چریکهای مسلح فدائی خلق -سازمان مخفی ایران

چریکهای مسلح فدائی خلق -سازمان مخفی ایران
چریکهای مسلح فدائی خلق -سازمان مخفی ایران

آبان ۲۹، ۱۳۹۱

تازه واردهابه سایت سازمان مخفی ایران

پژواگ-تاجیکستان
 
 
 
خسته ازتکرارمکررات
بادرودبهٌ رفقا
 
طی دوازده سال ازفعالیت بخش اینترنتی وتبلیغاتی سازمان(سازمان مخفی ایران)می گذرد.ازسال ۲۰۰۰میلادی تاسال ۲۰۰۵میلادی،بخش تبلیغاتی سازمان،همهٌ تلاش وکوشش خودرابخرج دادتابامعرفی سازمان،دردفاع جانانه قاطعانه ازکلیهٌ اهداف والای جنبش پیشتازفدائی،دردفاع بی چون وچراازسوسیالیسم وکمونیسم ایران،دردفاع ازهمهٌ یاران ورفقای راستین وواقعی چریکهای فدائی خلق وسرانجام ازاهداف وخواسته های انقلابی سازمان مخفی ایران نه تنهادفاع که دربیشترمواقع حتی مجبوربه حمله ویورش علیه دشمنان سازمان،شود
طی دوازده سال گذشته،هزاران نفرازافرادواشخاص،باهویت های مختلف(ساختگی وواقعی)بابخش اینترنتی تماس،گرفته که باتوجه به بیانات وگفتارهای آنان،نیمی ازافرادازمزدوران وجاسوسان تازه به دوران رسیدهٌ حکومت ننگین آخوندی،ویاافرادعادی ومعمولی بوده،که افراد عادی باسئوالات وپرسشهای تکراری وافرادِدیگریابدستورسران حکومتِ ننگین اسلامی،بانام بسیجیان وماموران بدنام وزارت اطلاعات(دشمنان سازمان)،به فحش وبددهانیِ مختص لمپنیسم دینی واسلامی،بسته شد
نیم دیگرافرادنیزیاجداشدگان ازگروههاونیروهای سیاسی درخارج ازکشورویاهواداران واعضای سازمان مخفی ایران بودندکه نکته هاونظرات وپیشنهادات خودراارسال کردند
نه بخش تبلیغاتی سازمان ونه حتی کلّیت سازمان مخفی ایران،تاسال ۲۰۰۵میلادی،کاری بانیروهاوگروههای سیاسی دیگرداشت ونه حتی دخالتِ کوچکی درکارآنان کردتاآنکه تعدادی ازرفقاچون رفیق پویان وبهمن دروبلاگ خصوصی خود(وبلاگ عصراهانت)،رفیق شهرام مازندرانی،رفیق شاهین خسروانی،رفیق البرز،رفیق جاویدازکشورآلمان ومن(پژواگ بانام قبلی رضا)درسایت سازمان مخفی  ایران،ورفقاآروین،توماج،حمید،ورفقا:خانم مژگان ومهرنوش دروبلاگ مختص ومربوط به کمیتهٌ شمال-ببرهای مازندران،بابیان وانتشارِتعدادی مقاله،به عملکردِگذشتهٌ نیروههاوگروههای سیاسی،بویژه به نقدِگذشتهٌ نیروهای سیاسی،که بااسم ونام فدائی وچریک فدائی وکمونیست،درکشورهای اروپائی وآمریکائی،به زندگیِ (آرامبخش )خودادامه می دادند،پرداخته وتنهاباچندپرسش وسئوال انتقادی،که گویاموی دماغ آن گروههامحکم کشیده شد؟واردمیدان مبارزه ودرگیری های اساسیِ(نقدوانتقاد)ودیالوگ انتقادی شد
ازسال ۲۰۰۵میلادی تا۲۰۰۹میلادی،یعنی به مدت چهارسال،هیچکدام ازآن گروههاونیروههانتوانستندپاسخی منطقی ودرخوردرمقابل انتقادات وپرسشهاوسئوالات،بدهندکه جای خودبماند،وحشت وهراس ازسازمان مخفی ایران،آنان رامجبورساخت که چون بسیجییان وماموران گمنام وزارت اطلاعات آخوندی،وبدستورِاربابان ومالکان خود،چون مسعودرجوی ومریم عضدانلو-رضاپهلوی-حمیدتقوائی-اشرف دهقانی-فریبرزسنجری-عباس توکل وحسین زهری ومهدی سامع(بیژن)(هفت تیرکشان گانگسترووسترنی معروف درحادثهٌ گاپیلون)-فریدون گیلانی سرکردهٌ حزب ده ۱۰نفرهٌ سوسیالیستها،بدلیل افشای فروش پروندهٌ پناهندگان سیاسی ایرانی دریونان،به سفارت خانهٌ تروریستی رژیم آخوندی،-وطرفداران واعضای دونیروی همیشه خائن(فدائیان اکثریت وحزب توده)،به سازمان مخفی ایران،حمله هائی بافحاشی وبددهنی وهتاکی،شودکه اگربه آنان فرصت ومجالی داده می شد،بی هیچگونه شبهه ای،سازمان مخفی ایران راسرکوب ودرلاک خودفرومی بردندکه سازمان نیزدردفاع ازخود،نه تنهاپاسخ آنان رابه(روش وخواستهٌ خودشان)دادبلکه ده برابرشدیدتروکوبنده ترحمله ویورش برد

حال بخش تبلیغاتی وانتشاراتی سازمان،خسته ازتکرارمکررات

افرادیااشخاص تازه واردشده به دنیای مبارزه وسیاست،یادنیای مبارزه ازطریق نقدوانتقاد،که تااین حدحوصله ووقت داشته وپرسشهاوسئوالات تکراری رابعمل می آورند؟کمی وبخشی ازآن نیرووانرژی(حوصله)رامعطوف نیروهاوگروههای سیاسی نامبرده شده معطوف کنندوازآنان بپرسندکه چراوبه چه علت.....نه ازماکه ازخوددفاع می کنیم
فرستندهٌ این نظرنیزشخصاًازخانم اشرف دهقانی وفریبرزسنجری پرسش وسئوال بعمل بیاورندنه ازماوازاینگونه افرادتقاضاداریم وخواهشمندیم که لااقل،آدرس ایمیل یاراهی جهت تماس باایشان نیزارائه داده وچون سربازان گمنام وغیبیِ وزات اطلاعات آخوندی،باردیف کردن چندکلمه وجمله وبانام(ناشناس)،ناگهان(غیبش)نزندوازمیدان فرارنکندکه طی دوازده سال گذشته،صدههانفرچون ایشان،ناگهان واردِجنگ
ودعواهاشده وسریعاًنیزغیبشان زده است
 
________________________

 
بابا.... آخه چرا این وبسایت شما مثل مغازهٔ سمساری میمونه؟ مختون تاب ورداشته؟ مست هستین؟ میشه یک بار مثل آدم بشینید و مثلاً رفیق اشرف دهقانی رو ببرید زیر تیغ جراحی انتقاد تا آدم بفهمه که منظورتون از فحش دادن به رفیق اشرف دلیلش چیه؟ اینهمه جملات بریده بریده گفتن همراه با فحش و ناسزا چه دردی رو دوا میکنه؟ میخوای دلت خالی بشه برو توی کوچه یا توی پارک و یا کوه داد بزن. وبلاگ نویسی و ادعای سیاسی بودن که این شکلی نیست؟
 
باور کنید که من دیگه عاشق این وبسایت شما شده ام. مقاله های بسیار وزین و آگاهی بخش و تحلیلهای بسیار عالی شما هر خواننده ای را مشتری دائمی میکند. باید رفیق لنین بیاید توی وبسایت شما دورهٔ کلاسهای « اکابر» ببیند تا سوادش زیاد شود. مثلاً همین مقالهٔ بلند که در تحلیل و نقد و بر رسی نشست اپوزیسیون زوار در رفته نوشته اید؛ خیلی آموزنده بود. من فهمیدم که آنها پیر هستند و خواهند مرد. اینرا هم فهمیدم که چون شما خیلی جوان هستید هنوز نمیفهمید که یک روزی شما هم پیر میشوید و میمیرید. آخه مرد حسابی..... اینهم شد مطلب که گذاشتی؟ اقلاً برو دو ساعت وقت بزار ببین این زوار در رفته ها در نشست پراگ چه حرفهایی زده اند و مثل یک آدم سیاسی بشین و بررسی بکن؛ حالا اگه وسط تحلیله چند تا فحش هم از روی عصبانیت دادی؛ اشکالی نداره ولی اینکه یک عکس بزاری و سه خط هم فحش و شعار بنویسی ایرادش خیلی زیاده. یعنی مردم وقتی نگاه کنند نمیگن که خیلی رادیکال هستی.... میگن که بیسوادی
 
____________________________________________
 
امیدآن داریم که آتش عقده وکینهٌ فرستندهٌ این مطلب بادرج بیاناتش،خاموش شود
 
 

میراث خواران جنبش پیشتازفدائیان خلق

میراث خورانِ شکمووسیرناشدنی،که جنبش پیشتازچریکهای فدائی خلق رابه لجن کشیدند.زالوصفتانی که بااستفاده ازفرصت،جزدجالی گری وخیانت،هیچ عمل دیگری انجام ندادند.بزدلانی که برنابودی جنبش پیشتازفدائیان خلق،مصمم وخیانت کردند

چندگونه ازموجودات طفیلی وانگل که بااسم ونام(فدائی)نانشان رابه نرخ روزمی خورند
 
__________________________________
 
 
 
 
 
 
 

سیرک بازارجدیداپوزیسیون زواردررفته

سیرک بازارجدیداپوزیسیون چندنفره درپراگ
اتحاداحمقهاوکودنهاوالاغهای سیاسی
یک فردعاقل ودانادربین این افرادیافت نمی شود
پیرکفتارهائی که یک پایشان لب گوراست
 
 

دردفاع ازسوسیالیسم

جمعی ازهواداران سازمان فدائیان خلق ایران -اکثریت -داخل کشور
 
 
در شرایطی که احساسات ضد آمریکایی و ضد غربی منطقه را فراگرفته، اقدام کشیشی آمریکایی در به آتش کشیدن قرآن، انتشار فیلمی ضد اسلامی در یوتیوپ، چاپ کارتون هایی از شخصیت های اسلامی در مجلات فرانسوی، هلندی و دانمارکی، ادرار سربازان آمریکایی روی جنازه ی کشته شدگان طالبان و مواردی مشابه، به شدت توسط رسانه¬های این کشورها پوشش داده می شوند. اقدامی که هر از گاهی موجب تشدید اعتراضات ضد آمریکایی و ضد غربی در کشورهای اسلامی می گردد، سفارت خانه هایشان را به آتش می کشند، شهروندان و دیپلماتهایشان مورد تعرض می گیرند، سفیرشان را طی سوء قصدی می کشند


ا. م. شیری

دراین بازاروهمه اینگونه بازارهای«جوامع جدید»پساشوروی،خریداران وفروشندگان عموماباارزهای خارجی در دست ودرجیب،مثل کرم خاکی درهم می لولند.صدای «آی مشتری» دستفروشان،«دعاواستغاثه» گدایان،قسم وسوگندهای«به خداوبه پیغمبر»،«تو بمیری ومن بمیرم»خریداران وفروشندگان،صدتایک دلاریواس آ. دروغ وریا،کلاهگذاری وکلاهبرداری،کفزنی وجیب بری،امری پیش پاافتاده بحساب می آید
 

آبان ۲۸، ۱۳۹۱

نامهٌ رفیق البرزبه کمیتهٌ مرکزی سچفخادرتهران

به اوکه عشق مبارزهٌ مسلحانه می ورزیدم
 
 

سه سال پیش :دهم بهمن ۱۳۸۸
رفیق بیژن گرامی

خودبهترازهمه می دانی که بعنوان یک چریک فدائی خلق،به رفیق اشرف دهقانی وبه اهداف سیاسی ایشان درجنبش چریکهای فدائی خلق پایبندودراعتقادِسرسختانه به اصل مبارزهٌ مسلحانه،وتنهاراه رهائی،نه تنهادرعرصهٌ ایدئولوژی فردیِ خود،که به عنوان ونام یک چریکهای فدائی خلق به رفیق اشرف دهقانی...،به اوکه عشق مبارزهٌ مسلحانه وانقلابی می ورزیدم...،اماسرانجام خودشاهدوگواهی که چه شد...؟پس احمقهاراازسازمان بیرون کن وخیال صدهاچریک فدائی معتقدراراحت وآسوده ساز

رفیق البرز


رفیق البرز
____________________


رفیق اشرف دهقانی

_________________________________________


ایجادچنین حدومرزی،نه جزواهداف جنبش چریکهاست،ونه درتشکیلات سیاسی ماهیچ جایگاهی دارد،برای ماوجودچنین منطقه ای،یعنی،هیچ وپوچ،بی معنای بی معنا،.هرفردوشخصی،ازدرون سازمان،قصدگام نهادن درچنین،منطقه ای رادارد،باقاطعیت تمام(بایکوت)همه جانبه خواهدشد.پس اصراروپافشاری این رفقای محافظه کارشده،نه دردی رادرمان می کند،ونه تشکیلات ماآنان راحتی برای یک دقیقه،تحمل می کند.تغییراخلاق ونظروعقیده،هردقیقه ای،توسط (مشتی)فرصت طلب واپورتونیستِ پروراج،شده درکمیته مرکزی سازمان،باآن طرحهاوتئوریهای (حال می گویم)احمقانه،وبی پرنسیبانه،هرچریک فدائی خلق واقعی رابه یاددورانی می اندازدکه هرپدرسوخته بی هویتی،درجنبش چریکها،برای خودادعای وراثت کرده ودکان وبقالی جدیدی،بازکرد.لمپن هاولاتهای چاله میدانی،چون فدائیانِ بی شرم وحیای اکثریتی-لات ترولمپن ترازآنان،فدائیان اقلیتی،احمق ترازهمه اینها،تواب سازان کشتگری--وبی پرنسیب ترازهمه آنها،باندکلاه بردارشده حسین زهری،-،ووو...گویاتکه پاره کردن جنبش چریکها،انتهاوتمامی نداشته،وهرفرصت طلبی،مرده خوری ومفت خوری سیاسی خودرادرجنبش پیشتازفدائی جستجومی کرد.هنوزکه هنوزهست،مدعیان فدائی،حتی رفقای درکمیته مرکزی،سنگ یک مشت احمقِ سیاسی،رابرسینه خودمی زنند.تلاش بیهوده این افراد،دربه گرداب کشاندن کلیت سازمان،-سوق دادن سازمان به سمت اهدافِ بی شرمانه گروههای پوسیده وچروکیده فدائی،که صدالبته،جان وزندگی وارتزاق،فقط یک روزه آنان،درحمل فریبکارانه،وشیادانه،کلمه(فدائی)نهفته،وباحذف این کلمه،مرده های متحرکی،بیش نیستند،بطوری که افراطی ترین چریک فدائی به بزدل ترین،احمق ترین،بی شرم وحیاترین،بی پرنسیب ترین،مفت خورترین،وحمال ترین چریکِ چریکها،مبدل شده،وجزبافتن جفنگیات سیاسی،شغل دیگری ندارند،واگرهم اینگونه جفنگیات رانبافند،مطمئناًیک روزه خواهندمرد؟

.....................................

