخودراازپل ردکنیم-عرعرهای چهچهانه خروبلبل-علفزارسیاسی کجاوخرمن کجامی چرد-چراچمن اینطورروئیده-من خرسوارخوبی هستم-اکوی صدای انتقادی من -اصلاح طلبان درعلفزاراصلاح می شوند-یک قدم به عقب خاتمی وده قدم به جلودرچمنزار-ای مرغ عشق چراناله نمی کنی-آقای رئیس جمهور...به تخم ام-داریوش همایون ساواکی منتظرباش-چگونه دردرون نظام شکاف عمیقی افتاد...آثاری بودندکه دربین ایرانیان،این هموطنان آریائی نژاد،این هموطننانی که حتی بادفتق ایرانی راازهمکارارجمندم ،شهرام همایون،به قیمت یک دلارمی خرند،طرفداران زیادی پیداکردکه هراثروشاهکارمن درعرصه نویسندگی رادودلاریعنی دبرابرقیمت بادفتق ایرانی،خریدندواین نشانگراین است که من تاچقدروقت شناس دقیقی هستم که سرخرقلمم روبه این چمنزارپرمنفعت،چرخوندم ونشان دادم که ازیک مملکتی که خرتوخرهم باشه،خوب ودرست وحسابی سیرشکم،میشه خرخودروچروند،(پارازیت)هم یکی ازهمین چمنزارهاست،که خرهیچکی مثل من،توی گِلَش درجانمی زنه،ودیدین که خرم روچه جوری،ازپلِ پارازیت هم ردکردم

گولسر:ازآثارگرانبهای شماهم چیزی خریدند
مب:چه جورهم ...گورپدربادفتق ایرونی..تازه پنج دلارهم خریدند
گولسر:..خوب آقای بهنود،برنامه های سیاسی شمادرحال حاضرودرآینده چیست

مب:-...فعلاًآثارهای گرانبهای مان رابه عنوان تجربه سیاسی،دراختیارهموطننان بادفتق وآثارهنری بخر،این هموطننان دلسوزدرخارج ازکشور،به حراج گذاشته،باورکنین،چوب روی مال وزندگیم زدم،بارادیوهاوتلویزیونهاهم قراردادهائی بستم برای آینده هم بایدمنتظرحکومت یادولت جدیدبمانم شایدباهمکارعزیزم شهرام همایون،یک کانال تلویزیونی فارسی زبان دیگری افتتاح کنیم البته تولوس آنجلس ودرایران هم روزنامه(آیندگان)رادرداخل کشورمجدداًراه اندازی کنیم

گوسلر:آثارجدیدتان درآینده،درچه زمینه هائی خواهدبود؟

مب:-..آثارها...آثارهای جدیددرباره:..چگونه پوست خیارچنبروبادمجان سیاه راباهم کندم-خرم چگونه ازهمه پلهاگذشت-چگونه خرداغ کنیم تابوی کباب بدهد(سی وپنج سال مبارزه برای کباب)-خرمن یکی ازکره گی دُم داشت-خواهرآقای دکتررئیس جمهور،-مشائی مادرت را....-خواهرومادرم چگونه برای اسلام ودرراه اسلام...-چگونه لابی گری کنین که هیچکی متوجه نشه-اکبرگنجی روچگونه خرکردم-چگونه خواهرمحسن رضائی راکِش رفتم-ورمزورازبین من وآیت الله شهیددستغیب-آثاری خواهندبودکه خواهم نوشت
گولسر:باتشکرازتوضیحات تون

مب:من هم تشکرمی کنم که اجازه دادین همه آثاروخرم ازپل شماهم گذشت
راستی آقای گولسر،الان خیارچنبروبادمجان سیاه توی ایران،کیلوئی چنده؟
گولسر:...فکرکنم سه چهارهزارتومنی بشه
مب:...آخ جون ..پس باین حساب آثارم به هفت،هشت هزارتومن فروش میره..
گولسر:تارئیس جمهوردکترهست غصه هیچی رونخور