سازمان مخفی،هیچ جایگاهی برای اینگونه،نازوکرشمه هاندارد،اگرعاشق رقاصی های سیاسی،هستید،کوله بارسراسر،طنازی گری خودرابردوش انداخته،وبه سازمانهای مربوطه یتان،مراجعه کنید
درسازمان مخفی،حرف اول وآخرراشلیک اسلحه می زند،مبارزه مسلحانه،به عنوان یک هدف بزرگ،بشمارمی رود،سازمان،برای کسی،حلواوخرما،پخش نمی کند.محافظه کاروطرفدارمنطقه بیطرف،همواره درسازمان(بایکوت)شده است


 

حمیدتقوائی-علی خامنه ایِ حکمتیستها

 
سمینارچشم اندازنزدیکی واتحادنیروهای کمونیسم کارگری
سخنران:حمید تقوائی
آهای....ملّت ایران،جون مادرتون،یک کم به حرفهای من هم گوش بدین،تونمیری،توی این دنیای(غوغاسالار)دهانم سرویس شدتاموضوع این سمینارروکشف کنم  باورکنید...ای ملّت ایران،من انقلاب شماراتوی اطاقم،ازپشت شیشهٌ تلویزیون دیدم وصدای شماراهم ازرادیوشنیدم
 
اماباورکنید،جون خودم نه،جون همهٌ شما،این اتحادبااتحادهای دیگه مون فرق داره
__________________________
 
درحکمتیسم،یک تصویردرست وحسابی،یافت نشدتابتوان به آن افتخارکرد
یکی ازیکی دیگرجغول تر
 

خنده دارترین تصویر


 
بیچاره باگذاشتن این ریش وسبیل(پشم وپیله)،رفت که ادای رفیق کارل مارکس رادربیاوردامازِرتَش درآمدورفت وجوان مرگ شد

چهل سال پیش-خلاقیتِ مغزهاومتفکرین کمونیست

چهل سال پیش مغزهاومُخهای کمونیستی،بزرگترین خلاقیت،ونبوغ بشری رابه جهانیان عرضه کردندابتکاروخلاقیت ونبوغی که مغزانسانهارابازتروپیشرفته ترکرد
 
همیشه زنده بادکمونیسم رهائی بخش




وپس این خلاقیت وهنرپیشرفته
___________________

رفیق یوری گاگارین
من گٌه ئی بنام خداوگٌه ئی بنام خمینی،درکرهٌ ماه ندیدم

آبان ۲۷، ۱۳۹۱

انگلستان-خرسوارِخرهای دیندار

خرسواری استعمارگرِپیر،ازدوخرِدیندارودوالاغِ دینی
غزه- اسرائیل؛ تازه‌ترین خشونت‌ها
البته طبق فرمایشات آیت الله بی بی سیِ حرامزاده
 
 
 

طبق فرمایشات آیت الله بی بی سی

خرچندزنجيره،ھوشيارومنتظر،ربانی:
آزادی ۹ زندانی طالبان درپاکستان برای صلح موثر است
____________________

آقای خرمنتظرِدیگر،ملاعمر
بدوکه اربابت،فرمایشاتی رافرموده است
 
 
_________________________
 
ایرانیان آگاه ومبارزوآزادیخواه،درمعرفی وشناساندنِ
خرهاوالاغهای تئوریسین کوشاوفعال باشند
این کمک بزرگی به خلق ستمدیدهٌ افغانستان خواهدبود

جنگ خرهای دینی ودینهای خرها

جنگ یهودیان بامسلمانان-جنگ اسرائیل باحماس
جنگ خرهاوالاغهای دینداربایکدیگر

به اعتقادما،همهٌ کمونیستهای جهان بایدگیلاسی ازشراب ومشروب راروی میزخودآماده کرده-نوشیده ومست وشاداب وشادمان،نظاره گراینگونه فیلمهاباشندواجازه دهندکه دینهای خرها،همدیگرراتکه،پاره کنند

باامیدبه روزی که دین،این افیون توده هادرسراسرکرهٌ زمین،ازبیخ وبُن وازریشه
خشکیده شود

مرگ بردین سالاران

 
 

مرجان-بخوان برای آزادی ایران


شش سال پیش-مطلبی ازرفیق پویان-گروههای سیاسی ایرانی

ازوبلاگ عصراهانت
سال ۲۰۰۶میلادی
 
 
در توصیف و تفسیر انچه که سرنوشت بر یک نسل اگاه و روشنفکر و مبارزین این مرزوبوم رقم زد هرچه بگوئیم وبنویسیم کم گفته ایم . نمی توان هیچکدام از مراحل طی شده در امر مبارزات اجتماعی و سیاسی که برای دستیابی به اصلیت واقعی دموکراسی و ازادی حقیقی بوقوع پیوست نا اگاهانه و ناشیانه به کناری گذاشت و ان را فراموش کرد . خوشبختانه در امرمقاومت وایستادگی در برابر فشارهای مضاعف سیستم ضد بشری وضد انسانی جمهوری اسلامی کم افراد و اشخاصی نبودند که شجاعانه و مردانه در مقابل تمامی شکنجه ها ی شدید فیزیکی وبدنی وروحی وروانی که از طرف بخش دگرگون کننده انسانها اعمال می شد و بسیار فراوانند و از هرگوشه وکنار این سرزمین نیز به مانند شمعی سوزان .اهسته واهسته خاموش شدند . انان کسانی بودند که در برابر تندر نیز می ایستادند . مرگ را شجاعانه پذیرا می شدند زیرا به چرائی مرگ خود اگاه بودند . انان با مرگ خود خواستار محو و نابودی ترس و هراس و وحشت از وجود این نسل جدید در برابر موجودات نوظهوری که به اسم ونام دین و مذهب و دیانت و شریعت این افیون براستی توده ها بودند . وچه شجاعانه و مردانه نیز جان باختند . برای که ؟ برای چه ؟ وچرا ؟ انان معتقد بودند که در این دنیا اگر زندگی برای مدتی کوتاه و گذرا می باشد .نباید بی هدف زندگی کرد باید مبارزه کرد . جنگید . وبا زور ازادی را کسب کرد
 
ازادی
این واژه زیباودوست داشتنی که بایددرراه ان جنگیدومبارزه کرد
 
تاریخ سیاسی ایران ما از بیست و هفت سال قبل شاهد وقایع واتفاقاتی بود که بخشی از این حوادث وجود وظهور احزاب وگروهها وسازمان های سیاسی مختص می باشد . نگاهی حتی گذرا وسطحی به بیوگرافی چنین نیروهائی که متاسفانه بعضا نیز حکم یک قارچ سمی وعلف هرز را داشته که یک شبه ظهور کردند ؟ و در راستای این ظهور ناقص الخلقه ای خود چه بسا نسلی از این سرزمین را به دیار مرگ و نیستی وفنا سوق دادند .اگر کارل مارکس شرم را به عنوان یک حس بشری تعبیر و تفسیر کرد . من به جرات می گویم که این تازه از راه رسیده ها حتی عنصری به نام شرم وخجالت سیاسی را نیز نمی شناختند و نمی شناسند .و متاسفانه شرم وحیا به عنوان یک عنصر نایاب و کمیاب در بین مدعیان سیاسی و روشنفکران بی عمل حرف اول واخر را زده و می زند . تا انجا که خوشبختانه یا متاسفانه مارکسیست ها و کمونیست ها وچپ های انقلابی نیز با بیان گفتار ها ورفتار های ضد انقلابی خود تعریف وتفسیر کارل مارکس از شرم وخجالت را نیز بی پروا زیر پایشان لگد مال کرده و هیچ پایبندی نیز به گفتار ها و بیانات حتی مبانی مندرج درمانیفست اولیه کمونیسم ومارکسیسم و لنینیسم قائل نیستند . تا چه برسد به دیگر مدعیان سیاسی که باوجود غرور کاذب و حس خود بینی و خود خواهی و توهم گرائی و بسربردن دراوج خیالبافی ها ی سیاسی شان خود را قهرمان و نجات دهنده این سرزمین دربند واسیر می دانند . دروغ بافی و تحریف های غیر واقعی و جعل واقعیت های موجود بخشی از فطرت وماهیت و منشو عملکرد های چنین گروهها و نیروهای مدعی سیاسی بوده وهست .
با ادامه گفتار های خود در امر باز گوئی بیوگرافی وشیوه عملکردهای اینگونه نیروهای باصطلاح اپوزیسیون حراف وبی عمل و شیوه رفتار ها وکردار های سیاسی شان در شرایط فعلی خود را اماده یک جنگ ونبرد انتقادی وگفتاری و لفظی با انان کرده و حاضر به پاسخگوئی می باشم . زیرا اعتقاد کامل و باطنی دارم که قبل از انکه وارد یک میدان مبارزه وسراسری با جمهوری اسلامی بشویم تکلیف خود را با این نیروها روشن سازیم .زیرا متاسفانه همانطور که گفتم به دلیل عدم وجود شرم خجالت وحیای سیاسی دروجود انان . با زیرکی و فرصت طلبی خاص ومختص خود تاریخ و گذشته را به سبکی نادرست ونافرم تحریف و جعل کرده اند .جهت شروع به بازنگری اعمال ورفتار این نیروها و حال که صحبت از شرم وخجالت شد .از دوستان ورفقای چپ و کمونیسم ومارکسیسم لنینیسم شروع کنیم
 
احزاب وسازمان های کمونیستی درایران بعدازانقلاب:
 
شاید در اذهان و افکار بسیاری از هموطنان . هنگامی که با واژه ها و کلماتی چون کمونیسم و یا چپ و چپگرائی برخورد می کنند بلافاصله بیاد حزب توده و امثالهم می افتند . بدون انکه حتی لحظه ای به ماهیت و منش واقعی این حزب توجه و دقت کافی کنند . با تعریف بخشی از سیاسیت های ضد مردمی و کاملا ضد کمونیستی این حزب و یا احزاب وسازمانهای مشابه درخواهیم یافت که ضد کمونیست تر و ضد چپ و چپگرائی ترو ضد انقلابی تر از این حزب. تاریخ ایران به چشم خود ندیده است . در تحریف واقعی این حزب همان را باید عنوان کنیم که در اسرع وقت دست مبارک خود را در دست ارتجاعیون و وا پسگرایان نوظهور گذاشت و دیدگاههای مثلا ضد امپریالیستی خود وخمینی را یکجا حلوا حلوا کرده و بخورد مردم داد و در راستای پایبندی خود به چنین ایدئولوژی مخرب اش چه بسا بسیاری از پاکترین وشجاعترین شهروندان ومبارزان وافسران اگاه را به قربانگاههای اسلامی انهم گله ای و دسته جمعی سوق وروانه کرد
 مخلوط کردن ایدیو لو ژ ی کمونیسم حزب توده و مذهب و تفکرا ت نوظهور اسلامی‌ در امر ایجاد یک جامعه مثلا ضد امپریالیستی‌ و انقلابی‌که بتواند پاسخگو ی بسیاری از طرفداران این حزب و جمهوری اسلامی‌ بود ه و از طرفی‌ نیز این حزب بتواند دستورا ت دیکته شده کاخ کرملین در مسکو را بر اورد ه سازد اشکارا و بدون هیچ شرم و حیایی‌ در مقابل مبارزین و گروه هایی‌ که از همان ابتدای کار با منش و ماهییت و فطرت خمینی‌ و د ارو دسته اش آشنا شده و اگاهی‌ کامل داشتند که این پدیده نوظهور تحت عنوان جمهوری و حکومت اسلامی‌ می‌ تواند خطر ناکترین سیستم برای طبقه ضعیف و مستمند جامعه باشند .اسلحه کشیده و به ناجو انمردانه ترین روش های ممکن خیانت ورزیدند . تا آنجا که حتی‌ به طرفداران صادق و نا صادق خود دستورا ت حزبی‌ و کاملا تشکیلاتی‌ صادر میکردند که مثلا با ضد انقلابیون مسلح که در بیشتر نقاط ایران دست به مبارزه مسلحانه زده بودند . بر خورد و آنان را خلع سلاح کرده و تحویل برادران پاسدار و کمیته و یا دادگاههای انقلاب بدهند. با آغاز چنین همکاری کاملا خیا نت منشانه و مافیایی‌ . اشکا را به عنوان مزدوری دیگر و اینبارنه تنها برای سردمداران کاخ کرملین که برای جمهوری اسلامی‌ نقش خود را به خوبی‌ ایفا کردند . با پیشه ساختن سیاست خیانت و لو دادن رفیق و فرد تشکیلاتی‌ و درون حزبی .زندانهای‌ جمهوری اسلامی‌ مملو از فرزندان شجاع و دلیر و مبارزین واقعی‌ و راستین شد. در همان اوایل خیانت این حزب . بسیاری از جوانان و سیاسیون مخالف به جوخه های اعد ام و تیرباران سپرده شدند.در راستا ی نابودی کامل مدافعین و سنگر گرفتگان در مقابل ارتجاع نوظهور سنگ تمام گذا شته و با بیشرمی‌ تمام دستگاه و ماشین تبلیغاتی‌ این دشمن به راستی‌ واپسگرا و وحشی‌ را گرم و روشن نگه داشته بودند. و چه بسا در بسیاری موا رد نیز با پر رویی مختص خود دست به ترور روشنفکران و اگاها ن سیاسی‌ نیز میزدند. سر نوشت این حزب ا ز منظر خیانت و در یوزگی‌ افتادن تا بدانجا رسیده بود که افراد بیسواد و امی‌ و عقب مانده چون حجاریانها _ لاجوردی ها _ الله کرمها _ حاج داوودها _ مهاجرانیها _ _ اکبر گنجی ها ی هنوز پاسدار منش واسیدپاش بر سرو روی دختران بی‌ حجاب و بد حجاب __ حسین شریعتمداریها __ وو و...... از آن به عنوان ابزاری در جهت تکمیل پروژه های سرکوبگرایانه و به عنوان چوب سه سر نجس استفاده و نها یت‌ بهره را میبردند. با همکا ریها ی صادقانه و جانانه سران و تئوریسینها و مغزهای متفکر و مسولین رده بالای حزبی‌ در داخل زندانهای این جمهوری زندانها. گروهها و دسته ها و تیمهای مخفی‌ مبارزین و از ادیخو اها ن واقعی‌ با اشاره انگشت این مسیول خاین و یا آن عضو برجسته کادر مرکزی این حزب لو رفته و بعد از شکنجه های شدید فیزیکی‌ و بدنی‌ که اکثرا با همکاری این حزب و وزارت تازه تاسیس شده اطلاعات‌ اعمال میشد . لو رفتگان را به دیار مرگ می فرستادند.و سر انجام نیز با خفت و خواری و گردنی‌ پایین افتاده بن بست کمونیسم و سوسیالیسم در ایران را عنوان و خط بطلانی‌ بر آن کشیدند . اقایا ن کیانوری ها و احسان ها یک شعبه حزب اللهی‌ ومسلما ن می‌ شوند . آقای علی‌ عمویی‌ تئوریسین و مغز متفکر این حزب به چاقو کشان و پاسداران اسید پاش و لمپنیسم اسلامی‌ درس (اخلاق و رفتار اسلامی‌ ) را اموزش میدهد . در تکمیل پروژه توبه و تواب سازی. زندان مخوف اوین اسلامی‌ را به عنوان دانشگاه اسلامی‌ تعریف و به خورد هو اد ار ان مرتجع تر از مرتجعین واپسگرای اسلامی‌ می‌ دهد .
در امر خدمت گذاری و نوکری و حما لی‌ سیاسی‌ و عقیدتی‌ در راستا ی خواسته ها و اهداف سران جمهوری زندان و شکنجه به عنوان یک نیروی فشار حکومتی‌ در برابر مبارز ات مسلحانه و سرکوب مردم کردستا ن __ خوزستا ن__ بلوچستا ن _ ترکمن ها _ مازندرا نی‌ ها __ علنا و اشکارا وارد صحنه قتل و کشتار میشوند . و برای جمهوری اسلامی‌ سنگ تمام میگذارند. شیوه و سبکی‌ مافیایی‌ و تبهکارانه که متاسفانه هنوز هم بدان عمل میکنند.و هنوز نیز به چرندیا ت و مزخرفا ت سیاسی‌ و حزبی‌ خود چه در داخل کشور و چه در خارج ازکشور انهم بر مبنا ی فرمایشات رهبری در بیت رهبری و وزارت ترور و شکنجه اطلاعات که مملو از نیروها و کادرها و مغزهای متفکر حزب توده و باند مخوف فداییا ن اکثریت و مامورین و فرماندهان ساواک شاه می‌باشد . ادامه میدهند
 
سازمان چریکهای فدائی‌ خلق ایران
سازمان های انقلابی‌ وواقعی‌ وراستین-سازمانهای خاین وضدمردمی‌
 
 
شاید هیچ جنبش و یا حرکت سیاسی‌ و اجتماعی‌ در تاریخ ایران به خصوص در طی‌ پنجاه سال گذشته به اندازه جنبش فدائی‌ نوپا و پویا و از همه مهمتر میهنی‌ و داخلی‌ ودر نوع خود اصیل نبود .
بنیا نگذ اران این جنبش و تفکر که اکثرا از تحصیلکردگان و دانشجویان در سطح های بالای دانشگاهی‌ و اموزشهای عا لی‌ بودند .در اوج خفقان و سرکوب و فشارهای اجتماعی‌ پلیسی‌ که سیستم شاهنشاهی‌ بوجود اورده بودوبا قدرت نظامی‌ خو د اعلا م میکرد که منطقه . منطقهٔ امن بوده و خود را پلیس منطقه معرفی‌ میکرد .با درا یت و هوشیاری خود را از حزب توده جدا و جنبش نوینی‌ را آغاز کردند . با عملیات های چریکی‌ در خیابانها و ترور سران و فرماندهان نظامی‌ چون تیمسارها و ارتشبد ها و سرلشکرها که اکثر آنان با سازمان اطلاعات انزما ن یعنی‌ ساواک شاه در ارتباطی‌ تنگاتنگ بودند و مخصوصا با یک حمله چریکی‌ نظامی‌ در منطقهٔ سیاهکل استان گیلان خود را به جامعه انروز ایران شناساند. بعد از انقلاب متاسفانه تعدادی از بی تجربه هاو بگفته‌ بسیاری از طرفداران و هواداران این جنبش . بدلیل نبود یک رهبری درست و حسابی‌ و سو استفاده تعدادی از فرصت طلبا ن سیاسی‌ این جنبش و این سازمان به چندین قسمت تقسیم شد. به اعتقاد شخص خودم تنها دو یا سه گروه اصلی‌ و واقعی‌ بودند که ادامه دهنده واقعی‌خط و خطوط و مشی‌ بنیانگذاران این سازمان بودند و به رهبران سیاسی‌ خود وفادارما ندند که شناخته تر و سر موضعی‌ تر از همه گروه ارتش ازادی بخش ایران و چریکهای فدائی‌ خلق ایران به رهبری خانم اشرف دهقان بود.دیگر گروهها و سازما نهای دیگر با اسم و نام فدائی‌ جز به مانند قارچهای سمی‌ و علفهای هرزی که یکشبه رشد کرده بودند چیز دیگری نبودند. از بین این قارچها و علفهای هرز شاید بدتر و خاین تر و در امر چاپلوسی‌ و دستمال بدستی‌ سیاسی‌ از گروه و با ند خطرناک و خطر ساز فدائیان اکثریتی‌ هیچ گروه دیگری نبوده و نیست و تاریخ و اینده ایران نیز تا بحا ل به چشم خود نه دیده بود و نه خواهد دید. این گروه رذالت و در یوزگی‌ خود را تا بدانجا رساند ه بود که علاوه بربازی کردن نقش میسیونرهای‌ ‌مذهبی‌ برای اقایانی‌ چون لاجوردیها و بهشتیها و رجایی هاو باهنر ها. رهبری این گروه آقای فرخ نگهدار علنا دستور ایجاد سفره عقد و ازدواج بین زنان و دختران در این سازمان و بازجویان و شکنجه گرا ن و برادران پاسدار و کمیته چی‌ که اکثرا شهوتران و بو الهوس تشریف داشتند داد .از یک طرف بسیاری از مبارزین وشجا عان در زندانها و سیاهچالها ی جمهوری زندانها بر سر عقاید سیاسی‌ خود مقاومت و ایستادگی‌ میکردند. و از طرفی‌ دیگر زنان و دختران تازه مسلما ن و خواهر حجابی‌ شده در گروه فداییا ن اکثریت بر طبق دستورات و فرمایشات رهبرشان به عقد و صیغه برادران پاسدار و حتی‌ وسیله ای جهت عیش و نوش ها ی شبانه فلا ن حا ج آقا و یا فلا ن ایت الله والا مقام میشدند. چه بسا دیده شده و از طرف خود زندانیا ن آن زمان نیز بازگو شده است که علنا خود این افراد نقش یک بازجو و شکنجه گر را در برابر رفقای‌ خود که هنوز سر موضعی‌ بودند با زی و حتی‌ در اعدا م و تیر خلاص زدن به رفیق تیرباران شده نیز شرکت میکردند . و همه این کثافت باز ی های خود را نیز با اسم و نام فدائی‌ به نمایش گذاشته و هیچ شرم وحیا یی نیز نمیشنا ختند.
در حالی‌ که گروهها ی براستی‌ مبارز چون ارتش رها یی بخش خلقهای ایران _ چریکهای فدائی‌ خلق _ کومله _ جنبش خلق ترکمن _ ما یویستها و سربداران _با قا طعیت تمام در مقابل یورش ارتجاع نو ظهور و بی‌ ترحم مقاومت و مبارزه مسلحانه میکردند تا شر این موجود ناخلف را از سر ملت کم کنند . با ند مافیایی‌ و تبهکار اکثریت با خائنا نه ترین شیوه ممکن جایگاه مبارزین و انبار اسلحه ها و تجهیزات نظامی‌ را به نیروهای حکومتی‌ نشان میدادند . این گروه نیز با آن رهبر معتاد و الکلی‌ شده خود ادعای اپوزیسیون بودن می‌کند .انهم چه اپوزیسیونی‌ . سازمان مجاهدین خلق ایران را هم که دیگر همه ما حا ل و روزش را میبینیم . و نیا زی به بازگویی‌ مجددنیست . بخش سلطنت طلبا ن نیز متاسفانه دست کمی‌ از این گرو هها و نیروهای مافیا یی ندارد که هیچ وجای خود بماند. دست همه آنان را از پشت بسته و به یک یک آنان گفته است زکی‌ ؟؟؟؟
گروههاو سازمانها و انجمن ها و کمیته ها و جنبشهای دو روز پیش به دنیا آمده نیز با شیطنت های خاص و ویژه خود و هر کدام برای خود بد جور سنگ حکومت فعلی‌ را بر سینه خود زده و بی پروا و بی‌ هیچ شرم و خجالتی‌ دایه‌ مهربانتر از مادر شده اند.
احزاب بی درو پیکری چون حزب کمونیست کارگری حکمتیسم نیز که ( خوشبختانه) هر روز برای خود ارتش و گا رد آزادی و لشکر و پیاده نظام کارگری انهم با تقلید از (سازمان مخفی‌ جوانان) و برای اینکه ادای این سازمان را در آورد . و عقب نیفتد. یک شبه تولید و تمام خاک کردستان را به محاصره کامل خود در میاورد . خالی بند تر از این حزب در دنیای سیاسی‌ وجود ندارد .
در حال حاضر و در شرایط فعلی‌ حکومت اسلامی‌ بر چهارنیروی عمده توجه دقیق و کاملا از این چهار گروه و جریان سیاسی‌ ترس و وحشت و هراس دارد . گروه مبارزین کردهای‌ ایرانی‌ در کردستان ایران ( پژا ک) _ چریکهای مبارز و مسلح بلوچستان _ جنبش دانشجویان _ و سازمان مخفی‌ جوانان مسلح ایران

گروه پژ اک
 
منطقه کردستان همواره جایگاه کسانی‌ بود که به دلیل فرار از چنگ هر دو حکومت جنایت پیشه و ستمگر اجبارا دست به سلاح برده و مسلح می‌ شدند . این منطقه به صرف شرایط جغرافیا یی‌ خصوصا وجود اماکن و پناهگاههای مخفی‌ جایگاه بسیاری از مبارزینی‌ بوده و هست که اجبارا به مبارزه مسلحانه دست زده و از خود دفاع میکردنند و می‌ کنند . بسیاری از همین نیروهای ما فیا یی‌ امروزی ما نیز برای مدتی‌ کوتاه این منطقه را ماوا و مرکز ثقل و انتقالا ت خود قرار داده بودند. ومتا سفا نه به جای انکه بدرستی‌ و فقط در جهت و راستا ی مبارزا ت سیاسی و اجتماعی خود یا مثلا برای آزادی ایران از این منطقه استفاده و بهره بردا ری کنند هر کدامشان به نوبه و به سبک و شیوه خود این منطقه را جو لا نگا ه اعما ل ما فیا یی‌ خود کرده بودند . بخش سلطنت طلبا ن که برای مدتی‌ اشکارا و علنا به اسم مبارزه سیاسی‌ به رد و بدل کردن قاچاق مواد مخدر و تریاک مشغول شده بود . و با این کثافت باز ی های مختص خود چه بسا بسیاری از افسران و نظامیا ن شجاع را به قربانگاه فرستاد . سازمانهای مدعی فدائی‌ که کلا به جا ی انکه به مبارزه مسلحانه بر علیه نیروهای حکومت بپر دا زند . بر روی هم شلیک میکردند حادثه گا پیلون که توسط گروه فدائیان اقلیت به وقوع پیوست نمونه بارز آن است که رفیق به روی رفیق شلیک میکرد . حزب دموکرات کردستان با حزب کو مله و مجددا این حزب مثلا با گروه و نیروها ی حزب دیگر درگیر میشد . پ کا کا به همه ضربه میزد . حزب کمونیست ایران علم شنگه ایی‌ دیگر راه می‌ انداخت . گروهها ی فدائی‌ که دیگر محل و مکان خوبی‌ برای تیکه پاره شدن و انگ و بر چسب زدن به هم مسابقه گذ اشته و رقابت داشتند . مسخره بازیهای سیاسی‌ که بیا و ببین . اما باز در این بین سه گروه از بین و میان این آشفته بازار سر بلند بیرون امد ند. سازمان کومله _ کردهای مبارز و واقعی‌ و سازمان فدائی‌ به نام ارتش ازدیبخش خلقهای ایران . مابقی‌ هر کدام از خود لکه ننگی‌ پاک نشدنی‌ به جا ی گذاشتند . گروه پژ اک که افراد کرد وایرانی‌ تبارآن سالها در پ کا کا مبارزه میکردند . امروز همان افراد مبارزا ت مسلحانه خود را بار دیگر و مجدد ا در خاک ایران گسترش و ادامه میدهند .و به اعتقاد خودم بهترین کار و عمل ممکن در جهت مبارز ات سیاسی‌ را انجام داده زیرا منطقه کردستان بعد از سالها اشفته با ز ار سیاسی‌ که نیروهای مافیایی‌ و ا پو زیسیون متقلب ایرانی‌ بوجود اورده بودند به این گونه نیروها و مبارزین احتیاج و لازم داشت . وخو شبختا نه با حضور به موقع خود نیرو و انرژی تازه ای‌ به جوانانی‌ که سالهای‌ سا ل زیر ستم و زور سیستم حاکمه فعلی‌ بودند داد
 .
چریکهای مسلح بلوچستان
 
سالهاست که مبلغان و شیپور چیان فرهنگی‌ حکومت سعی‌ و تلاش میکنند تا جوانانی‌ که هر کدام از آنان به نوبه خود از چنگ با ندهاو دسته های تبهکار و ادمکش موجود در سیستم فعلی‌ جمهوری اسلامی‌ مانند وزارت اطلاعات _ دادگاههای اسلامی‌ _ سپاه پاسداران _ لباس شخصی‌ ها _ گروهها ی فشار و و.... فرار و خود را به گروه کاملا سیاسی‌ و مبارز به نام چریکهای مسلح بلوچستان برسانند انگ و بر چسب های غیر مانند قاچاق چیا ن مواد مخدر و یا اشرار نسبت دهند . غافل از انکه ترس و و ا همه و هراس دارند که بگویند اکثریت افراد و نیروهای موجود در این گروه جوانانی‌ هستند که از ر ای های صادره از طرف دادگاههای فاشیستی‌ مذهبی‌ فرار کرده و مسلح شده اند . اکثریت آنان اتفاقا تحصیل کردگان و دانشجویان فراری از چنگ نیروهای ادمکش و تبهکا ر ان اسلامی‌ می‌ باشند . آیا باز می‌ توان آنان را قاچاقچی‌ و یا اشرار نامید؟ آیا ما فیا ی قا چاق مواد مخدر که در اصل مسولین و سران این حکومت سر دمدا را ن و سر دسته گا ن و کارگردانا ن اصلی‌ آن می‌ باشند حرف و حدیث سیاسی‌ میزنند ؟ کار سیاسی‌ انجام میدهند ؟ رفتار های کاملا سیاسی‌ از خود نشان میدهند ؟ هیچ کدام از کردار ها و منش ها و ا اعما ل و رفتار های این گروه مبارز حتی برای یک با ر برای انتقال مواد مخدر و یا پخش آن نبود که بما ند درست بر خلاف آن و در جهت نابودی این مخرب اجتماع بو ده و هست . این گروه در حقیقت با با ندهای قاچاق مواد مخدر که دست هر کدام از انان در دست نمایند گا ن موجود در مجلس اسلامی‌ می‌ باشد مبارزه می‌ کنند . و برای دست یابی‌ به حق و حقوق انسانی‌ و نژاد ی و فرهنگ منطقه ای خود
 .
.جنبش دانشجویان
 