طنز-درگیری در مجلس ختم امام جمعه یزد

تعدادی ازنیروهای خودسر،بانیروهای منافق،به همراه طرفداران آیت الله روباه مکار،سیدخندان درجو مراسم ختم حجت الاسلام صدوقی،جوگیرشده،وباحمله سه طرف به همدیگر،جومنطقه عزاداری هم جوگیروخرتوخری شدکه بیاوببین
بنابه گزارش خبرگزاری اتمسفرجوسازنیوز،دردرگیریهای بین سه دسته عزادارِنیروهای خودسر-منافقین -اصلاح طلبان،-بی حرمتی تعدادی ازافرادوابسته به سه گروه تابدانجارسیدکه باخوردن یک مُشت،روی تابوت جنازه آیت الله زرتوقی افتاده ومی گوزیدند،وجواطراف تابوت،چنان باگازهای اشگ آور،آلوده شده بود،که اشک همه افرادحاضردرصحنه رادرآورده،وخبرنگارآیت الله بی بی سی،که ازاین جوّگزارش تهیه می کرد،ابتدافکرکردکه نیروهای ضدشورش،واردعمل شده وگازاشک آورپرتاب کرده انداماخبرگزاری فارس،این خبربی بی سی راتکذیب،وطبق گزارش،گزارشگرخود،گزارش دادکه گزارش بی بی سی مغرضانه وبااهداف سیاسی بوده،وشرکت کنندگان درمراسم ختم،درحال گریه،واشک ریختن بودندوبرادران ضدشورش،خودشان وقتی درمحل حادثه ودرگیری،رسیدندمجبورشدندازماسک ضدگوزوچُس،استفاده کرده واگرگازاشگ آوری هم بکاربرده شدتنهابرای خنثی کردن بوی گازِگوزیدن وچسیدن نیروهای درگیرباهم بودکه جوّمنطقه راآلوده کرده بودند
روزنامه کیهان حسین شرفنداری،هم دریک گزارش به قلم شرفنداری،گزارش دادکه گزارش گزارشگرانِ دورسانه گزارشگرِفارس وبی بی سی،هردوتوسط صهیونیسم وجاسوسان اسرائیلی،تهیه،وارائه شده،وطبق خبرموثق گزارشگراین روزنامه,:..هنگامی که درمحل درگیری ومراسم ختم آیت الله زرتوقی حاضرشدیم،ناگهان صدائی ازدرون تابوت مطهرآیت الله صدوقی،شنیده شدکه باصدای بلندمی گفت
خواهرومادرهمتونو.گ.....م بااین گوزیدنهاوچسیدنهاتون...فکرنکردین من توی تابوتم

زیرپاخالی کردن درست وحسابی،یعنی این

روسپی وهرجائی مسعودبهنود

اوبرای گذران زندگی،برای شکم همیشه گرسنه اش،نه تنهاچون سگی کثیف وهار،قلاده به گردن هرچه روسپی تروهرجائی ترازخود،چه درحکومت شاه چه درحکومت شیخ(شاه وشیخ)شد،بلکه ماتحت بوگندوی گِی صفتی اش راعریان،ودراختیارهرچه آخوندزاده گذاشت،بچه آخوندی درایران،باقی نمانده است که باکون برهنه این روسپی وهرجائی عمل لواط اسلامی راانجام نداده باشد.این روسپی،برای انتخابات درایران،چانه نمی زندبلکه برای انتخاب خودتوسط بچه آخوندها،برای یک عمل سریع گایش،چک وچانه می زند،اینکه کدام بچه آخوندپولدار،زودترازهمه،برماتحت اش فشارشدیدازنوع دینی،اسلامی واردکند

تیر ۱۲، ۱۳۹۰

کوروش خواب بسه،بیدارشو،مملکت ات راببین چی شده

خبری علمی آنهم اززبان گوسفندان بی شبان

مسیحیان احمق ترازمسلمانان شیعه حسنی حشری:..عیسی چوپان وشبان ماست ومامثل گوسفندان بدون چوپان هستیم..(کتاب اَنجیر(انجیل)باکمی افاضات گوسفندی دیگر
 