در مورد جنبش دانشجویی‌ ایران اگر کلیه گذشته این جنبش را به چالش کشیده و با تیز بینی‌ و دقت و با وسواس شدید به زیر ذره بین سیا سی‌ خود برده و با نگرشی‌ عمیق به آن نگاه کنیم در خوا هیم یافت که همواره دانشجویان و دانش اموختگا نی‌ این گونه جنبش های رو شنفکر انه را رهبری و هدایت میکردند که انگیزه ای کاملا چپگرایانه داشته و درست بر خلاف سیستم های موجود گا م بر مید اشتند. چه در حال حاضر و چه در سیستم زور و ستم شاهنشاهی‌ . متاسفانه نسل جوان و امروزی ما هنوز به این جنبش با تفکری درست و واقع بینانه نگاه نمیکند . از نظر آنان گویا رهبران و مسولین و یا زحمت کشان واقعی‌ این جنبش افراد ی چون منوچهر محمدی ها و طبرزدی ها و یا افرادی چون اکبر گنجی‌ ها و حجاریانها و مهاجرانیهاو شمس الواعضین ها و دهها جاسوس و عا مل نفوذی و مامورین سه جا نبه دیگر میباشند . و متا سفا نه سیستم تبلیغاتی‌ و تحت نظر و کاملا سانسورچی‌ که جمهوری اسلامی‌ در اختیار خود دارد . هر آنچه که باب طبع خود بوده و هست به خورد ملت و نسل جوان داده و متا سفا نه سازما ن هایی‌ چون سازمان مجا هدین خلق ایران نیز در این مورد آب در اسیا ب دشمن ریخته و ماشین و دستگاه تبلیغاتی‌ دشمن را گرمتر و به مراتب بهتر و بیشتر روشن نگه میدار ند . در حالی‌ که باید اعتراف کرد رهبران واقعی‌ این جنبش اکثریت آنان قبل از همان حادثه کوی دانشگاه حکم اعدام‌ آنان از طرف دادستانهای جوان چون قاضی‌ مرتضوی ها و یا قاضی‌ مقدس ها صادر و یااز طبقه چهارم وپنجم خو ابگا هها یشان به نا م قربانیان ( یا زهرا ) به زمین پرت شده و جان خود را از دست داده اند و یا فعالان واقعی‌ این جنبش خود را به صفوف گروهها یی‌ رساندند که در حال حاضر مبارزه مسلحانه می‌ کنند . و ا پو زیسیون ما فیا یی ما هر کدام سعی‌ کردند که این جنبش را به خود اختصاص بدهند . در حالی‌ که براستی‌ هیچ کدامشان هیچ نقشی‌ در این زمینه نداشته که هیچ تازه خیانت نیز روا داشته اند . و بیشترین سهم ممکن در امر خیانت نیز نسیب سلطنت طلبا ن و مجاهدین خلق شده است
 
سازمان مخفی‌ جوانان مسلح ایران
 سازمان چریکهای فدائی‌ خلق ایران

عنوان کردم که شاید تنها سازمان و گروهی‌ که از بین طیفهای مختلف فدائی‌ با ابرو و حیثیت کامل و با سر بلندی از حوادث مختلف چه در درون جامعه و چه در حوادثی‌ چون جنگ کردستان بیرون امد . چریکهای فدائی‌ خلق ( گروه خانم اشرف دهقان) _ و از همه اینها مهمتر ارتش رهائی‌ بخش خلق ها ی‌ ایران بود . چرا که اکثر مسیولین و یا اعضا وافراد این سازمان شجا عا نه به ما نند رهبران و بنیانگذاران سازمان در درگیری های خیابانی‌ و نبرد های مسلحانه جان خود را از دست داده و یا بعد از وارد نمودن ضربات سخت و غیر قابل جبران بر پیکره رژیم اسلامی‌ از کشورخارج شده و در خارج از کشور نیز اسیر دام ایو زیسیون ما فیا یی‌ ایرانی‌ نشده و فریب آن را نخورده اند .مابقی‌ گروهها ی‌ سیاسی‌ به اسم و نام فدائی‌ برا ستی‌ ( تر و زه سیاسی‌) زده و می‌ زنند . باز با وجود این دو گروه نامبرده شده گروه تازه ا ی که بعد از سالها فعالیت های مخفیانه با جمهوری اسلامی‌ مبارزه ای‌ جدی و کاملا قهر امیز انجام می‌ دهد. سازمان مخفی‌ ایران می‌ باشد . که در اصل در این سازمان دواتیشه ها و متعصبین براستی‌ فدائی‌ عضو و فعالیت می‌ کنند . ترور های اخیر چند قاضی‌ از قاضی‌ های جمهوری اسلامی‌ و دادستانها و مسولین حکومتی‌ کار عملیاتی‌ و چریکی‌ این سازمان بوده که انجام دادند . اما باز از طرف نیروهای مافیایی و اپو زیسیون خطر نا ک ایرانی‌ به این سازمان انگ و نسبت هایی ناروا وارد شد

سازمان مخفی ایران

بی‌ شک و تردید کسانی‌ که اوایل انقلاب ویا حوادث و اتفاقا ت بعد از آن را دیده و مشاهده کرده اند خصوصا این نسل سوخته که متاسفانه مشکلات و بدبختیهای موجود را با صبر و تحمل فراوان پشت سرگذ ا شته و هم چنان در اوج نابسامانیهای اجتماعی به زندگی‌ دردناک خود ادامه میدهند . از یک طرف شاهد بدترین و شدیدترین رفتار های ضد انسانی‌ سیستم حا کمه بوده اما از طرفی‌ نیز و به نظر من بدتر از همه این رفتار های وحشیانه .شاهد تنها گذاشتن این نسل از طرف نیروهای اپوزیسیون درنده و ما فیا یی‌ بود .شاید بریدن این نسل از مسائل سیاسی‌ مربوط به جامعه یمان را بتوان از نفرت و انزجار آنان عنوان کرد . شاید بتوان گفت که نسل جوان دیگر تحمل با ندباز یها و کثافت با زی ها ی مختص و موجود در نیروها ی اپو زیسیون را نداشته و ندارد . و شاید نیز بتوان به این نسل انواع و اقسام اهانتها و انگ های بی‌ مورد زد .آنان را بی جربزه _ ترسو _ بزدل _ بی‌ غیرت _ بی‌ تعصب _ بی‌ تفاوت _ سر گردا ن و پریشان _ نا آگاه و نادان . و و و.... به حساب اورد . اما نامردیهاو خیانتهای ضد اجتماعی و کاملاضد این نسل‌ و از پشت خنجر زدن بر پیکره این نسل توسط نیروهای حر اف و بی‌ مصرف وبی‌ منطق را چه باید نامید؟ چنین نیروی کاملا مسخره و بی‌ شرم و حیا و بی‌ منطقی‌ که تحت عنوان نیروی به اصطلاح اپوزیسیون به حیا ت زالو صفتا نه و مفت خوری خود انهم با مایه گذاشتن از سر مایه و بودجه ملی‌ همین نسل ادامه داده و متاسفانه به ما نند جمهوری اسلامی‌ هیچ ترحم و مهری نسبت به این نسل از خود نشان نداده و نمیدهند . وحتی‌ برایشا ن هیچ تفاوت و فرقی‌ نمیکند که روزی چند جوان بدبخت و بیچاره و بیگناه بالای چوبه دا ر ا ویز ان _ا عد ام و یا تیر بارا ن شده یا حتی خود را کشته و حلق اویز میکنند و این نیروی به اصطلاح ( مزخرف اپوزیسیون ما)به مانند کفتار های پیر و گرسنه منتظر خبر های دست اول بوده ونا بودی تدریجی‌ و زجر اور این نسل را خواهان و خواستار شده تا شاهدین اصلی‌ خیانت ها و دجالی‌ های سیاسی‌ چندین ساله خود رابه خاک سپرده و لاپوشانی‌ کنند و بنگاهها ی‌ تبلیغاتی‌ و خبری خود را گرم نگاه دارند . چه باید نامید؟
با چنین حا ل و روز پریشان و درب و داغو ن و افتضاحی که اپو زیسیون ایرانی‌ داشته و دارد . بی‌ شک و تردید هر آدم عا قل و منطقی‌ و فکوری همان ابتدا عطا ی آنان را به لقای مبارکشان بخشیده و جان خود را نجات میدهد . مگر در برابر این همه جنایت و قتل و کشتار و نا بودی این نسل چه ( غلطی‌ ) کردند؟ که امروزه بتوان از آنان انتظار نو و جدید داشت . هیچ اپوزیسیونی‌ در دنیای فعلی‌ به اندازه اپوزیسیون موجودایرانی‌ مسخره و کمدی و احمق و نادان نبوده و نیست . فریب آنان را نخوریم . باید نیرو یی دیگر و براستی‌ اپوزیسیون واقعی‌ را ایجاد کنیم انهم به توسط همین نسل سوخته و نسل جوان امروزی و بدور از غوغا سالاریهای ناجوانمردانه اپوزیسیون مفت خور بی‌ عمل و بی‌ منطق ‌. هنگامی‌ که مدعیان سیبیل کلفت فدائی‌ و کمو نیست های فلسفه با ف با انهمه ادعا های بی‌ پرنسیبانه خود این نسل را در اوج بدبختیها و بیچارگیهای روزمره یشا ن تنها گذ اشته و نا مردانه و ناجوانمردانه به آنان خیانت ورزیدند. از آقایا ن مسعود رجوی ها و رضا پهلوی ها و احزاب من در اوردی چو ن حزب کمونیست کارگری ها و سازمانهای به مانندقا رچ ها ی‌ سمی‌ و علفهای هرز چه انتظاری میتوان داشت . ؟ آشکار و بارز و مسلم است که حتی‌ در خوشبینانه ترین حالت نیز اعتماد کردن به چنین نیروهایی‌ اشتباهی فاحش و محض بوده و عمر مبارک خود را هدر خواهیم داد . و در چنین وضعییتی است که هواداران و طرفداران این نیروها از آنان بریده و خود به فعالیت ادامه می‌ دهند . طرفداران و اعضای سازمان مخفی‌ جوان مسلح نیز به مانند دیگر طرفداران و هواداران این گونه نیروهای بی‌ عمل بعد از سالها انتظار و چشم بر اه بودن برای یک عمل و حرکت کارساز از طرف اپوزیسیون فراری فدائی‌ وارد میدان کارزار و مبارزا ت سیاسی‌ مختص خود شد .
آنچه که سالها بر سر جنبشی‌ به نام جنبش پیشتا زفدائی‌ امد و می‌ آید اگر براستی‌ در امر این اتفاقا ت و حوادثی‌ که به وقوع پیوست دقت و توجه کنیم . به این باور و نتیجه خوا هیم رسید که آن طور که خو د مسیو لین این سازمان خصوصا بعد از انقلاب پنجاه و هفت به این جنبش و سازمان ضربه های کاری وار دنموده و خیانت ورزیدندجمهوری اسلامی‌ وارد نساخت و نکرد. سالهاست که اینگونه رهبران و مسیولین و کادر های مرکزی این سازمان و سازمانهای هم طیف فدائی‌ چنان خانواده های اعد امیا ن و کشته شدگان و حتی بازماندگان این کشته شدگان و فرزندان آنان را تنها گذاشتند که هیچ بنی‌ البشری چنین عمل و کاری را تا بحال انجام نداده است . در بین بسیاری از بازماندگان کشته شدگان و قربانیان سیاسی‌ چه بسا چنین انگیزه ای در آنان بارور شده بود که انتقام خون های ریخته شده اعضای خا نوا ده خود را .با دست خود بگیرند .
اگر بیا د داشته باشیم در سال هزارو سیصد و هفتا دیا هفتاد و یک علی‌ اکبر هاشمی‌ رفسنجا نی صحنه ترور ساختگی‌ از خود به وجود آورد و آن را بر گردن سازمان فدائی‌ و عا مل تیر اندازی را نیز از اعضای منزوی شده و بریده سازمان فدائی‌ معرفی‌ کرد در حالی‌ که واقعییت چیز دیگری بود آن زمان هاشمی‌ رفسنجا نی‌ براستی‌ از طرف این سازمان یعنی‌ سازمان مخفی‌ در طرح و پروژه ترور این سازمان قرار داشت . اما خالی‌ کردن عقده ها و کینه ها و نفر تهای تلنبار شده به مدت طولانی و ‌سالهای سال به ویژه به قتل رسیدن و کشتن عزیزان و والدینشان و از طرفی‌ مخصوصا بعد از واقعه کشتار نویسندگان و روشنفکران و قتل خانواده فروهر ها و از همه مهمترحادثه هیجده تیرکوی دانشگاه در تهران که گویا تعدا دی از کشته شدگان دانشجو از بد حادثه با این سازمان ارتباط و برای این سازمان فعالیت میکردند این حس و انتقام به او ج خود رسیده و این سازمان از حالت گفتار و بحث به مرحله‌ عمل و مبارزه مسلحانه روی می‌ آورد . و در همان روز تعدادی از مامورین اطلاعاتی‌ و نیروهای معروف به لباس شخصیها را ناکام میکنند. و بعد از آن نیزنامه های تهدید امیز خود را ابتدا به سران و مسولین بالا مقام نظام مانند دادستان ها و قاضیها و استا نداران و فرماندهان نظامی و مخصوصا به وزارت اطلاعات کشور ارسال کرده و آنگاه وارد مرحله عملیاتی‌ خود میشوند . در طی‌ سه سال گذشته نیز دست به عملیات های دیگر چریکی‌ زده که آخرین عملیات آنها را می‌توان ترور چند قاضی‌ مانند قاضی‌ مقدس را عنوان کرد . دلیل ترور این قاضی‌ نیز بر طبق گفته ها و توضیح آنان صدور حکم اعدا م تعدادی از دانشجویان قبل از حادثه کو ی دانشگاه از طرف این قاضی‌ وهمچنین شرکت این قاضی‌ در کشتن و اعد ام تعداد زیادی از قربانیان و مقتولان سیاسی‌ در زندانهاو نقش مستقیم این قاضی‌ در تیر خلاص زدن به دو زن و شو هر از فدائیان در سال شصت و پنج و زور گیری های مادی و پولی‌ کلان این قاضی ا ز بسیاری از خانواده های‌ بی‌ بضا عت که پرونده حقوقی‌ آنان زیر دست ایشان بود .
حدود چهار ماه قبل نیز فرمانده گردان عا شورا در شهر سرا وان را و گویا اینباراین سازمان با همکاری مبارزین مسلح بلو چستا ن ترور کرده و مسولیت آن را نیز بر عهده گرفته اند. اگر در حال حاضر به شیوه عمل آن تعداد از سازمانهای نامبرده شده نگاهی‌ بیندازیم در خواهیم یافت که آنان بدون توجه به یاوه سرایی‌ های نیروهای مدعی‌ اپوزیسیون بی‌ حرکت و ما فیا یی علنا در درون جامعه و در داخل کشور به مبارزا ت سیاسی‌ خود ادامه می‌ دهند . نه در خارج از کشور .
اما متاسفانه وزارت اطلاعات کشور جهت ضربه زدن به این نیروها و همچنین به این سازمان که مخفیانه ضربات خود را بر پیکره رو به ریزش حکومت وارد می‌ سازد و از لحاظ اجتماعی نیز گویا مو فق شده اند جایگاه خوب و مناسبی‌ را در بین مردم و مخصوصا در بین جوانان و دانشجویان که تشنه انتقام و خالی‌ کردن عقده ها و نفرت های مالامال و تلنبار شده در طی‌ این سالها هستندبه وجود بیاورند هر از چند گاهی‌ تعدا دی از مامورین و تخریب کنندگا ن شخصیتی‌ خود را در لباس افراد چپ و یا مثلا زندانیان زن سیاسی‌ و یا نویسندگان مخالف حکومت انهم در لباس چپ را روانه بازار مکا ره اپوزیسیون (خوش باور و ها لو صفت ) کرده و قصد شناسایی‌ ا عضا و نفرا ت اینگونه سازمان ها را دا رد . که نمونه اخیر این گونه افراد جعلی‌ و شخصیت تخریب کن را می‌ توان از خا نمی‌ به نا م نسترن بهکیش به میان آورد . که تا دیروز خود را به ریسمان پوسیده جبهه دوم خردادی ها اویزان کرده بود . و بر طبق خوا سته آقای خاتمی‌ به درون جنبش واقعی‌ زنان در داخل کشور نفوذو همچنین جهت شناسایی‌ دانشجویان مبارز و آزادی خواه و فعالان سیاسی‌ با وزارت اطلاعات کشور همکاری و سنگ تمام گذشته است . در حالی‌ که باید واقعیت ها را پذیرفت . با تخریب چهره ها و شخصیت های واقعی‌ و مبارزین این کشور نمی‌توان خود و ملت را فریب داد . مردم خود به مراتب بهتر و بیشتر می‌ دا نند و میفهمند که چه کسانی‌ برای ازادی واقعی‌ ایران مبارزه و زحمت میکشند . و برای انکه ما نیز فریب هیچ کدام از نیروهای دغل بازو حقه باز و مکا ر و حیله گر موجود در ا پوزیسیون بی‌ فایده و چلا ق و فلج شده و خیا لی‌ را نخوریم . باید و لازم و ضروری ست که از آنان فاصله گرفته و ما نیز عطا یشا ن را برای ا بدیت به لقایشان ببخشیم . تشکیل یک نیروی جدید و قوی و کاملا جوان را داده و پا به پای مبارزین واقعی‌ این مرزو بوم به مبارز ا ت سیا سی‌ _ اجتما عی‌ _ فر هنگی‌ خود تا رسیدن به ازادی واقعی‌ ادامه دهیم . حتی‌ اگر شد با جنگ مسلحانه و با به دست گرفتن ا سلحه . فراموش نکنیم که ما قویتر از حکومت هستیم
 
  پویان

شش سال پیش-مطلبی ازرفیق پویان

وبلاگ عصراهانت
سال ۲۰۰۶میلادی-ایالت تگزاس-آمریکا
 
درپاسخ به ایمیل های رسیده ازطرف توابان
دوستان عزیزوعلاقه مندان وبلاگ:
دقت کنید

من هنوز سرفصل موضوع زندانیان سیاسی حقیقی و واقعی وزندانیان سیاسی دروغین را شروع نکرده ام که بد وبیراه های زندانیان سیاسی دروغین وتوابان توبه کرده -نظربرگشته -و انزجارنامه نوشته -وبرگه بازجوئی را امضا کرده شروع شد.در تفهیم اینگونه افراد باید بگویم که بیش از پنج سال هست که خاطرات ونوشتجات وگفته های این زندانیان به اصطلاح سیاسی رسته و وارسته ورها شده وبعد به حال خود (ول )کرده شده وبعد از همه اینها:(افسار گسیخته شده )را خوانده و می خوانم ودنبال می کنم.اینجانب رفیق کوچک شما پویان
اولا خود را یک کمونیست حقیقی و واقعی دانسته وبه فلسفه (وجودی ) مارکسیسم لنینیسم نیز احترامی خاص قائل بوده وبا یک دیدگاه کاملا کمونیستی : وارد جریان و جنبش پیشتاز فدائی شدم .و از ان تاریخ به بعد هرگز پای خودم را از ویژه گی ها وخصوصیات مخصوصا اخلاقی موجود در این جنبش نه خارج کردم ونه خواهم کرد . عضو یک حانواده ای هستم که هم پدرم وهم پدر بزرگم از کمونیست های اصیل و قدیمی و مازندرانی نیز بوده و بعد از انقلاب شکوهمند بیست ودوم بهمن با جنبش پیشتاز فدائی اشنا و وارد ان شدم . از سیزده سالگی با خواندن کتاب هائی چون ماهی سیاه کوچولو ـ الدوز وکلاغها ـو.... معلم بزرگ انقلابی یمان صمد بهرنگی عزیز ـ کمک در پخش کردن اعلامیه های سازمان چریکها ـ ایستادن در پشت میزهای کتاب فروشی این سازمان در میدان های شهر ـ با فروش نشریه کار ـ وبعد از ان با فروش نشریه وحتی نشریه متعلق به رفیق اشرف دهقانی ـ وانگاه شرکت در جلسات چند نفری ـ جلسات کتاب خوانی و توضیح وپرسش و پاسخ ـ وانگاه پخش اعلامیه های این سازمان در شب و مخفیانه شروع وحتی دوبار نیز با انکه از لحاظ سنی کوچک نیز بودم اما جنگ ونبرد رفقای رزمنده فدائی در شهر بندر ترکمن : به رهبری رفقای عزیز وشهید فدائی : توماچ ومختوم وجرجانی وواحدی ـ جنگ رفقای رزمنده کمونیست در جنگل های شمال (امل) ـرا با چشم خود دیده وشاهد بودم .البته نه اینکه اسلحه بدست گرفته باشم .از لحاظ سنی ودر ان شرایط را می گویم.....
در سال هزارو سیصد وشصت ودو اعضای خانواده من به (جرم )دفاع از جنبش پیشتاز فدائی دستگیر و به مانند همه رفقای فدائی دیگر مورد شکنجه های شدید بدنی قرار گرفتند. واین درست همزمان با دستگیری اعضای خانواده رفیق و همشهری عزیزم ...که برادر این رفیق عزیز از مسئولین وکادر های مهم ومرکزی سازمان چریکها بود.بطوری که سران ورئیس و روئسای فعلی باند های فدائی :(به استثنای رفیق خانم اشرف دهقانی ): در مقابل و در مقایسه با این افراد : باور کنید که پشم گوسفند هم نبودند و هیچ وصفر به حساب می امدند .زیرا تشکیلات مازندران ـ گیلان ـ ومشهد زیر دست این عزیزان بود.
اعضای خانواده هم من وهم رفیق. . . بعد از ماهها شکنجه های شدید بدنی و فیزیکی و بدنی وبدلیل :نه امضا ـ نه توبه ـ نه همکاری ـ نه لو دادن در نهایت محکوم می شوند . هر کدام به بیست سال: تا انکه از طرف خمینی دیوث و بقول : (شما توابان امروزی . امام راحل تان: این دجال زمانه هندی زاده) و بدلیل وحشت از قیام ویا شورش مردم مجبور به دادن عفو های مکررشده و اعضای خانواده های ما نیز شامل ان می شوند .باید بگویم که درجهت لو دادن ویا همکاری حتی این عزیزان را سه بار پای دیوار تیرباران نیز بردند . اماهرکدام بازبعد از کشیدن سه سال ـیا چهار سال ..در نهایت ازاد شدند . که این ازادی باز بدلیل عفو هائی بود که ان ایت الله ...مادر ق....وارواح عمه اش صادر می کرد. رفقای ازاد شده واعضای خانواده های ما بلافاصله بعد از ازادی با بسیاری از هواداران وفعالینی که در داخل کشور ودر ان استان هابودند اعلام کردند که : نه توبه ونه امضا دادیم و نه همکاری . واین موضوع را اقایانی چون همین :(پدر سوخته عوضی بی شرم وحیا وحالافراری از دست من : علی کشتگر ـ خود رفیق خانم اشرف دهقانی و حتی ادم دیوث چون فرخ نگهدار نیز می داند . زیرا این کثافت لجن جهت دیدن اعضای خانواده و تائید یا تکذیب انان . انها را در زندان وازپشت پرده (مامورین اطلاعاتی) دیده بود.
از زمان دستگیری اعضای خانواده تا ازادی انان ما فدائیان جوان به صورت کاملا مخفی وزیرکانه محفل هائی را تشکیل داده و دور هم جمع می شدیم . یک روز منزل این رفیق روز دیگر منزل ان رفیق:تا زمانی که موعد رفتن به خدمت سربازی سر رسید . و به مانند هزاران جوان ایرانی وارد خدمت سربازی شدم . اعزامی ماه ششم هزاروسیصد وشصت و پنج وبه لشکر :نوهد ـتکاوران یا کلاه سبزهاو درپادگان پرندک در نزدیکی شهرشهریار ورباط کریم تهران دوران اموزشی را طی کردم : فرمانده پادگان دردوران اموزشی ما : سرهنگ کشاورز و مربی اموزشی ما نیز سروان افشاری  بعد از اتمام دوران اموزشی وارد منطقه جنگی کردستان .سردشت شدیم . ودر قسمت ها ئی چون گردان ضربت لشکر ـ گردان ۷۴۵ تکاور لشکر بیست و سه نوهد ــ گروهان سوم ـ دسته شناسائی و سپس در قسمت رهائی گروگان لشکرخدمت کردیم .در چهار عملیات جنگی نیز بودیم : ارواح عمه وننه جمهوری اسلامی ...عملیاتهائی چون نصر یک تا نصر چهار در منطقه سردشت البته از طرف سپاه پاسداران دیوانه وبسیجی های بی ترمز شروع شد وهنگامی که انان به مانند گوسفند یکی یکی (بع بع )کرده وبه عنوان سربازان گ...نام و بدنام و افقی به بیت رهبری برگشت می خوردند من ورفقا در سنگر هایمان به همراه سربازان دیگر تخته نرد ومنچ وشطرنج وپاسور بازی می کردیم .
(جهت تفهیم بیشتر این زندانیان دروغگوی تواب شده و درجهت اثبات این حرفها نیز باید بگویم :)
همه جوانانی که در سال هزار و سیصد وشصت وشش در منطقه مرزی سردشت ـ عراق : وبین تپه های استراتژیکی : به نام لک لک و دو پازا ـ تپه سرخی ـ میله مرزی خدمت می کردند .کاملابیاد دارند که یک شب نیروهای عراقی به تپه دوپا زا تک کرد . وهمه شاهد بودیم که گروهانی از سپاه پاسداران نیز در پائین تپه دو پازا :(خیمه بیابانی امام حسین شان )را برپا کرده بودند. شب به محض شنیدن صدای تیراندازی و درگیری بین سربازان گروهان سوم (که اکثرا مازندرانی نیز بودیم )با نیروهای (بعثیون عراقی )که درحال امدن از پائین تپه به بالا بودند .و این تپه هم از لحاظ استراتژیکی انقدر برای لشکر نوهد اهمیت داشت که اگر ان رااز دست می داد بی شک وتردید می بایستی با سردشت و ارومیه نیز وداع کرد .اسمش تپه بود اما از لحاظ ارتفاع سر امد کوههای دیگر در ان منطقه بود.و عراق می توانست به راحتی با سایت های موشکی خود هر دو شهر را باخاک یکسان کند . نیروهای چسو وچسنده پاسدار ارواح عمه وننه یشان  مثلا خواستند رشادت بخرج داده وبه کمک سربازان وظیفه بیایند که امدند اما در وسط درگیری ها تا دیدند که نیروهای عراقی به نیمه های کوه رسیده اند همه فرار کردند
در این پایگاه که بیشتر از پنجاه نفرسرباز نبودیم.بیش از سی نفرمان مازندرانی و تعدادی نیز از لرستان و اهواز بودند. واصولا این تپه را (تپه مازندرون) صدا می کردیم .با دیدن فرار این مادر ق....هاباور کنید همه ما لوله اسلحه را بطرف انان گرفته و تیربار چی قهرمان و شجاع ماکه از مجاهدین خلق وسرباز تبعیدی و بدلیل عدم اجرای دستورات شش ماه اضافه خدمت نیز خورده بود .بی هیچ گذشت وترحمی از پشت شروع به تیراندازی وهمه انان را به رگبار مسلسل وکلاشینکوف بستیم . و از طرفی دیگر هم با نیروهای عراقی درگیر شدیم . وبعد از چهار ساعت درگیری بلاخره نیروهای شجاع هوابرد و خود سرگرد محمد سوداگر : فرمانده گردان وستوان بختیاری : فرمانده گروهان سوم با نیروهای خود به کمک ما امدند. وما داستان واقعه را به فرماندهان خود گزارش دادیم و اعلام کردیم که نیروهای پاسدار توسط عراقی ها کشته شدند چون عراقی ها از پشت سر از همانجائی که خیمه حضرت عباسشان برپا بودنیز به ما حمله کردند .
حادثه ای مهمتر از ان در پایگاه (دسته شناسائی لشکر نوهد در میله مرزی )
 حادثه ای که وزارت کثیف اطلاعات خواستار :(شهید کردن و خانواده شهید ساختن رفقای فدائی )بود . شبی که رفقا در میدان مین خودمان افتادند ویکی از رفقای مجاهد وانسانی مهربان به نام : (محمود حسینی )اهل تهران در این (توطئه )کشته شد. وچهار نفر از رفقای فدائی و دوسرباز دیگر نیز مجروح شدند . این حادثه درست زمانی اتفاق افتاد که اعضای خانواده های ما در زندان بودند . بعد از این حادثه رفقا از طریق یکی از فرماندهان که سلطنت طلب افراطی نیز بودو در خود منطقه به مدت سه ماه به این رفقا اموزش نظامی را داده بود اشخاصی که از رکن دوم دستور داده بودند تا از راه انحرافی که به میدان مین ختم میشد. را یافته و یک هفته بعد در همان منطقه ترورش کنند . وبعد خودشان نیز جسد انان را به ستاد فرماندهی برده وبه گردن (کمین از طرف ضد انقلاب)انداختند
خوشبختانه همه ما سالم دوران خدمت سربازی را طی کردیم. وبه منزل شخصی و ودوران شخصی گری برگشتیم . باز اگر در این مورد وبویژه در مورد کردستان در ان زمان :(داستان وخاطره )خواستید در خدمتم .اما با بیان این گفتار ها خواستم از این زندانیان تواب که خودشان را با چند پس گردنی و کشیده ابدار وسیلی جانانه ... همه چیز شان را به ارزانی شن وماسه وگرد وخاک باد اورده فروختند ....خواهش کنم که لطفا در ایمیلهایتان بی جهت ک...شعر تحویل من یکی ندهید . منتظر باشید تا حرفهای من تمام شود ...بعد از ان هر سئوالی که داشتید وتا انجا که در توان من باشد جواب خواهم داد . پس فعلا و لطفا دیگر دهنتان را ببندید و خفه خون بگیرید . شما ها وامثال شماها بیش از بیست سال هست که فقط چرت وپرت ومشتی جفنگیات تحویل مردم داده و می دهید . دیگر بس است . لطفا ساکت بنشینید
 