_______________________

پخش یک خبرمهم علمی ازسایتی که به اصطلاح زبان گوسفندانِ بع بع بع کن بدون چوپان وبی شبان،است بی شک وتردید،برای همه کافران،ملحدین،ضددینهاوضدخدایان،شریف وعزیزوگرامی،بسیارجالب می باشد.خبراینکه،

ناساقصدداردکره زمین راجابجاکند

اولا:این پروژه فضائی،ازسال ۲۰۰۰میلادی،به عقل دانشمندان فضاشناس،نه تنهادرناسا،بلکه درچندکشورپیشرفته چون آلمان،انگلستان،کانادا،دانمارک ،سوئدوحتی اسپانیانیزرسیدودانشمندان دانش دُزدِدرناساآخرین،احمقهائی بودندکه،این پروژه وطرح مافوق بشری راشنیدند،دراصل،درسال ۱۹۹۰میلادی،سه طرح عمده،فتح مریخ،سفینه های فضائی باسرعت زیاد،ونجات کره زمین،ازگرمای شدید،وکشف کره سبزدیگر(غیرازکره زمین)اززبان دانشمندان برجسته شوروی سابق،ارائه،وعنوان شدپروژه ای که متاسفانه،باخریت اجتماعی وسیاسی ملّت روسیه (شده)ناتمام ماند.این پروژه های فضائی که جای خودداشت،حتی زنده نگه داشتن انسانهاتایک قرن دیگرنیزبه مرحله اجرادرآمدواین تئوری ونظریه علمی،بایافتن یک سمندر،درمنطقه سیبری بودکه توسط یک زیست شناس روسی،بوقوع پیوست.دانشمندروسی،که اتفاقی،جسدسمندرمرده رایافته بودبه آزمایشگاه برده وبعدازیک سری مراقبتهای پزشکی،ناگهان،سمندر،جان گرفته وضربان قلبش شروع به تپیدن می کند،بعدازمدتی،دانشمندان وپزشکان شوروی اعلام کردندکه می توانندبامنجمدکردن بدن انسان،آن رامثلاًدویست یاسیصدسال بعد،دوباره زنده کرد.دراوج پیشرفتهای علمی شوروی سابق،طرح نجات زمین ازگرمای شدیدنیزبرای اولین باربه مغزومُخ دانشمندان کمونیست شوروی خطورکردواین درست همان زمانهائی ست که دانشمندان دانش دُزدِناسا،جهت تلافی کلیه شکستهای مفتضحانه علمی،فضائی خود،مشغول ساختن فیلمهای کاذب ودروغین،آنهم توسط هالیوودپدرسوخته ترازخود،ازفروددروغین فضانوردان احمق ترازخودبرروی سطح ماکتی ازکره ماه درمنطقه بیابانی نوادابود
گفتاردراین زمینه فراوان وزیاداست که بزودی درپُستی اختصاصی وویژه درسایت سازمان عنوان خواهیم کرد
دوماً:این دین صاحاب مرده ولامصب مسیحیت،این دین پرازگوسفندوگله های گوسفندی بدون چوپان وشبان،اینهاکه هنوزنتوانسته اند،پدرواقعی امام شان را(کشف)کنندوحاملگی مریم خانم مقدسیان راصاف انداختندبه گردن(خدای بیچاره ازهمه جابی خبر)،ازکی عاشق وشیفته علم وکشفیات علمی شده اندکه ناگهان،عاشق اخبارعلمی شده وبه جای آیه ....ماهمه گوسفندیم وچوپان ماهم عیسی...آیه.. فتح الزمینه بالتوسط المتفکرون الکافرونه اندرونه ناسا..رادردامداری اینترتی خود،منتشرمی کنند
سوما:ازهمین الان می گوئیم که طرح وپروژه نجات زمین ازگرمای شدیددرآینده،ابتداازمغزومخ دانشمندان کمونیست،زائیده شدیعنی این طرح وپروژه هم پدرداردوهم مادروهم شناسنامه وشجره نامه،مثل عیسی ومهدی غایب،حرامزاده ومادرج....ه وروسپی زاده نیست،که بخواهیدغیبت مهدی رابه گردن تقی ونقی وعبدالله وحسن وحسین،که بلاخره مانفهمیدیم پدران اینهاکی بودندوکی هستند،یاحاملگی مخفیانه مریم مقدسیان رابه گردن خدای تان بیاندازید،این طرحهاوپروژه هاهمگی علمی بوده وحلال زاده اند،یک وقت حرامزادگی عقیدتی،دینی،گوسفندی شمامسیحیان احمق وکودن،گُل نکندوخرافات ببافیدکه مهدی بااسبش وعیسی هم باگوسفندانش،زمین راهول داده یاکشیده وجابجاکردند
چهارما:نجات کره زمین،توسط عقل وهوش ومخ ونبوغ انسانهای زمینی،امکان پذیرخواهدبودشمامسلمانان ومسیحیان(یکی ازیکی بزغاله تروگوسفندتر)بدنبال یافتن پدرانتان باشیدواصلاًوابداًخودرادرمسیرحرکت وجابجائی کره زمین قرارندهیدکه هیچ ارتباط وربطی به شمانداردامابه مادران تان دارد