کمیته خارج ازکشوروکمیتهٌ مرکزی سازمان

یک سال نیم پیش
چگونه درگیریهابین مسئول کمیتهٌ خارج ازکشوروسه نفرازرفقا
درکمیتهٌ مرکزی سازمان درتهران آغازشد
نامه های ارسالی ازطرف دوکمیته
______________________
 
 رفیق سعیدعضوکمیته مرکزی سازمان

رفیق البرزبادرود
 
ازچندوچون بیانات شمامشخص است که فردی افراطی وعلاقه خاصی به دامنه زنی درمسیرِخشونت طلبی وگسترش بی رویه جنگ وخونریزی ازطرف چریکهای مسلح مدافع عقایدتان راداریددرحالی که باورمن ورفقادرکمیته مرکزی سازمان پیروزی کامل چریکهای فدائی خلق بدون ریختن حتی یک قطره خون یک بیگناه ایرانی ودرراستای پیشبرداهداف سیاسی هستیم توجیه ناپذیری شماچریک فدائی افراطی وخشن،که باخشمی سنگین حکم اخراج و(بایکوت)مارامی دهید،نه موردپذیرش فدائیان انقلابی ست ونه جزئی ازاهداف سازمان چریکها،-سوق دادن مبارزین وآزادیخواهان فدائی شمالی به جنگ مسلحانه یاخون وخونریزی ،هیچ جایگاهی درجنبش فدائیان نداشته وندارد،دنیا،دنیای دموکراسی وبیان است وباهیچ کدام ازشلیک گلوله هاازدهان اسلحه مقاربت ندارد
 
برایت آرزوی موفقیت می کنم
رفیق سعید
____________________________
 
پاسخ رفیق البرز-مسئول ک.خ.ا.ک
 
آقای سعید-....آقاخطابت می کنم چون بعدازاین(رفیق)نیستی،بلکه یک رفیق خائنی

آقای گرامی

امیدآن دارم بااین پاسخ کوتاه،وهمچنان پافشاری می کنم که خودودوستانتان،نه تنهاحکم استعفا،بلکه حکم اخراج شرمگینانه خودراازکلیت سازمان،بادستان خودامضاکنیدچراکه خانه سازمان مخفی ایران ،جایگاه شماافرادهمیشه دلواپس ونگران آینده ودودمی مزاج نبوده ونیست
جهت تتفهیم بیشترشما ودوستان تان
یک-طبق قانون مندرج درسازمان مخفی ایران به تاریخ ۱۹بهمن ۱۳۶۶-هیچکدام ازاعضای سازمان مخفی ایران،تازمان وجودی حکومت اسلامی،حق بیان وصحبت ارصلح ودوستی وآشتی باحکومت اسلامی رانداشته ،درغیراین صورت آن فردباترورانقلابی سازمانی،به مرگ محکوم می شود
دراین مفادقانونی،خودمن نیزباانگشتان دست(چپگرائی)خود,امضاکرده واگرهرکدام ازاعضای سازمان،نشانه کوچکی اززیرپاگذاشتن این(قانون)توسط این اینجانب،مشاهده کردند،جهت اطلاع شماوآن چنددوستِ محافظه کارتان،بایدبگویم،آن قدرشجاعت وشهامت انقلابی،به عنوان یک چریک فدائی خلق ایرانی،دروجودِمن وجودداردکه بعنوان پوزش خواهی ازمردم قهرمان وزحمتکشان این سرزمین،درصورت هرنوع خیانت به آرمانهای والای زحمتکشان ایران،گلوله ای رابرپیشانی خود،شلیک وبازندگی،وداع کنم.چراکه معتقدم جزدرمیدان جنگ ونبردومبارزه مسلحانه بادشمن خلق وزحمتکشان ایران،  بزرگترین شهامت چریکهای فدائی خلق ,یاجانباختن درمحل ومکان جنگهای مسلحانه است یاخودکشیِ شجاعانه،برای آنکه اسیردشمن نشوند.این است خصلت ومنش وماهیت یک چریک فدائی خلق
دو-شما ودوستان شما،شهامت ادامه کدام یک ازاین دوراه رادارید؟ادامه راه مبارزاتی بااهداف سازمان که قوانین مختص خودراداردیاخودکشی؟....خودکُشی پیشکش تان؟...لااقل شهامت برون رفت ازکل تشکیلات راداشته باشید؟....شهامتِ این عمل راندارید؟....لااقل شهامتِ شجاع زیستن راداشته باشید؟....جرات این عمل راهم ندارید؟....پس خواهشاًولطفاًازسازمان بیرون رویدومزاحم دیگران نشوید
 
ماراخوش وشماآقایان رابه سلامت
__________________________

وجواب نامهٌ رفیق البرزبه کمیتهٌ مرکزی سازمان
 
بادرودبه رفقا
 
ازچندوچون برخوردهای تعدادی ازرفقادرکمیته مرکزی سازمان،درقبال سیاستهای سرکوبگرایانه رژیم ملایان،که این سرکوبهای اجتماعی،هرروزه،بیشترازقبل،گسترش،وشدت می یابد،نشان می دهدکه(باپوزش)کنترل وافساراراده وتصمیم شان راهرازچندگاهی،ازدست می دهند،این رفقاپس ازدودهه مبارزه همه جانبه باکلیت حکومت ملایان،متاسفانه،وجودروحیه وخصلت محافظه کارانه،یاحالت کوبیدن یکی به میخ،یکی به نعل،درمزاج سیاسی شان،همواره بزرگترین معضل دردرون تشکیلات سیاسی مابوده است.این افرادبی توجه به کلیه عوامل،وعلّتهائی که باعث شکست جنبش چریکهای فدائی خلق،ومستندترازهمه،نابودی کامل جنبش تاسال ۱۳۶۷که باقتل عام همه رفقای فدائی زندانی،به تراژدی غمناک انسانی،منجرشد،اصراربرتکراراشتباهات فاحش،راداشته،بی آنکه برنتایج اسف بارآن بیندیشند.قرارنبودجنبش  چریکی نوپای ما،حدومرزی به نام محافظه کاری،راسرلوحه اهداف سیاسی،خودقراردهد،-یاراه پس یاراه پیش،-یامبارزه ای همه جانبه یابوسه زدن براصل مبارزه وکنارکشیدن ازهمه چیز،-یابه عنوان انسانهائی عادی چون میلیونهانفرازشهروندان این جامعه،ادامه یک زندگی طبیعی ومعمولی یامبارزه تاآخرین نفس،-قرارنبودمنطقه آرام وصلح ومنطقه بی طرف،درعرصه مبارزاتی ماوجودداشته باشد،منطقه بی طرف،یعنی همان اندیشه هاوطرزتفکرهای حزب بادی،...منطقه بی طرفی وجونداردچراکه سرانجام ودرنهایت،یاتوسط نیروهای خودی ودوست،یاتوسط نیروهای دشمن،اشغال خواهدشد،آنان که قصدزندگی،درچنین منطقه ای رادارند،یااحمق ترین قشرموجوددریک جامعه هستند،یاسودومنفعت خودرادنبال می کنند
ایجادچنین حدومرزی،نه جزواهداف جنبش چریکهاست،ونه درتشکیلات سیاسی ماهیچ جایگاهی دارد،برای ماوجودچنین منطقه ای،یعنی،هیچ وپوچ،بی معنای بی معنا،.هرفردوشخصی،ازدرون سازمان،قصدگام نهادن درچنین،منطقه ای رادارد،باقاطعیت تمام(بایکوت)همه جانبه خواهدشد.پس اصراروپافشاری این رفقای محافظه کارشده،نه دردی رادرمان می کند،ونه تشکیلات ماآنان راحتی برای یک دقیقه،تحمل می کند.تغییراخلاق ونظروعقیده،هردقیقه ای،توسط (مشتی)فرصت طلب واپورتونیستِ پروراج،شده درکمیته مرکزی سازمان،باآن طرحهاوتئوریهای (حال می گویم)احمقانه،وبی پرنسیبانه،هرچریک فدائی خلق واقعی رابه یاددورانی می اندازدکه هرپدرسوخته بی هویتی،درجنبش چریکها،برای خودادعای وراثت کرده ودکان وبقالی جدیدی،بازکرد.لمپن هاولاتهای چاله میدانی،چون فدائیانِ بی شرم وحیای اکثریتی-لات ترولمپن ترازآنان،فدائیان اقلیتی،احمق ترازهمه اینها،تواب سازان کشتگری-خائن ترهمه آنها،باندفسیل شده خانم اشرف دهقانی-وبی پرنسیب ترازهمه آنها،باندکلاه بردارشده حسین زهری،-بی هویت ترازهمه این بی اصل وبی شناسنامه ها،باندمافیائی گروه(هویت)،ووو...گویاتکه پاره کردن جنبش چریکها،انتهاوتمامی نداشته،وهرفرصت طلبی،مرده خوری ومفت خوری سیاسی خودرادرجنبش پیشتازفدائی جستجومی کرد.هنوزکه هنوزهست،مدعیان فدائی،حتی رفقای درکمیته مرکزی،سنگ یک مشت احمقِ سیاسی،رابرسینه خودمی زنند.تلاش بیهوده این افراد،دربه گرداب کشاندن کلیت سازمان،-سوق دادن سازمان به سمت اهدافِ بی شرمانه گروههای پوسیده وچروکیده فدائی،که صدالبته،جان وزندگی وارتزاق،فقط یک روزه آنان،درحمل فریبکارانه،وشیادانه،کلمه(فدائی)نهفته،وباحذف این کلمه،مرده های متحرکی،بیش نیستند،بطوری که افراطی ترین چریک فدائی به نام خانم اشرف دهقانی،به بزدل ترین،احمق ترین،بی شرم وحیاترین،بی پرنسیب ترین،مفت خورترین،وحمال ترین چریکِ چریکها،مبدل شده،وجزبافتن جفنگیات سیاسی،شغل دیگری ندارد،واگرهم اینگونه جفنگیات رانبافد،مطمئناًیک روزه خواهدمرد؟...نه ...رفقای محافظه کار...هنوزجنبش سیاسی سازمان مخفی،عقل وشعورسیاسی خودراازدست نداده است که اجازه دهد،یک محفل نوظهور،کلیت سازمان رابه پرتگاه ودرّه خطرناک سقوط،سوق دهد.این افراداگرقصدپرت کردن خود،به منجلاب-مرداب ودره پرازدایناسورهای ماقبل تاریخ رادارندهمان بهتر،دراسرع وقت،ازسازمان مخفی،استعفا،ومستقیماًوبی واسطه،بانیروهاوگروههای سیاسی موردنظرخود،همکاری کنند،وباخیال آسوده،واردهمان منطقه(بی طرف)شوند،باخاطری آسوده وخیالی راحت،راحت ترازمحدوده سازمان مخفی،می تواننداهداف خودراپیش ببرندچه بساکه احمقهای زیادی،درگروههای مدعی دیگرفدائی،وجوددارند،که مطمئناًبرای خوش آمدگوئی،حتی فرش قرمز،زیرپایشان،پهن خواهندکرد.
یک روزفریب دوآدم بنجل وجنایتکارِاسلامی،(موسوی وکروبی)راخورده،وتئوری دفاع ازآنان رامی بافند،روزدیگر،به شجاعتِ گفتاری احمدی نژاد،تکیه می کنند,روزبعدبرهربی شخصیت وبی پرنسیبِ دیندار،به صِرفِ یک افشاگری(بخوانید)جنگ برادرانِ ناتنی پیرامونِ نظامِ آخوندی،تکیه،وقصددفاع ازآن فردرادارند،ساعتی،دیگر،چه الم شنگه های عقیدتی،که برای فلان سرکردهِ رئیس شده درفلان گروه فدائی،براه نمی اندازند،چه سازهاکه برای فلان مدعی فدائی،نمی نوازند،..نه...آقایان،:..سازمان مخفی،هیچ جایگاهی برای اینگونه،نازوکرشمه هاندارد،اگرعاشق رقاصی های سیاسی،هستید،کوله بارسراسر،طنازی گری خودرابردوش انداخته،وبه سازمانهای مربوطه یتان،مراجعه کنید
درسازمان مخفی،حرف اول وآخرراشلیک اسلحه می زند،مبارزه مسلحانه،به عنوان یک هدف بزرگ،بشمارمی رود،سازمان،برای کسی،حلواوخرما،پخش نمی کند.محافظه کاروطرفدارمنطقه بیطرف،همواره درسازمان(بایکوت)شده است

یک سال ونیم پیش-مطلب دریافتی -مافیای سیاسی

مافیای سیاسی-دینی
 
بی شک اکثرایرانیان،باواژه هایی چون نیروهای سیاسی-اپوزیسیون-گروههای،دینی،مذهبی-آشناشده یاهستند.هرچنداسامی وکاربرداینگونه واژه های گُنده،گُنده،برای بسیاری ازنادانان،ناآگاهان،بی خبران،بی اطلاعان ازهمه چیز،چون شیْ وکالائی شگفت انگیزوحیرت آوروحتی مهیج بوده واست امادریک جامعه چون جامعه ایران وجودِصدههاگروه ومجمع وسازمان وحزب وتشکیلاتهای سیاسی-دینی- ومذهبی که چون علفهای سمّی وهرزوخطرناک،زایش کرده وکلیت جامعه ایران رابه یک اجتماع مسموم کننده ومسموم شده مبدل ساخته ومی سازندنیست بلکه بدبختانه وبزرگترین بدبختی ملّت همیشه کتک خوروتوسری خورایران،عدم آگاهی وعدم دانش کافی این علّت ازریشه هاوتخم وبذرهائی ست که برای پیدایش اینگونه معضلاتِ ضداجتماعی،ریخته شدتاپایه های ویرانگرخودرادریک جامعه،پایه ریزی کند
ازسال ۱۳۶۸تاحال،ازجمعیت صددرصدایران،تنهاپانزده یادرنهایت بیست درصدازافرادجامعه،ازعلت ومعلولهای پیدایش اینگونه علفهای هرزاجتماعی،اطلاع داشته ویابراساس برداشتهاودیدگاههای سیاسی خود،به تحلیل اینگونه پدیده های ضدمردمی وضداجتماعی پرداخته ودرنهایت سعی وتلاش می کردندکه به روشهای مختلف دست به افشاگری زده تاشایدآن هشتاددرصدملّت ناآگاه وبی اطلاع،تاحدودی ،آگاه شده وتفکرکنندکه تلاش دراین راستا،باعث مرگِ تدریجیِ آگاه ترین وروشنفکرترین قشرجامعه به خاطراحمقیتِ هفتاددرصددیگرازجامعه شدونتیجه اسفناک ترهم همین وضعیت موجودِفعلی ست که شاهدآن هستیم
باتوضیح وتشریح بیوگرافی وعلت پیدایش هرزگونه نیروها-باندها-محافل-انجمنهاوگروههای سیاسی-دینی-ومذهبی ایرانی تلاش می کنم تاحقایق وواقعیتهائی که توسط این نیروهارخ داده ومی دهدرابه نسل شورشی ومبارزامروزی ایران،گفته وامیدآن دارم که دراین زمینه کوتاهی بخرج نداده ودیرنشده باشد
 
مافیای سیاسی-دینی-مذهبی
 
شدیدترین مرحله ازلحاظ زمانی درزایش وپیدایش مافیای سیاسی،دینی،ازهمان آغازبکاردستگاه تروروجنایت وآدمکُشی حکومت ننگین اسلامی،بود،دراوج تب وتاب پیروزی انقلاب،درشرایطی که همان هفتادیاهشتاددرصدملّت جوگیرشده ایران،عکس امام شان رادرکره ماه می دیدند،یایک بچه آخوندِهمیشه کون برهنه،رادرعرض چندروز،امام وروح امام وروح الله وحتی نایب الله درایران،مبدل ساختند،بی هیچ شک وتردیدی،ارائه چنین طرزتفکرهای سیاسی،دینی،توسط خودآن هشتاددرصدملّت جوگیرشده،امکان پذیرنبوده بلکه درترویج هرنوع خرافات ومزخرفاتِ دینی وسیاسی،دستهائی قوی تر،درپشت پرده،اقدام به ترویج اینگونه،تئوریهای ضدعقل وضدفکربشری،می زدکه نمایندگی اینگونه ترویج وارائه وگسترش رادرابتداسه جریان ارتجاعی وواپسگراترازملاوآخوند،یعنی حزب توده ایران-سازمان مرتجع مجاهدین خلق-وعقب ماندگان ذهنی درجبهه ملّی ایران-برعهده گرفته وبه بت سازیهای سیاسی،دینی،پرداختند.سرکردگان این سه نیرو،سازمان،وحزب ارتجاعی،کاملاًمزدور،مزدورازنوع حقیقتاًمزدور،که تاریخ کهن ایران زمین،هرگزچنین مزدورانِ (همه چیزفروش)،به چشم خودندیده بودکه آن راهم دیدوتجربه کرد،درحالی که قشرآگاه وروشنفکرجامعه نه تنهاآخوندکون برهنه،خمینی حرامزاده رابلکه حتی هرچه تفکرات ومزخرفات وچرندیاتِ دینی،که جای داشت،حتی الله وپیامبران رابه پشم وپیله وتخم خودنیزبحساب نمی آورند،ناگهان باحمله هاویورشهای وحشیانه ای ازطرف همان ملّت حالاچماقدارشده هفتاددرصدی مواجه شده،وواژه هاوکلماتی جدیدوتازه،برزبان این ملّتِ،اْمت شده،وردزبان وجاری شد
یک فردناآگاه وبیسواد،هرگزنمی تواندهیچ سوادودانشی رافرابگیردمگرآنکه یک معلم وآموزگار،ابتداحروف وکلمات وجمله نویسی رابه اوبیاموزدحال بازبان منطقِ آموزشی سالم یاباچوب وفلکهای مختص دوران سوادآموزی.حکومت ننگین اسلامی باآن ملّت به اصطلاح هفتاددرصدی،حالا(اُمت مسلمان وهمیشه درصحنه شده)نه شعورآن راداشتندکه ازخود،واژه هاوکلماتِ مدروزوجدیدونورااختراع کنندونه عقلشان بدانجامی رسیدکه کلیه آروغهاوتفاله های خرافاتی واحمقانه دینی رابه عنوان یک(روش وسیستم)درسرکوب ونابودی آگاه ترین وروشنفکرترین قشرموجوددرجامعه،بکاربرده ،مگرآنکه یک استادخبره ومعلمی شیطان صفت وکینه ای وعقده ای چنین درس وآموزشی رابه(بیسوادان ونادانان تازه به دوران رسیده)داده باشد.هنوزحرامزادگانی چون خمینی دجال،یاحرامزاده ترازاین طلبه کون برهنه،افرادی چون مهدی بازرگان،ابراهیم یزدی،علی خامنه ای رفسنجانی،لاجوردی،حسین شریعتمداری،بهشتی،طالقانی،دستغیب،جنتی،کروبی،موسوی،ولایتی،محسن رضائی ووو....هنوزازکون مادرشان به بیرون پرت نشده وهنوز(یاعلی رانگفته اند)،شدندنمایندگان الله درایران ودرکره زمین،طلبه کون برهنه،شدرهبرمسلمانان جهان-عقیده ومرامش شدولایت فقیه ومطلقه وملّت شدامت همیشه درصحنه وشهیدپروروبدترازهمه اینها،آگاه ترین قشرجامعه هم ضدانقلاب وملحدومرتدوضدخدا.
 
هیچکس نمی توانست به جماعتِ ازکون بدنیاآمده آخوندوآخوندپرستها،درس ومشق وسوادِسیاسی،دینی بیاموزدجزسرکردگان حزب توده- جبهه ملّی ایران وحرامزادگان کثیف مافیائی،سیاسی درسازمان مجاهدین خلق ایران
.دریک رقابت وحشیانه وبربرمنشانه مابین این سه باندتبهکارِحرفه ای سیاسی،وسبقت گیری درربودن جایزه پابوسی ودست بوسی پدرتازه یافته یشان،چنان ازسروکول هم،باچنگ ودندان،بالامی رفتند،که حتی خرچنگهاهم ازدیدن آنان شرم وخجالت زده شدند
 
دسته بندی جریانات مافیائی

حزب توده-سازمان مجاهدین خلق ایران-جبهه ملی ایران

 
ایرانیان،هرگزفراموش نمی کنند،نکنندونخواهندکردکه این سه جریان کثیف وحرامزاده ضداجتماعی،اولین جریانات بی پدرومادری بودندکه به کون بوسی وخایه مالی،ورفت وروب وشتشوی حمامی(دلاکهای سیاسی)خمینی وخمینی صفتان شتافتند
سرکرده حرامزادگان توده ای(نورالدین کیانوری واحسان طبری)چنان تشتی رازیرکون خمینی گذاشتندکه مبادایک صدم درصدازگُه هاوریدمانهای سیاسی،دینی خمینی،به هدررودوبعدازهرریدن خمینی،چنان آن راتغذیه ومی خوردندکه هزاران مرتبه،درودبه سگ،بیچاره سگ باوفاوشریف
توسط این حزب  حرامزاده بی پدرومادر،خمینی باآن دین واسلام وخدایش شد،:انقلابی به تمام معنا-ضدامپریالیسم-ضدودشمنِ ضدانقلاب-آیت الله-روح الله-نایب برحق امام زمان،-رهبرانقلاب-حضرت امام -امام خمینی-رهبرانقلاب اسلامی- رهبروفرمانده کل قوای اسلامی وانقلابی-انقلابی بزرگ قرن ووو.....درارائه چنین واژه هاوکلمات،حزب توده ایران،نه تنهاسنگ تمام گذاشت.....؟

حزب(روده)ایران فکرمی کردکه دردستمال بدستی وخایه مالیِ برای خمینی،استادهمه فن حریف بوده ودستمال بدست ترازاودرجهان یافت نمی شودواگرپیداشود،بسیارنادروکمیاب است تاآنکه ناگهان سازمان مجاهدین خلق ایران،این رکوردرادرمقابل حزب روده ایران،شکست وبانشان دادن آلت تناسلی مسعودرجوی به حزب روده (توده)ایران،گفت:..زکی...بیاجلو
مسعودرجوی راکه دیگر،همگان می شناسند.اگردردنیای سیاست ،یک حزامزادهْ  وجودداشته باشدآنکس کسی نیزجزخمینی وسپس مسعودرجوی،...مسعودرجوی که تمام دوران نوجوانی وجوانی خودرادرزیرآلت تناسلی طلبه های قم وقمی وقزوینی،گذرانده بود،مدتی رابه جرم لواط درزندانهای ساواک شاه گذراندودرزندان،بادیدن سیاسیون زندانی،ناگهان ومثل رعدوبرق,سیاسی شد.اماتاپیروزی انقلاب هرگزدردِبیش ازحدِخودبه طلبه های قمی وقزوینی رانه تنهانمی توانست فراموش کند،بلکه به صورت یک عقده وکینه بجامانده و...،راه تلافی این عقده،....چه کسی بهترازخمینی ودارودسته اش؟
حزب روده ایران تاچهارسال بعدازانقلاب،چنان پاس های کُلُفتی ازحرامزاده ترازخودخوردکه آن اواخر،حتی ازبدنیاآمدن خودهم پشیمان شده بودغافل ازاینکه حرامزاده ترازمسعودرجوی هم دردنیاوجودداشت که اگراحسان طبری،نورالدین کیانوری،مسعودرجوی،خودراختم حرامزاده های سیاسی می دانستند،جبهه ملی ایران مادرزاینده همه حرامزاده های سیاسی،ودرس حرامزادگی وفاحشه گری سیاسی رابه آن سه نفرناشی سیاسی که جای خودداردحتی به امام سیزدهم کیانوری وطبری ورجوی،درس یادداده وبه همه آنان می گفت:
...درکلاس درس سیاسی همگی خفه خون
به هرحال چاره ای نبود،حرامزاده ای حرامزاده ترازدیگری،درکلاس ومکتب نوظهورآخوندی،خمینیسم،شاگردانی ممتازبودند،پس به جای دشمنی درامرلواط گری سیاسی،هرسه سرکردگان سه گروه،متحدومتفق القول شدندکه ازهمان تَشتی بخورندکه حزب توده،زیرکونِ خمینی قرارداده وچه گُه ائی خوشمزه ترازگُه حالاامام شده،خمینی
واین سه جریان نه تنهاهنوزازهمان تشت ریدمان خمینی تغذیه وسیراب می شوندبلکه درعصرحاضر،فاحشه ترازآنان دردنیا،یافت نمی شود
 
جریانات دینی،مذهبی
مسیحیت،اسلامی یت،بهائیت،سنی یت،یهودی یت،بربریت،خریت
 
دینها،موادمخدروافیون توده هابوده وهست،امااگربناباشدکه مردم ایران،بزوردین چپانی،یک دین رابرگزینندپس بایدبه همان گفتارهاوپندارهاوکردارهای آقای زردشت،روی بیاورندکه این رسم ورسوم وفرهنگ نه حالت دین راداردونه به تازگی،کشف شده است،.پس ازبه اصطلاح آقای زردشت،برسرهرسگ ایرانی،هرچه کوبیده شد،دین ومذهب،ریدوشاشید،دینهاومذاهبی که حتی خرهم بامشاهده پیدایش آنان به عرعرکردن افتاد،یکی دین اسلام رااختراع کرد،دیگری هم ناگهان خرترازآن یکی شدومسیحییت رارید،ودیگری حقه بازترازدوتای اولی،یهودیت راادرارکردوچهارمی،حقه بازترازهمه،به گشادی کون فیل،بهائیت راریدودجال ترازهمه اینهاهم توالت خانه های کوچکی به نام(مذاهب)رااختراع وابداع وزرنگ ترازهمه اینها،هم همان کسی بودکه باتزریق وترویج (خریتهای دینی،مذهبی)،جنگ ونبردودریدن وتکه پاره کردن همدیگر،برای تنازع بقا،چون وحوش درنده،رامابین این(خریت های دینی،مذهبی)براه انداخت...مادرعیسی رانمودوانداخت گردن خدا-محمدزنباره ولواط باز،این لوطی همه فن حریف راازدرون غارحرا(پس ازعمل لواط بامحمدوآل محمد)،بیرون آوردوسِمَت رسول خدارابردرکونِ محمد،مُهرکردوانداخت گردن خدا-(چهارپایان بازان)قهاروحرفه ای چون موسی وابراهیم ویحیی راهم به سِمَت پیامبران(تازه خرشدگانی)بنام یهودیت،انتخاب،وپس ازعمل گایش بامادران همه آنها،همه تقصیرهارایکجابه گردن خدای بدبخت انداخت.دکانداران وبقالی داران کوچک دیگرتحت(عنوان)مذاهب هم باخط گیری ازبزرگترهای خود،هرکدام برای خود،یک ج....ه خانه وف...ه خانه(مذهبی)بازکرده وواردمیدان جنگ ونبردبرای تنازع بقاشدندبطوری که اگردرحال حاضربه پیشینه همه آنان،طی چندقرن اخیرنگاهی بیاندازید،یکی ازیکی دیگرحرامزاده ترومادرقحبه تر،
دراین درگیریهای مابین حرامزادگان دینی ومذهبی،یکی ازهمه آنان،بازحرفه ای ترومکارتروحیله گرتر،رودست همه زدوبااختراع باب وباب الله وعبدالله وشقدول الله های مختلف،به همه آنان گفت:....زکی..آن دین به این می گفت زکی..واین دین به آن دین می گفت....بفرمابخور...زکی....امروزه باپیشرفته شدن این ادیان ومذاهب،شاهدوناظرعینی آن هستیم که طرفداران همه ادیان ومذاهب،یاکونی وگِی وفاحشه وروسپی اند،یاقاچاق فروشان موادمخدروصادرکنندگان(افیون)یادزدوسارق وآدمکُش وجنایتکاریاپول بگیران ومزدورانی برای هرنوع مزدوری گری،یعنی به این جماعت،مشتی دلاربدهیدهرچقدرکه دلتان خواست،فروکنیدچراکه اینگونه اعمال ورفتارازهمان طویله ای که مریم خانم،عیسی حرامزاده راپس انداخت وآن مردزرنگ هم محمدرابعدازعمل لواط ازغارحرابیرون آوردتا.... -چه بخواهید،چه نخواهید،به طرفدارانشان هم سرایت وبه ارث می رسد.اسمش راهم گذاشته اندآزادی وفراوانی ادیان ومذاهب درایران،درحالی که جراُت نمی کنندبگویندف....ه خانه هاوج....ه خانه های مدرن دینی،مذهبی،باآنکه شاهدیم،فاحشه گری وروسپی گری،حالادیگرنه تنهادرایران،که درسراسردنیا،تولیداتی ازدرون ادیان ومذاهب هستند،به مساجدواماکن مقدسه مسلمان سرک بکشید،...چه می بینید...یک مشت حرامزاده به نام پاسداروبسیج وحزب اللهی..؟...به اماکنی به نام کلیسا،دیدی بیاندازید،چه می بینید...جزآنکه،یک حقه بازشارلاتان،بنام(پاپ)و(کشیش)یاروی کون یک بچه درازکشیده یایک کشیش دیگربرروی کون این کشیش،لمیده،...به کنیساهای یهودیان،نفوذکنید،چه می بینید،...یاخاخام کونی باخاخام دیگردرحال کون بازی وبچه بازی ست،یاداردپول وسودنزولهایش رامی شمارد،یابرای جماعت عرب،توطئه می چیندیاآن عرب هم دردرون مسجدش،برای یهود،بمب ودینامیت میسازد،....
 