__________________

تصویربدون شرح..نه...کمی شرح

تصویری بیادماندنی ازیک فاحشه خانه وروسپی خانه،سیاسی،دینی

تیر ۱۱، ۱۳۹۰

شهرگلوگاه-شهردهقانان شورشی کمونیست

مطلبی ازقبل-نوشته رفیق پویان
11/15/2006


مطلب دیگری درباره شهرگلوگاه،توسط رفیق پویان،ارسال شده است که پس ازتکمیل نوشتار،درسایت سازمان درج خواهدشد.کلیه مطالب درباره تاریخ مبارزاتی گلوگاهی ها،باهمت رفقاپویان،رفیق توماج وپانزده نفرازرفقای فدائی خلق،درشهرگلوگاه،که اطلاعات وسیع ودرخوری ازگذشته وپیشینه دهقانان شورشی گلوگاهی،دارند،تهیه شده وپنج سال قبل نیزرفیق پویان،به کمک هفت نفرازرفقای عضوکمیته شمال-ببرهای مازندران،درشهرگلوگاه،گزارش ومطلب زیرراتهیه کردند
سایت سازمان بادرج مجددآن مطلب،ازرفقای تهیه کننده این گزارش،سپاسگزارودرودمی فرستیم


رفیق کوچک شما:پژواگ-دوشنبه-تاجیکستان
______________________
گلوگاه جایگاه شورشیان انقلابی
بعد از انقلاب نیز بهترین استادان ومعلمین خصوصا معلمین فیزیک وریاضی و هندسه و علوم طبیعی از مدارس و دبیرستانهای این شهر اخراج و به قول ( ددمنشان عقب مانده تاریخی بی فرهنگ و بیسواد و مسئولین حکومتی ) پاکسازی شدند . تعدادی از بهترین جوانان و مهربانترین و دلسوزترین افراد این شهر تحت عناوین مختلف سیاسی اعدام ویا تیربازان شدند . که مزار انان در قبرستان کوچکی به نام امام علی موجود است . ( روبروی رستوران اکبر جوجه

خرتوخردرنظام آخوندی

ازدواج مجددمریم قجرخوکدانلو

ازدواج مجددمریم قجرخوکدانلو،بادکتر:.اَ.ن.بعدازسالهاگوربه گورشدن مسعودچپ چپی

سوراخ شانس مقام معظم رهبري

تركهاي خراسان - خوراسا توركلري
رهبري ديد از اولين سوراخ ديوار مانند موتور آب، آب بيرون مي آيد و با خود گفت حتما اين سوراخ شانس من است. اما وقتي نزديك شد ديد زيرش نوشته شده "اوباما رئيس جمهور آمريكا" دومي "صدر اعظم آلمان و ... و يك سوراخ مانده به آخري "سيد علي خامنه اي رهبر ايران" و آخري هم سوراخ شانس "احمدي نژاد" كه اصلا آبي از آن بيرون نمي آمد
 