خرتوخریست مابین این ادیان ومذاهب،که بیاوببین

 

خرهاوالاغ های تئوریسین

 
طویله خانه اسلامی افغانستان
 
___________________
 
انواع واقسام خروالاغ صفت درسرزمین افغانستان
 
 
____________________
 
خرھای عادی-خرھای مھم وخدمتگار بيگانه ھا-خرھای وحشتناک-خرھای ديپلومات-خرھای آرام ،دعا گوی ومديحه سرا-خرھای رندوچالاک-خرھای گمشده-خرھای چند زنجيره،ھوشيارومنتظر:مثل ملاعمر،ملا ربانی ، گلبدين ،حقانی-خرھای تيوريسن
 

آبان ۲۶، ۱۳۹۱

میرکت،دشمن اصلی(کژدم)،جاسوسِ ناشی


جن هادرزیرعبای ملاها


حادثهٌ گاپیلون ویه که تی ها

 
 .پس از ۱۲تا ۱۵ دقيقه،بادخالت پيشمرگان اتحاديه ميهنی کردستان عراق(يه که تی)،تيراندازی خاتمه مييابد.بدين ترتيب دومحفل فوق،قبل ازهمه عباس توکل ومصطفی مدنی،بادامن زدن مداوم بربحران تشکيلات،به شيوه ای سازمان شکنانه وغير انسانی نيروی فدايی رادريک تقابل مسلحانه درمقابل هم قراردادند.اعضاء وپيشمرگان سازمان،که بهترين روابط دوستی رابايکديگرداشتند،دردوقدمی يکديگرايستاده،به چشمهای هم خيره شده،به روی يکديگراسلحه کشيده،خون صميمی ترين رفقای خودرابرزمين ريختند
 
_____________________________________
 
جالب است که بدانیدبعدازاین جنگ ونبردوخون وخون ریزی وهفت تیرکِشی ورفیق کُشی،که سرانجام بادخالت پيشمرگان اتحاديه ميهنی کردستان عراق (يه که تی)،به اتمام رسید،پیشمرگان مسلح فدائی مشاهده کردندکه آقایان،عباس توکل-مهدی سامع -حسین زهری-حمادشیبانی-یدی شیشوانی ومدنی،بخاطرسرعت عمل پیشمرگان کردعراقی(یه که تی ها)که چون نیروهای امدادگروآتشنشانی،خودرابه محل رسانده بودندباهم روی تپه ای ایستاده وجهت تشکرازیه که تی ها،مشتهای خودراگره کرده وشعارمی دادند
درودبربرادریه که تی        درودبربرادریه که تی

شش سال پیش-نوشته ای ازرفیق پویان

برای آنکه فریب نخوریم
 
کمیتهٌ خارج ازکشورسازمان مخفی ایران
سال ۲۰۰۶-آمریکا
 
سازمان مخفی ایران
 
بی‌ شک و تردید کسانی‌ که اوایل انقلاب ویا حوادث و اتفاقا ت بعد از آن را دیده و مشاهده کرده اند خصوصا این نسل سوخته که متاسفانه مشکلات و بدبختیهای موجود را با صبر و تحمل فراوان پشت سرگذ ا شته و هم چنان در اوج نابسامانیهای اجتماعی به زندگی‌ دردناک خود ادامه میدهند . از یک طرف شاهد بدترین و شدیدترین رفتار های ضد انسانی‌ سیستم حا کمه بوده اما از طرفی‌ نیز و به نظر من بدتر از همه این رفتار ها ی وحشیانه .شاهد تنها گذاشتن این نسل از طرف نیروهای اپوزیسیون درنده و ما فیا یی‌ بود .شاید بریدن این نسل از مسائل سیاسی‌ مربوط به جامعه یمان را بتوان از نفرت و انزجا ر آنان عنوان کرد . شاید بتوان گفت که نسل جوان دیگر تحمل با ندباز یها و کثافت با زی ها ی مختص و موجود در نیروها ی اپو زیسیون را نداشته و ندارد . و شاید نیز بتوان به این نسل انواع و اقسام اهانتها و انگ های بی‌ مورد زد .آنان را بی جربزه _ ترسو _ بزدل _ بی‌ غیرت _ بی‌ تعصب _ بی‌ تفاوت _ سر گردا ن و پریشان _ نا آگاه و نادان . و و و.... به حساب اورد . اما نامردیهاو خیانتهای ضد اجتماعی و کاملاضد این نسل‌ و از پشت خنجر زدن بر پیکره این نسل توسط نیروهای حر اف و بی‌ مصرف وبی‌ منطق را چه باید نامید؟ چنین نیروی کاملا مسخره و بی‌ شرم و حیا و بی‌ منطقی‌ که تحت عنوان نیروی به اصطلاح اپوزیسیون به حیا ت زالو صفتا نه و مفت خوری خود انهم با مایه گذاشتن از سر مایه و بودجه ملی‌ همین نسل ادامه داده و متاسفانه به ما نند جمهوری اسلامی‌ هیچ ترحم و مهری نسبت به این نسل از خود نشان نداده و نمیدهند . وحتی‌ برایشا ن هیچ تفاوت و فرقی‌ نمیکند که روزی چند جوان بدبخت و بیچاره و بیگناه بالای چوبه دا ر ا ویز ان _ا عد ام و یا تیر بارا ن شده یا حتی خود را کشته و حلق اویز میکنند و این نیروی به اصطلاح ( مزخرف اپوزیسیون ما)به مانند کفتار های پیر و گرسنه منتظر خبر های دست اول بوده ونا بودی تدریجی‌ و زجر اور این نسل را خواهان و خواستار شده تا شاهدین اصلی‌ خیانت ها و دجالی‌ های سیاسی‌ چندین ساله خود رابه خاک سپرده و لاپوشانی‌ کنند و بنگاهها ی‌ تبلیغاتی‌ و خبری خود را گرم نگاه دارند . چه باید نامید؟
با چنین حا ل و روز پریشان و درب و داغو ن و افتضاحی که اپو زیسیون ایرانی‌ داشته و دارد . بی‌ شک و تردید هر آدم عا قل و منطقی‌ و فکوری همان ابتدا عطا ی آنان را به لقای مبارکشان بخشیده و جان خود را نجات میدهد . مگر در برابر این همه جنایت و قتل و کشتار و نا بودی این نسل چه ( غلطی‌ ) کردند؟ که امروزه بتوان از آنان انتظار نو و جدید داشت . هیچ اپوزیسیونی‌ در دنیای فعلی‌ به اندازه اپوزیسیون موجودایرانی‌ مسخره و کمدی و احمق و نادان نبوده و نیست . فریب آنان را نخوریم . باید نیرو یی دیگر و براستی‌ اپوزیسیون واقعی‌ را ایجاد کنیم انهم به توسط همین نسل سوخته و نسل جوان امروزی و بدور از غوغا سالاریهای ناجوانمردانه اپوزیسیون مفت خور بی‌ عمل و بی‌ منطق ‌. هنگامی‌ که مدعیان سیبیل کلفت فدائی‌ و کمو نیست های فلسفه با ف با انهمه ادعا های بی‌ پرنسیبانه خود این نسل را در اوج بدبختیها و بیچارگیهای روزمره یشا ن تنها گذ اشته و نا مردانه و ناجوانمردانه به آنان خیانت ورزیدند. از آقایا ن مسعود رجوی ها و رضا پهلوی ها و احزاب من در اوردی چو ن حزب کمونیست کارگری ها و سازمانهای به مانندقا رچ ها ی‌ سمی‌ و علفهای هرز چه انتظاری میتوان داشت . ؟؟؟ آشکار و بارز و مسلم است که حتی‌ در خوشبینانه ترین حالت نیز اعتماد کردن به چنین نیروهایی‌ اشتباهی فاحش و محض بوده و عمر مبارک خود را هدر خواهیم داد . و در چنین وضعییتی است که هواداران و طرفداران این نیروها از آنان بریده و خود به فعالیت ادامه می‌ دهند . طرفداران و اعضای سازمان مخفی‌ جوان مسلح نیز به مانند دیگر طرفداران و هواداران این گونه نیروهای بی‌ عمل بعد از سالها انتظار و چشم بر اه بودن برای یک عمل و حرکت کارساز از طرف اپوزیسیون فراری فدائی‌ وارد میدان کارزار و مبارزا ت سیاسی‌ مختص خود شد
آنچه که سالها بر سر جنبشی‌ به نام جنبش پیشتا زفدائی‌ امد و می‌ آید اگر براستی‌ در امر این اتفاقا ت و حوادثی‌ که به وقوع پیوست دقت و توجه کنیم . به این باور و نتیجه خوا هیم رسید که آن طور که خو د مسیو لین این سازمان خصوصا بعد از انقلاب پنجاه و هفت به این جنبش و سازمان ضربه های کاری وار دنموده و خیانت ورزیدندجمهوری اسلامی‌ وارد نساخت و نکرد. سالهاست که اینگونه رهبران و مسیولین و کادر های مرکزی این سازمان و سازمانهای هم طیف فدائی‌ چنان خانواده های اعد امیا ن و کشته شدگان و حتی بازماندگان این کشته شدگان و فرزندان آنان را تنها گذاشتند که هیچ بنی‌ البشری چنین عمل و کاری را تا بحال انجام نداده است . در بین بسیاری از بازماندگان کشته شدگان و قربانیان سیاسی‌ چه بسا چنین انگیزه ای در آنان بارور شده بود که انتقام خون های ریخته شده اعضای خا نوا ده خود را .با دست خود بگیرند .
اگر بیا د داشته باشیم در سال هزارو سیصد و هفتا دیا هفتاد و یک علی‌ اکبر هاشمی‌ رفسنجا نی صحنه ترور ساختگی‌ از خود به وجود آورد و آن را بر گردن سازمان فدائی‌ و عا مل تیر اندازی را نیز از اعضای منزوی شده و بریده سازمان فدائی‌ معرفی‌ کرد در حالی‌ که واقعییت چیز دیگری بود آن زمان هاشمی‌ رفسنجا نی‌ براستی‌ از طرف این سازمان یعنی‌ سازمان مخفی‌ در طرح و پروژه ترور این سازمان قرار داشت . اما خالی‌ کردن عقده ها و کینه ها و نفر تهای تلنبار شده به مدت طولانی و ‌سالهای سال به ویژه به قتل رسیدن و کشتن عزیزان و والدینشان و از طرفی‌ مخصوصا بعد از واقعه کشتار نویسندگان و روشنفکران و قتل خانواده فروهر ها و از همه مهمترحادثه هیجده تیرکوی دانشگاه در تهران که گویا تعدا دی از کشته شدگان دانشجو از بد حادثه با این سازمان ارتباط و برای این سازمان فعالیت میکردند این حس و انتقام به او ج خود رسیده و این سازمان از حالت گفتار و بحث به مرحله‌ عمل و مبارزه مسلحانه روی می‌ آورد . و در همان روز تعدادی از مامورین اطلاعاتی‌ و نیروهای معروف به لباس شخصیها را ناکام میکنند. و بعد از آن نیزنامه های تهدید امیز خود را ابتدا به سران و مسولین بالا مقام نظام مانند دادستان ها و قاضیها و استا نداران و فرماندهان نظامی و مخصوصا به وزارت اطلاعات کشور ارسال کرده و آنگاه وارد مرحله عملیاتی‌ خود میشوند . در طی‌ سه سال گذشته نیز دست به عملیات های دیگر چریکی‌ زده که آخرین عملیات آنها را می‌توان ترور چند قاضی‌ مانند قاضی‌ مقدس را عنوان کرد . دلیل ترور این قاضی‌ نیز بر طبق گفته ها و توضیح آنان صدور حکم اعدا م تعدادی از دانشجویان قبل از حادثه کو ی دانشگاه از طرف این قاضی‌ وهمچنین شرکت این قاضی‌ در کشتن و اعد ام تعداد زیادی از قربانیان و مقتولان سیاسی‌ در زندانهاو نقش مستقیم این قاضی‌ در تیر خلاص زدن به دو زن و شو هر از فدائیان در سال شصت و پنج و زور گیری های مادی و پولی‌ کلان این قاضی ا ز بسیاری از خانواده های‌ بی‌ بضا عت که پرونده حقوقی‌ آنان زیر دست ایشان بود .
حدود چهار ماه قبل نیز فرمانده گردان عا شورا در شهر سرا وان را و گویا اینباراین سازمان با همکاری مبارزین مسلح بلو چستا ن ترور کرده و مسولیت آن را نیز بر عهده گرفته اند. اگر در حال حاضر به شیوه عمل آن تعداد از سازمانهای نامبرده شده نگاهی‌ بیندازیم در خواهیم یافت که آنان بدون توجه به یاوه سرایی‌ های نیروهای مدعی‌ اپوزیسیون بی‌ حرکت و ما فیا یی علنا در درون جامعه و در داخل کشور به مبارزا ت سیاسی‌ خود ادامه می‌ دهند . نه در خارج از کشور .
اما متاسفانه وزارت اطلاعات کشور جهت ضربه زدن به این نیروها و همچنین به این سازمان که مخفیانه ضربا ت خود را بر پیکره رو به ریزش حکومت وارد می‌ سازد و از لحاظ اجتماعی نیز گویا مو فق شده اند جایگاه خوب و مناسبی‌ را در بین مردم و مخصوصا در بین جوانان و دانشجویان که تشنه انتقام و خالی‌ کردن عقده ها و نفرت های مالامال و تلنبار شده در طی‌ این سالها هستندبه وجود بیاورند هر از چند گاهی‌ تعدا دی از مامورین و تخریب کنندگا ن شخصیتی‌ خود را در لباس افراد چپ و یا مثلا زندانیان زن سیاسی‌ و یا نویسندگان مخالف حکومت انهم در لباس چپ را روانه بازار مکا ره اپوزیسیون (خوش باور و ها لو صفت ) کرده و قصد شناسایی‌ ا عضا و نفرا ت اینگونه سازمان ها را دا رد . که نمونه اخیر این گونه افراد جعلی‌ و شخصیت تخریب کن را می‌ توان از خا نمی‌ به نا م نسترن بهکیش به میان آورد . که تا دیروز خود را به ریسمان پوسیده جبهه دوم خردادی ها اویزان کرده بود . و بر طبق خوا سته آقای خاتمی‌ به درون جنبش واقعی‌ زنان در داخل کشور نفوذو همچنین جهت شناسایی‌ دانشجویان مبارز و آزادی خواه و فعالان سیاسی‌ با وزارت اطلاعات کشور همکاری و سنگ تمام گذشته است . در حالی‌ که باید واقعیت ها را پذیرفت . با تخریب چهره ها و شخصیت های واقعی‌ و مبارزین این کشور نمی‌توان خود و ملت را فریب داد . مردم خود به مراتب بهتر و بیشتر می‌ دا نند و میفهمند که چه کسانی‌ برای ازادی واقعی‌ ایران مبارزه و زحمت میکشند . و برای انکه ما نیز فریب هیچ کدام از نیروهای دغل بازو حقه باز و مکا ر و حیله گر موجود در ا پوزیسیون بی‌ فایده و چلا ق و فلج شده و خیا لی‌ را نخوریم . باید و لازم و ضروری ست که از آنان فاصله گرفته و ما نیز عطا یشا ن را برای ا بدیت به لقایشان ببخشیم . تشکیل یک نیروی جدید و قوی و کاملا جوان را داده و پا به پای مبارزین واقعی‌ این مرزو بوم به مبارز ا ت سیا سی‌ _ اجتما عی‌ _ فر هنگی‌ خود تا رسیدن به ازادی واقعی‌ ادامه دهیم . حتی‌ اگر شد با جنگ مسلحانه و با به دست گرفتن ا سلحه .
 
 فراموش نکنیم که ماقویترازحکومت هستیم
پویان