تیر ۱۰، ۱۳۹۰

این فیلم راهم ببینید

این فیلم راهم ببینید
شایدوشایدوشاید،کمی به شماشجاعت وشهامت ببخشد

این فیلم کوتاه راببینید

مغزهاودانشمندان کمونیست ،چه هاکه نیافریدندومغزخرخورده های،فاشیسم وامپریالیسم واسلامیسم،چه گُه ها،که نخوردندونمی خورند

___________________
فیلم کوتاه راببینید

توضیحات مفصل،بزودی درسایت سازمان مخفی ایران،که ارتباط مستقیم باموجودات(اشیا ْنورانی)دارد


فیلم کوتاه راببینید

یوفو,-یا(موجودات فضائی)هنرِخلاقیت ونبوغ خارق العاده دانشمندان وباهوشهای کمونیست
باخرافات دینی نبایدباابزارخرافات،به مبارزه پرداخت
باخرافات دینی ومذهبی،بایدازطریق علم ودانش مبارزه کرد
وبدین طریق(کلیت)خرافات راازبین برد
__________________
وقتی مغزکمونیسم،هنرخارق العاده ونبوغ بخرج می دهد
بزودی درسایت سازمان مخفی ایران

خَرفرض کردن یک ملّت

وقتی یک حرامزاده به تمام معناچون آیت الله بی بی سی،همه ملّت ایران راخرمی پندارد
_______________

آیت الله بی بی سی ,ای حرامزاده بی شرف.....بردهان همه آن خاندان سلطنتی ات،بردهان آن فشاردهنده ات،بردهان آن پادشاه ونخست وزیروآن ملکه به تمام معنافاحشه یتان،بردهان خداوپیغمبرتان،عیسی ومحمدوآن خدایتان،برصفحه صفحه قرآن وانجیل تان،ریدیم وشاشیدیم وبدترازهمه اینهابرروح پدورومادروبه دهان همه دست اندرکاران،درج...ه خانه وگِی خانه معروف بی بی سی فارسی زبان
_______________

چندروزقبل،دانشمندان ومغزهای متفکرکمونیست درکشور....باارسال چندشیُ نورانی،(تحت عنوان)یوفو,بربالای آسمان لندن،خوب بردهان وایمان واعتقادات انگلیسی ها،مخصوصاًبه دهان بی بی سی فارسی زبان،این حرامزاده های به تمام معنای تاریخی،(درست وحسابی)ریدندوشاشیدند،نه تنهاآیت الله بی بی سی،بلکه بردهان(ملکه یشان)،اینگونه بایدریدوشاشید....بامشاهده خلاقیت مغزهای کمونیست،تحت عنوان(اشیای نورانی)برفرازآسمان تخماتیکی لندن(بخوانیدروح چرچیل),پس چراامام مهدی وحضرت عیسی ک....ی وگِی مسلمانان ومسیحی یان همیشه گوسفند،هیچ گهی نخورد؟چرا؟
آن وقت آیت الله بی بی سی،چسبیده است به اختلافات یک میمون زشت صورن،بایک دایناسورعمامه به سر

بردهان هرچه دین ومذهب وهرچه بی بی سی صفت بایدریدوشاشید
___________________
وقتی آیت الله بزرگ عمامه،بی بی سی،تئوری می بافد

فقط احمقهاوخرهاوکودنها،باورکنند،آیت الله حرامزاده ومادرق...ه بی بی سی،گویاحالادیگرهمه ملت ایران راخرفرض کرده است
__________________________

اختلاف با احمدی‌نژاد بر سر چیست؟

http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2011/06/110630_l10_sb_ahmadinejad.shtml